اسراف و تبذیر- قسمت دوم
امتیاز کاربران
اگر در تاریخ دقت کنیم خداهیم دید اساس بسیاری از جنگهای مخرّب و نابود کننده نسل انسان ، در همین روحیه عیّاشی و مصرف های زیاده از حد است ، انسان روحیه ای زیاده خواه دارد و به حدّی خاص بسنده نمی کند ، به همین دلیل است که خداوند پس از دستور به ضرورت های زندگی مثل خوردن و آشامیدن دستور به اجتناب از اسراف می دهد ( المیزان/9/82 ) .
شاید به همین جهت باشد که خداوند صفات مسرفان را فسادگری و دوری از اصلاح بیان فرموده است .
6 – اسراف در غرائض :
" إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ : آيا شما از روى شهوت به سراغ مردان مىرويد، نه زنان ؟! شما گروه اسرافكار (و منحرفى) هستيد! " (اعراف / 81 ) .
خداوند منحرفان اخلاقی و هم جنس بازان را که استعدادهای انسانیِ تکثیر و بقاء نسل بشر را از بین می برند را هم مسرف خطاب می کند ، چنانچه قوم لوط (ع) را مسرف خطاب می کند . " شما جمعيت اسرافكاريد" يعنى از حدود الهى قدم بيرون گذارده و در سنگلاخ انحراف و تجاوز از مرز فطرت سرگردان شدهايد (بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ ) ممكن است اين جمله اشاره به آن باشد كه آنها نه تنها در مورد غريزه جنسى راه اسراف را مىپيمودند، بلكه در همه چيز و همه كار گرفتار چنين انحراف و زيادهروى بودند.( تفسير نمونه، ج6، ص: 245 )
7 - اسراف در خونریزی :
" وَ لَا تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتىِ حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ مَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِف فىِّ الْقَتْلِ إِنَّهُ كاَنَ مَنصُورًا : و كسى را كه خداوند خونش را حرام شمرده، نكشيد، جز بحق! و آن كس كه مظلوم كشته شده، براى وليش سلطه (و حق قصاص) قرار داديم اما در قتل اسراف نكند، چرا كه او مورد حمايت است! (اسراء/ 33 )
در حديث معروفى از پيامبر اسلام ص مىخوانيم: " خون هيچ مسلمان كه شهادت به وحدانيت خدا و نبوت پيامبر اسلام مىدهد حلال نيست مگر سه گروه: قاتل، زانى محصن، و آن كس كه دين خود را رها كند و از جماعت مسلمين بيرون رود" . " فَلَا يُسْرِف فىِّ الْقَتْلِ" اين جمله اشاره به اعمالى كه در زمان جاهليت بود، و در امروز نيز گاهى صورت مىگيرد كه احيانا در برابر كشته شدن يك نفر از يك قبيله، قبيله مقتول خونهاى زيادى را مىريزند.
و يا اينكه در برابر كشته شدن يك نفر افراد بى گناه و بى دفاع ديگرى غير از قاتل را به قتل ميرسانند، چنان كه در رسوم عصر جاهليت مىخوانيم هر گاه فرد سرشناسى از قبيلهاى كشته مىشد قبيله مقتول به كشتن قاتل قانع نبود، بلكه لازم بود رئيس قبيله قاتل و يا فرد سرشناس ديگرى را به قتل برسانند هر چند هيچگونه شركتى در قتل نكرده باشد . در عصر ما نيز گاهى جناياتى رخ مىدهد كه روى جانيان عصر جاهليت را سفيد مىكند و ما شاهد اين گونه صحنهها مخصوصا از ناحيه اسرائيل غاصب هستيم كه هر گاه يك جنگجوى فلسطينى سربازى از آنها را بكشد بلا فاصله بمبهاى خود را بر سر زنان و كودكان فلسطينى فرومىريزند و گاه دهها نفر انسان بى دفاع و بى گناه را در برابر يك نفر به خاك و خون