بسم الله الرّحمن الرّحیم
اعتدال - قسمت اول
یکی دیگر از صفات بندگان خداوند رحمان ، اعتدال در انفاق است .
عبادالرحمن حتّی در انفاق که بسیاری گمان می کنند به هر اندازه که انفاق کنند خوب است هم باید حدّ اعتدال را رعایت نمایند تا چه رسد به امور دیگر ؛ به عبارت دیگر اگر انسان در انفاق باید حدّ اعتدال را رعایت کند ، به طریق اولی در سایر امور زندگی هم نیازمند رعایت این مهم خواهد بود.
ما بحث را به صورت کلّی و مربوط به اعتدال در تمام امور زندگی بیان می کنیم .
اعتدال : شناخت راه صحیح و راه وسط و مواظبت و مشی بر آن و یا به معنای مراقبت از خود در تمام امور که به تندروی و کندروی نینجامد .
اسلام دین میانه رو است و تمام برنامه هایش در حدّ اعتدال است ، قرآن کریم می فرماید " ذَالِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ : اين است آيين استوار ( روم / 30 ) " ؛ " فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ : روى خود را بسوى آيين مستقيم و پايدار بدار ( روم / 43 ) " ؛ " وَ كَذَالِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شهَُدَاءَ عَلىَ النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا : همانگونه (كه قبله شما، يك قبله ميانه است) شما را نيز، امت ميانهاى قرار داديم (در حد اعتدال، ميان افراط و تفريط) تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر هم بر شما گواه است ( بقره / 143 ) " . حضرت علی (ع) پیامبر (ص) را اینگونه معرفی می کند " تا آن كه كرامت خداوند سبحان (مقام پيامبرى) به محمّد صلي الله عليه وآله رسيد. پس، آن حضرت را از بهترين خاندان وگرامي ترين دودمان برآورد ... [درخت دودمانِ] او را شاخه هايي است بلند وبرافراشته كه دست كسي به ميوه آن نمي رسد. او پيشواي پرهيزگاران است وديده رهيافتگان ... رفتارش ميانه روي واعتدال است وطريقه اش راهنمايي وهدايت. سخنش حق را از باطل جدا مي سازد وحكم وداوري اش به عدل وداد است ( میزان الحکمه / 841 )" ، همچنین آن حضرت می فرمایند : طَریقُنا القَصد : راه ما ، راه اعتدال است ( شرح غررالحکم / ح4/ص254 ) . پیامبر اسلام (ص) علاوه بر اینکه خود مصداق واقعی و کامل اعتدال است همه عالم را نیز امر به اعتدال و میانه روی می کند : ایُّهاالنّاس عَلَیکُم بِالقَصد ، عَلَیکُم بِالقَصد ، عَلَیکُم بِالقَصد . ( ابن ماجه / سنن/ ج2 /ص1417 )
اگر در گوشه و کنار دنیا دیده می شود که کارهایی را که در حدّ افراط و تفریط است به اسلام نسبت می دهند اینها فقط تهمت هایی است که به هیچ عنوان در مورد اسلام و مسلمان واقعی مصداق ندارد .
آیات و روایات اعتدال
1 - اعتدال در انفاق :
الف ) وَ الَّذِينَ إِذَا أَنفَقُواْ لَمْ يُسْرِفُواْ وَ لَمْ يَقْترُُواْ وَ كَانَ بَينَْ ذَالِكَ قَوَامًا : و كسانى كه هر گاه انفاق كنند، نه اسراف مىنمايند و نه سختگيرى بلكه در ميان اين دو، حدّ اعتدالى دارند. ( فرقان/67 ) ؛
ب ) " كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَ ءَاتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَ لَا تُسرِْفُواْ : از ميوه آن، به هنگامى كه به ثمر مىنشيند، بخوريد! و حقّ آن را به هنگام درو، بپردازيد و اسراف نكنيد ( انعام / 141 ) " . در مجمع البیان تفسیر این آیه را این چنین بیان می کند که بیش از حد انفاق نکند و سهمی را برای خانوادهاش نگه دارد .
