بسم الله الرّحمن الرّحیم
اسراف یکی از گناهان کبیره است که در قرآن وعده عذاب جهنم برای آن آمده است ، ( وأَنَّ الْمُسْرِفينَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ : و مسرفان اهل آتشند (غافر/43) . معانی مختلفی برای اسراف و تبذیر از دیدگاه مفسران بیان شده است ؛
1 – راغب اصفهانی :
اسراف : السرف تجاوز الحد فی کل فعل یفعله الانسان و ان کان فی الانفاق : تجاوز از حدود و در هر فعلی که انسان انجام دهد حتی اگر آن فعل انفاق باشد .
تبذیر : التبذیر التفریق و اصله القاء البذر و طرحه فاستعیر لکل مضیع لماله : در اصل به معنای پاشیدن بذر است ... و این حکم برای هر ضایع کننده مالی استعاره آورده شده است .
2 – مجمع البیان :
الف ) : لا یجاوزوا الحلال الی الحرام : تجاوز نکردن از حلال به حرام .
ب ) آنچه عقلاً قبیح است : مانند اینکه شخص عیالواری مقدار پولی داشته باشد و خود و خانواده اش گرسنه باشند و او تمام پول را صرف خرید عطر نماید .
ج ) آنچه باعث زیان رساندن باشد ، امام صادق (ع) فرمودند : آنچه که باعث از بین رفتن مال گردیده و زیان به بدن برساند اسراف است : إنّما الإسراف فیما اتلف المال و الضرّ بالبدن ( کافی /2/499 ) .
3 – تفسیر نمونه :
" تبذير" در اصل از ماده" بذر" و به معنى پاشيدن دانه مىآيد، منتها اين كلمه مخصوص مواردى است كه انسان اموال خود را به صورت غير منطقى و فساد، مصرف مىكند، و معادل آن در فارسى امروز" ريختوپاش" است .
4– تفسیر نور :
اسراف تنها در مال نيست، بلكه هدر دادن استعدادها و نيروهاى انسانى به خاطر پايبندى به بتهايى كه جمادى بيش نيستند نيز اسراف است (تفسير نور، ج10، ص: 260) .
5 – تفسیر کبیر ( فخر رازی ) :
التبذیر فی الغة افساد المال و انفاقه فی السرف : در اصل به معنای فاسد کردن مال است .
6 – تفسیر ظلال قرآن ( سید قطب ) :
تبذیر زیاد خرج کردن نیست ، بلکه تبذیر مربوط به موضع انفاق است ، یعنی مال را در چه راهی خرج کردن است ، اگر در راه باطل باشد تبذیر و در غیر این صورت تبذیر نخواهد بود .
جمع بندی اقوال :
دو گونه اسراف وجود دارد :
1 – مصرف کردن مال به نحوی که به تضییع بینجامد که این قسم اسراف را تبذیر می گویند ، مثلاً شخصی برای دو نفر میهمان 10 نوع غذا تهیه کند و بعد از پذیرائی مابقی غذاها را دور بریزد ، این شخص جزء مبذرین خواهد بود .
2 – مصرف کردن مال و غیر مال به نحوی که از حدّ اعتدال خارج شود بی آنکه ظاهراً چیزی را ضایع کرده باشد ، مثلاً شخصی برای دو میهمان به اندازه 5 نفر غذا درست کرده باشد و کلّ آن غذاها توسط میهمانان مصرف شود ، ( زیاده روی و اسراف است ولی تبذیر نیست) .
بین اسراف و تبذیر نسبت عموم و خصوص مطلق از نسبت اربعه منطقی وجود دارد ، به این نحو که هر تبذیری اسراف است ولی هر اسرافی تبذیر نیست
نکته قابل توجه این است که لفظ اسراف منحصر در ضایع کردن مال نیست بلکه شخص در هر چیزی زیاده روی کند اسراف محسوب می شود ، نظیر : قُلْ يَاعِبَادِىَ الَّذِينَ أَسْرَفُواْ عَلىَ أَنفُسِهِمْ : بگو: «اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كردهايد » ( زمر/53 ) .
آیات اسراف و تبذیر
1 – اسراف در انفاق و صدقه هم ممنوع است :
وَ الَّذِينَ إِذَا أَنفَقُواْ لَمْ يُسْرِفُوا : عبادالرحمن کسانی هستند که در انفاق و بخشش مالشان اسراف نمی کنند . ( فرقان /67 )
معنای آیه این است که انفاق آنها در جهت معاصی و گناه نیست و در غیر حق مصرف نمی کنند چنانچه پیامبر اکرم (ص) فرمودند : مَن أعطی فی غیر حق ِّ فقد اسرف . یا به نحوی انفاق کند که از مایحتاج اولیه زندگی خود و خانواده اش بماند . از ابن عباس نقل است مفهوم این آیه المجاوزةالحد می باشد .