مىكشند. عين همين معنى را در جنگ تحميلى كه مزدوران بعث امروز بر ضد كشور اسلامى ما به راه انداختهاند مشاهده مىكنيم باشد كه تاريخ آينده در اين زمينه قضاوت كند . مساله رعايت عدالت حتى در مورد قاتل در آن حد و پايه است كه در وصاياى امير مؤمنان على ع مىخوانيم كه فرمود: " اى فرزندان عبد المطلب! مبادا بعد از شهادت من در خون مسلمانان غوطهور شويد و بگوئيد امير مؤمنان كشته شد، و به بهانه آن خونهايى بريزيد، آگاه باشيد تنها قاتل من (عبد الرحمن بن ملجم مرادى) كشته خواهد شد ، درست دقت كنيد هنگامى كه من از اين ضربهاى كه او بر من زده است شهيد شوم تنها يك ضربه كارى بر او بزنيد و بعد از كشتنش بدن او را مثله نكنيد . (تفسير نمونه، ج12، ص: 109 )
آیه در مورد اسراف در قتل است ، اگر کسی را بخواهند قصاص کنند هم نباید اسراف در قتل باشد ، امّا مسلمان نمایانی هستند ( وهابی ها ) که کشتن مسلمانان خصوصاً شیعیان را باعث رفتن به بهشت می دانند و فتوی می دهند که کشتن یک شیعه باعث رفتن به بهشت می شود و در ابتدا مفتی اعظم عثمانی ( نوح افندی ) این فتوی را در کشور عثمانی صادر کرد و باعث کشته شدن 450 هزار مسلمان شیعه شد ، این در حالی است که قرآن کریم می فرماید " وَ لَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتىِ حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ : و انسانى را كه خداوند خونش را حرام شمرده، جز بحق نمىكشند (فرقان / 68 ) " ؛ "
وَ لَا تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتىِ حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ : و كسى را كه خداوند خونش را حرام شمرده، نكشيد، جز بحق! ( اسراء / 33 ) " ؛ " وَ مَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَلِدًا فِيهَا وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا : و هر كس، فرد باايمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازاتِ او دوزخ است در حالى كه جاودانه در آن مىماند و خداوند بر او غضب مىكند و او را از رحمتش دور مىسازد و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است (نساء / 93 ) " .
اسراف و تبذیر از دیدگاه روایات
1 – اسحاق بن عمّار گوید : به امام صادق (ع) عرض کردم : آیا مؤمن می تواند ده پیراهن داشته باشد ؟ حضرت فرمود : آری . عرض کردم بیست پیراهن چه ؟ فرمود : آری ، اینها اسراف نیست ؛ اسراف آن است که لباس بیرونت ( مهمانی ات ) را لباس کار و دم دستی قرار دهی . ( میزان الحکمه / 5 / 8674 ) .
2 – امام حسن عسکری (ع) : همانا بخشندگی را اندازه ای است که اگر فراتر رود اسراف است . ( میزان الحکمه / 5 / 8675 ) .
3 – پیامبر (ص) : در شستشو نیز اسراف هست ، در هر چیزی اسراف وجود دارد ( میزان الحکمه / 5 / 8676 ) .
4 – پیامبر خدا (ص) : اینکه هر چیزی دلت بخواهد بخوری ، اسراف است ( میزان الحکمه / 5 / 8677 ) .
5 – امام صادق (ع) : میانه روی ، کاری است که خداوند عزّ و جلّ آن را دوست دارد و اسراف را ناخوش می دارد ، حتّی دور انداختن هسته ی میوه را ، زیرا به کاری می آید و حتّی دور ریختن زیادی نوشیدنی ات را ( میزان الحکمه / 5 / 8678 ) .