ج ) امام صادق عليه السلام : ضَمِنتُ لِمَنِ اقتَصَدَ أن لا يَفتَقِرَ ، و قالَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ : «يَسْألُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ العَفوَ» و العَفوُ الوَسَطُ ، و قالَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ :« و الَّذينَ إذا أنفَقُوا لَم يُسْرِفُوا و لَم يَقْتُرُوا و كانَ بَينَ ذلكَ قَواما» و القَوامُ الوَسَطُ : من براي كسي كه ميانه روي كند، ضمانت مي كنم كه فقير نشود . خداوند عزّ وجلّ فرموده است : «از تو مي پرسند كه چه انفاق كنند، بگو: زيادتي را» . مراد از زيادتي، [رعايت] حدّ وسط [در انفاق ]است . نيز خداوند عزّ وجلّ فرموده است : «و كساني كه هرگاه خرج كنند ، زياده روي نكنند وبر خود سخت وتنگ [نيز] نگيرند، [بلكه] رعايت قوام مي كنند » ، قوام به معناي اعتدال وحدّ وسط است ( میزان الحکمه / 14890 ) "
د ) " وَلا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا : هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن، (و ترك انفاق و بخشش منما) و بيش از حدّ (نيز) دست خود را مگشاى، تا مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرومانى! ( اسراء/29 )" . همانگونه كه" بسته بودن دست به گردن" كنايه از بخل،" گشودن دستها به طور كامل" آن چنان كه از جمله" وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ" استفاده مىشود كنايه از بذل و بخشش بى حساب است . و" تقعد" كه از ماده" قعود" به معنى نشستن است كنايه از توقف و از كار افتادن مىباشد . تعبير به" ملوم"، اشاره به اين است كه گاه بذل و بخشش زياد نه تنها انسان را از فعاليت و ضروريات زندگى بازمىدارد بلكه زبان ملامت مردم را بر او مىگشايد . " محسور" از ماده" حسر" (بر وزن قصر) در اصل معنى كنار زدن لباس و برهنه ساختن قسمت زير آن است، به همين جهت" حاسر" به جنگجويى مىگويند كه زره در تن و كلاهخود بر سر نداشته باشد . به حيواناتى كه بر اثر كثرت راه رفتن خسته و وامانده مىشوند، كلمه" حسير" و" حاسر" اطلاق شده است، گويى تمام گوشت تن آنها يا قدرت و نيرويشان كنار مىرود و برهنه مىشوند . و بعداً اين مفهوم توسعه يافته به هر شخص خسته و وامانده كه از رسيدن به مقصد عاجز است" محسور" يا" حسير" و" حاسر" گفته مىشود . " حسرت" به معنى غم و اندوه نيز از همين ماده گرفته شده، چرا كه اين حالت به انسان معمولا در مواقعى دست مىدهد كه نيروى جبران مشكلات و شكستها را از دست داده، گويى از توانايى و قدرت برهنه شده است . در مورد مساله انفاق و بخشش اگر از حد بگذرد و تمام توان و نيروى انسان جذب آن گردد، طبيعى است كه انسان از ادامه كار و فعاليت و سامان دادن به زندگى خود وامىماند، برهنه از نيروها و سرشار از غم مىگردد، و طبعا از ارتباط و پيوند با مردم نيز قطع خواهد شد . در بعضى از روايات كه در شأن نزول اين آيه نقل شده اين مطلب به وضوح ديده مىشود، در روايتى مىخوانيم پيامبر (ص) در خانه بود سؤال كنندهاى بر در خانه آمد چون چيزى براى بخشش آماده نبود، و او تقاضاى پيراهن كرد، پيامبر (ص) پيراهن خود را به او داد، و همين امر سبب شد كه نتواند آن روز براى نماز به مسجد برود . اين پيش آمد زبان كفار را باز كرد ، گفتند : محمد خواب مانده يا مشغول لهو و سرگرمى است و نمازش را بدست فراموشى سپرده است . و به اين ترتيب اين كار هم ملامت و شماتت دشمن و هم انقطاع از دوست را در پى داشت و مصداق" مَلُومًا مَحْسُورًا " شد ، آيه فوق نازل گرديد و به پيامبر (ص) هشدار داد كه اين كار تكرار نشود . بعضى نيز نقل كردهاند كه گاهى پيامبر (ص) آنچه را در بيت المال داشت به نيازمند مىداد به گونهاى كه اگر بعدا نيازمندى به سراغ او مىآمد، چيزى در بساط نداشت و شرمنده مىشد، و چه بسا شخص نيازمند ، زبان به ملامت مىگشود و خاطر پيامبر (ص) را آزرده مىساخت ، لذا دستور داده شد كه نه همه آنچه را در بيت المال دارد انفاق كند و نه همه را نگاهدارد، تا اين گونه مشكلات پيش نيايد . (تفسير نمونه/ ج12/ ص 92 )