آیه 141 سوره مبارکه انعام هم ناظر به این مطلب است : وَ ءَاتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَ لَا تُسرِْفُواْ إِنَّهُ لَا يحُِبُّ الْمُسرِْفِينَ : و حقّ آن را به هنگام درو، بپردازيد! و اسراف نكنيد، كه خداوند مسرفان را دوست ندارد! ( انعام / 141 ) . مرحوم طبرسی می نویسد : "لَا تُسرِْفُواْ" می تواند خطاب به صاحبان مال باشد که آنان را از صدقه دادن تمام مال خویش بر حذر می دارد ،. يعنى همه مال را صدقه ندهيد بلكه براى خانواده هم چيزى باقى بگذاريد در غیر این صورت اسراف است . چنان كه ثابت بن قيس بن شماس ثمر پنجاه نخل را برداشت و همه را صدقه داد .
2 – اسراف در خوردن و آشامیدن :
وَكوُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ : و (از نعمتهاى الهى) بخوريد و بياشاميد، ولى اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمىدارد ( اعراف / 31 ) .
الف ) اسراف در پرخوری منشأ بسیاری از بیماری های جسمی ، روحی ، سنگدلی و محروم شدن از چشیدن مزه عبادات و ... است ؛ پیامبر (ص) می فرمایند : المعدة بیت کل داءٍ ( تفسیر مجمع البیان ) . نقل شده است كه هارون را طبيبى مسيحى بود. روزى وى به على بن حسين واقد گفت: در كتاب شما از علم طب چيزى نيست، در حالى كه علم دو تاست: علم پزشكى و علم اديان . وى در جواب گفت: خداوند تمام پزشكى را در نصف آيه، جمع كرده، مىفرمايد: « وَكُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا» و پيامبر ما تمام پزشكى را در يك جمله، خلاصه كرده، فرمود : المعدة بيت كل الداء و الحمية رأس كل دواء و اعط كل بدن ما عودته : شكم خانه هر بيمارى و پرهيز اصل هر داروست و بدن را از آنچه بدان معتاد كردهاى محروم مگردان . طبيب گفت ، قرآن و پيامبر شما از پزشكى براى جالينوس چيزى باقى نگذاشتهاند .
ب ) امام صادق (ع) : کسی که رزق یک روز خود را داشته باشد ولی قانع نباشد و از مردم سؤال و تکدّی کند ، از مسرفان است ( تفسیر فرقان) .
ج ) لایحبّ به معنای بغض خداوند نسبت به مسرفین معنا می شود تا دلالت بر حرمت اسراف شود ، نه دوست نداشتن صِرف ( مجمع البیان ) .
3 – اسراف بر خود :
قُلْ يَاعِبَادِىَ الَّذِينَ أَسْرَفُواْ عَلىَ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ : بگو: «اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كردهايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مىآمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است . (زمر / 53 )
مرحوم طبرسی می نویسد : برخی گفته اند آیه فوق درباره وحشی نازل شده است که در میدان جنگ اُحُد حضرت حمزه (ع) عموی پیامبر (ص) را به شهادت رساند و هنگامی که اسلام قدرت یافت و مسلمانان در همه جا پیروز شدند ، وحشی می خواست اسلام بیاورد امّا می ترسید اسلامش مورد قبول واقع نشود که آیه فوق نازل شد و او اسلام آورد . سپس مرحوم طبرسی می نویسد نمی توان این روایت را به عنوان شأن نزول پذیرفت زیرا نزول آیه در مکه بوده است و جریان وحشی و شهادت حضرت حمزه (ع) مربوط به مدینه است ، ولی ممکن است آیه فوق بر او قرائت شده باشد و او که هراس از پذیرش توبه اش داشت بدان امیدوار شد ه باشد .
ولی فخر رازی شأن نزول دیگری نقل می کند : این آیات درباره اهل مکه نازل شده است ، آنان می گفتند محمد (ص) چنین فکر می کند که هر کس پرستش بت کند یا دستش به خون آغشته شود هرگز بخشوده نخواهد شد ، در عین حال به ما می گوید : اسلام بیاورید ، ما چگونه اسلام بیاوریم در حالی که هم بت پرستیده ایم و هم خون بی گناهان را ریخته ایم ؛ آیات فوق نازل شد و درهای توبه را به روی آنها گشود .