روزی حسن بصری خدمت امیرالمؤمنین (ع) کنار شطّ فرات بود ، ظرفی را آب نموده و آشامید و بقیه آن را روی زمین ریخت . حضرت علی (ع) فرمود در این کار اسراف نمودی زیرا آب را بر زمین ریختی و بر روی آب نریختی . حسن از روی اعتراض گفت : شما خون مسلمین را میریزی اسراف نمیکنی ، من با این مقدار آب اسراف نمودم . حضرت فرمودند : اگر من در ریختن خون مسلمین اسراف می کنم چرا به آنها کمک نکردی و جزء شورشیان با من جنگ ننمودی ؟ حسن گفت : من آماده جنگ شده لباس و سلاح پوشیدم تا با شامیان همراه شوم ، همینکه از منزل بیرون آمدم هاتفی صدا زد قاتل و مقتول در جهنّم هستند و از تصمیم خود منصرف شدم . حضرت (ع) فرمودند : راست گفتی ، او برادرت شیطان بود . ( انوارنعمانیه/226 ) . " وَ إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ : و شياطين به دوستان خود مطالبى مخفيانه القا مىكنند، تا با شما به مجادله برخيزند ( انعام / 121 ) "
6 – امام صادق (ع) در پاسخ به سؤال از کمترین حدّ اسراف فرمودند : کمترین اندازه آن این است که لباس بیرونت را لباس خانه و دم دستی قرار دهی ، ته مانده ظرفت را دور بریزی و خرما بخوری و هسته هایش را این طرف و آن طرف پرت کنی ( میزان الحکمه / 5 / 8679 ) .
7 – امام علی (ع) : بیچاره اسرافکار ! چه دور است از اصلاح نفس و جبران کار خود ( میزان الحکمه / 5 / 8657 ) .
8 – امام علی (ع) : هر که ثروتی دارد مبادا آن را تباه کند ، زیرا صرف کردن بی موردِ آن ریخت و پاش و اسراف است . این کار او را در میان مردم بلند آوازه می کند ، اما نزد خداوند بی مقدار می سازد ( میزان الحکمه / 5 / 8658 ) .
9 - امام علی (ع) : اسراف ، موجب هلاکت است و میانه روی ، مایه زیاد شدن ثروت ( میزان الحکمه / 5 / 8660 ) .
10 – امام علی (ع) : زشت ترین بخشش ، اسراف است ( میزان الحکمه / 5 / 8663 ) .
11 – امام زین العابدین (ع) – در دعا - فرمودند : و مرا از زیاده روی باز دار و روزی ام را از تلف شدن نگه دار و دارایی ام را با برکت دادن به ان افزون گردان و راه مصرف آن را د رکارهای خیر به من بنمایان ( میزان الحکمه / 5 / 8665 ) .
علامات مسرفین
1 – پیامبر خدا (ص) فرمودند : نشانه اسرافکار چها چیز است : 1 - الفَخرُ بِالباطِلِ : به کارهای باطل می نازد ، 2 - وَ یأکُلُ ما لَیسَ عِندهُ : و آنچه را فراخور حالش نیست می خورد ،3 - وَ یزهَدُ فی اصطِناعِ المَعروفِ : و در کارهای خیر بی رغبت است ، 4 - وَ یُنکِرُ مَن لا یَنتَفِعُ بِشَیءٍ مِنهُ : و هر کس را که بدو سودی نرساند ، انکار می کند . ( میزان الحکمه / 5 / 8670 ) .
2 – امام باقر (ع) : اسرافکاران آنانی هستند که حرامها را حلال می شمارند و خون ناروا می ریزند ( میزان الحکمه / 5 / 8672 ) .
3 – امام صادق (ع) : لقمان به فرزندش گفت : اسرافکار سه نشانه دارد : آنچه در شأن او نیست می خرد و آنچه برازنده او نیست می پوشد و آنچه فراخور حالِ او نیست می خورد ( میزان الحکمه / 5 / 8673 ) .
در پایان دست تضرّع به سوی پروردگار گشوده و این دعا را زمزمه می کنیم :
رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ إِسْرَافَنَا فىِ أَمْرِنَا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انْصرُْنَا عَلىَ الْقَوْمِ الْكَفِرِينَ
پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و از تندرويهاى ما در كارها، چشمپوشى كن! قدمهاى ما را استوار بدار! و ما را بر جمعيّت كافران، پيروز گردان! (آل عمران /147)
جلسات تفسیر هفتگی انجمن حافظان و قاریان قرآن کریم – استاد قنبر بیگی
جهت مطالعه بیشتر به متب ذیل مراجعه نمائید :
1 – تفاسیر : المیزان ، نمونه ، نور ، مجمع البیان ، فی ظلال القرآن ، کبیر
2 – میزان الحکمه
3 – بهشت اخلاق
4 – مفردات راغب اصفهانی
5 – اصول کافی