علامه طباطبائی می نویسد : اسراف بر نفس عبارت است از : تعدّی و تجاوز بر آن به وسیله شرک و سایر گناهان کبیره و صغیره . چنانچه خداوند متعال ، کفر و شرک را اسراف قلمداد نموده و از قول مؤمن آل فرعون در قرآن آمده است که به قوم خویش گفت " تَدْعُونَنىِ لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَ أُشْرِكَ بِهِ مَا لَيْسَ لىِ بِهِ عِلْمٌ وَ أَنَا أَدْعُوكُمْ إِلىَ الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ * لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَدْعُونَنىِ إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فىِ الدُّنْيَا وَ لَا فىِ الاَْخِرَةِ وَ أَنَّ مَرَدَّنَا إِلىَ اللَّهِ وَ أَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ : مرا دعوت مىكنيد كه به خداوند يگانه كافر شوم و همتايى كه به آن علم ندارم براى او قرار دهم، در حالى كه من شما را بسوى خداوند عزيز غفّار دعوت مىكنم! * قطعاً آنچه مرا بسوى آن مىخوانيد، نه دعوت (و حاكميّتى) در دنيا دارد و نه در آخرت و تنها بازگشت ما در قيامت بسوى خداست و مسرفان اهل آتشند! (غافر/ 43-42 ) . در سوره "یس" آیه 19 ، مخالفان انبیاء و اهانت کنندگان به آنها مسرف نام گرفته است .
آنچه لازم است به آن بیندیشیم این است که معنای اسراف و تعدّی بر نفس چیست ؟
نتیجه اسراف بر خود این است که انسان از حد و اندازه ای که خداوند برای او مقرر نموده است تجاوز کند و نفس و روح خویش را از جایگاه اصلی خویش به سوی انحطاط برده و گاه به حدّی دور شود که تبدیل به هویت حیوانی و پست تر از آن بشود و گاه به ظاهر نیز مسخ شود . براء بن عازب نقل می کند که معاذ بن جبل در نزدیک پیامبر (ص) نشسته بود و از آن حضرت معنای آیه شریفه " يَوْمَ يُنفَخُ فىِ الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا : روزى كه در «صور» دميده مىشود و شما فوج فوج (به محشر) مىآييد! (نبأ / 18) " را سؤال نمود ، پیامبر (ص) فرمودند : ده صنف از امت من به صورت گروه های مختلف محشور می شوند : گروهی به صورت میمون محشور می شوند و آنان افرادی هستند که سخن چین بوده اند ، افرادی به صورت خوک محشور می گردند و آنان حرام خوارانند ، گروهی به صورت معکوس بر صورت هایشان کشیده می شوند که ربا خواران هستند ، و آنان که کور محشور می شوند قضاوت کنندگان به ظلم هستند ، کسانی که لال محشور می گردند انسان هایی هستند که به کارهای خویش عُجب می کرده اند ، و عده ای دیگر کسانی هستند که زبانهای خویش را می جوند که عُلما و قضاتی هستند که اعمالشان بر خلاف گفتارشان بوده ، و آنهایی که دست ها و پاهایشان قطع شده است کسانی هستند که همسایگان خویش را آزار می داده اند ، و افرادی هستند که آویزان بر شاخه های آتش اند و آنان جاسوسان مردم به پادشاه ستمگر بوده اند ، و آنها که بدبوتر از مردارند افرادی هستند که در شهوات و لذاّت غوطه ور بوده اند و حقوق الهی را در اموال خویش نمی پرداخته اند و آنها که لباس های آتشین می پوشند اهل فخر و تکبّر بوده اند . ( مجمع البیان /5/423 ) .
آیا سرانجامی این چنین اسراف بر نفس نیست ؟ انسانی که می توانست تا اعلی علّییّن پرواز کند تا آنجا که به تعبیر قرآن " لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا : خداوند آنها را مىپذيرد در حالى كه غرق شادى و سرورند! (انسان/11) " ؛ " إِنَّ الْمُتَّقِينَ فىِ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ * آخِذِينَ مَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ : به يقين، پرهيزگاران در باغهاى بهشت و در ميان چشمهها قرار دارند * و آنچه پروردگارشان به آنها بخشيده دريافت مىدارند ( ذاریات /16-15 ) " و دارای چهره هایی اند که در آن روز شاداب و با طراوتند " وُجُوهٌ يَوْمَئذٍ نَّاعِمَةٌ : چهرههايى در آن روز شاداب و با طراوتند (غاشیه / 8 ) " ؛ " ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَةٌ : خندان و مسرور است (عبس / 39 ) " و تا آن مقام که : " رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند * بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت " ، اکنون بر اثر گناه و تعدی ، آنچنان روح و جانش انحطاط یافته است که روح انسانی او هویتی حیوانی یافته است .
اما با همه این اوصاف هرگز درهای رحمت الهی به روی بندگان گنه کار بسته نیست و هر زمان که انسان قصد اصلاح خود را داشته باشد ، خداوند هم او را می پذیرد ، در تفسیر مجمع البیان (ج21، ص: 197 ) در ذیل آیه مورد بحث آمده است : از «ثوبان» غلام رسول خدا (ص) نقل شده كه گفت: دوست ندارم دنيا و آن چه در اوست به جاى اين آيه براى من باشد ؛ حضرت امير المؤمنين (عليه السلام) فرمود: در قرآن آيهاى گستردهتر . امیدوار کننده تر از آيه (يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا ...) نمىباشد .
4 – اسراف کاران برادران شیاطینند :
" وَ ءَاتِ ذَا الْقُرْبىَ حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ لَا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا * إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كاَنُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَ كاَنَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا : و حقّ نزديكان را بپرداز، و (همچنين حق) مستمند و وامانده در راه را! و هرگز اسراف و تبذير مكن * چرا كه تبذيركنندگان، برادران شياطينند و شيطان در برابر پروردگارش، بسيار ناسپاس بود! ( اسراء/ 27-26 ) "
تبذیر اتلاف مال است ، امّا کسی که مالش را در راه خدا انفاق کند هرگز مبذّر نیست ، و کسی که درهمی در غیر مسیر صحیح خرج کند مبذّر خواهد بود . امین الاسلام به نقل از ابن عباس از ابن مسعود از مجاهد می نویسد " لو انفق مداً فی الباطل کان مبذراً و لو انفق جمیع ماله فی الحق لم یکن مبذراً . فخر رازی در تفسیر کبیر نقل می کند که عثمان بن الاسود ( ظاهراً از تابعین است ) می گوید من همراه مجاهد ( جزء تابعین و از بزرگان تفسیر و شاگرد ابن عباس بوده است ) بودم که کعبه را طواف می کرد ، پس سرش را بالا گرفت و نگاهی به کوه ابوقبیس کرد و گفت " لو أنَّ رجلاً انفق مثل هذا فی طاعة الله لم یکن من المسرفین ، و لو انفق درهماً واحداً فی معصیة الله کان من المسرفین : اگر کسی به اندازه کوه ابوقبیس در راه خدا انفاق کند از مسرفین نخواهد بود و اگر یک درهم در معصیت خدا انفاق کند مسرف خواهد بود " سپس آیه شریفه فوق را می خواند.
چرا مبذرین برادران شیاطینند ؟
الف ) آنها در انجام دادن کارها و کفران نعمت کردن شبیه شیطان هستند . ب ) آنها همراه شیطان در دنیا و آخرت هستند .
" وَ مَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَانِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ : و هر كس از ياد خدا روىگردان شود شيطان را به سراغ او ميفرستيم پس همواره قرين اوست! (زخرف /36 ) " احْشُرُواْ الَّذِينَ ظَلَمُواْ وَ أَزْوَاجَهُمْ وَ مَا كاَنُواْ يَعْبُدُونَ : ( در اين هنگام به فرشتگان دستور داده مىشود: ) ظالمان و همرديفانشان و آنچه را مىپرستيدند ( جمع کنید ) ( صافات / 22 ) "
و شیطان هم نسبت به خداوند رحمن کافر بود ( وَ كاَنَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا ) . در تفسیر فی ظلال القرآن در توضیح کفر شیطان و مبذرین این چنین می نویسد : شیطان حق نعمت های خداوند را که شُکر بود به جا نیاورد و همچنین مبذرین هم نعمت های خداوند را کفران می کنند و حق نعمت و صاحب نعمت را به جا نمی آورند ، حق این است که مالشان را در راه حقوق و طاعات و راه حق مصرف کنند ، ولی آنها این کار را انجام نمی دهند و در راه باطل مصرف می کنند .