2 – اعتدال در غذا خوردن :
" وَ كُلُواْ وَ اشرََْبُواْ وَ لَا تُسرِْفُواْ : بخوريد و بياشاميد، ولى اسراف نكنيد ( اعراف / 31 )
" امام كاظم عليه السلام : اگر مردم در خوردن اعتدال مي ورزيدند بدنهايشان سالم مي ماند . ( میزان الحکمه / 669 ) "
3 – اعتدال در نماز و عبادات :
وَ لَا تجَْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَ لَا تخَُافِتْ بهَِا وَ ابْتَغِ بَينَْ ذَالِكَ سَبِيلًا : و نمازت را زياد بلند، يا خيلى آهسته نخوان و در ميان آن دو، راهى (معتدل) انتخاب كن! (اسراء/110)
در تفسير على بن ابراهيم از امام صادق (ع) چنين نقل شد كه در تفسير آيه فرمود : الجهر بها رفع الصوت، و التخافت بها ما لم تسمع نفسك ، و اقرأ بين ذلك : جهر اين است كه زياد صدا را بلند كنى و اخفات آن است كه حتى خودت نشنوى ، هيچيك از اين دو را انجام نده ، بلكه حد وسط ميان آن دورا انتخاب كن .
نكته : اين حكم اسلامى يعنى اعتدال در جهر و اخفات از دو نظر به ما ديد و درك مىبخشد : نخست از اين نظر كه مىگويد : عبادات خود را آن چنان انجام ندهيد كه بهانه به دست دشمنان بدهد ، آنها را به استهزاء و ايرادگيرى وادارد ، چه بهتر كه توأم با متانت و آرامش و ادب باشد كه نه تنها نتوانند بر آن خردهگيرى كنند بلكه نمونهاى از شكوه و ادب اسلامى و ابهت و عظمت عبادات گردد . آنها كه سعى دارند در مواقعى كه مردم استراحت كردهاند با صداهاى گوشخراشى كه از بلندگوهاى پرغوغا راه مىاندازند موجوديت جلسات خود را نشان دهند و به پندار خود با اين عمل صداى اسلام را به گوش ديگران برسانند ، اين نه تنها صداى اسلام نيست ، بلكه باعث پراكندگى مردم از اسلام و در نتيجه ضربهاى است به تبليغات دينى . ديگر اينكه : اين بايد الگويى باشد براى همه اعمال ما و تمام برنامههاى اجتماعى و سياسى و اقتصادى ، بايد همه اينها دور از افراط كاريها و تندرويها ، و تفريط كارى و مسامحه و سهلانگارى باشد ، و اصل اساسى" وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلاً " كه در آيه فوق آمده همه جا رعايت گردد . ( تفسير نمونه/ ج12/ ص330 )
4 – احترام به والدین :
در چندین جای قرآن کریم آمده است " وَ بِالوالِدَینِ إحساناً " مانند آیه 83 سوره بقره ، 36 نساء ، 151أنعام و ... ، امّا اگر تور ا از راه خدا باز داشتند و راه خدا و راه والدین دو تا شد از آنها اطاعت نکن " وَ إِن جَاهَدَاكَ عَلىَ أَن تُشْرِكَ بىِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَ صَاحِبْهُمَا فىِ الدُّنْيَا مَعْرُوفًا : و هر گاه آن دو، تلاش كنند كه تو چيزى را همتاى من قرار دهى، كه از آن آگاهى ندارى (بلكه مىدانى باطل است)، از ايشان اطاعت مكن، ولى با آن دو، در دنيا به طرز شايستهاى رفتار كن (لقمان/15)" یعنی اطاعت از والدین لازم است امّا اگر امر به راهی کردند که بر خلاف امر خدا باشد ، از آنها نباید اطاعت کرد .
5 – اعتدال و عدالت در دعوت پیامبران :
پیامبران الهی هم رسالت عمومی دارند " وَ كاَنَ رَسُولًا نَّبِيًّا(51مریم/51 )" و هم خانواده خویش را دعوت می کنند " وَ كاَنَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَوةِ وَ الزَّكَوةِ (مریم/55)"
در مورد پیامبر اسلام هم در سوره مبارکه فرقان آیه 1 آمده است " لِيَكُونَ لِلْعَلَمِينَ نَذِيرًا : تا بيمدهنده جهانيان باشد " و البته خداوند به پیامبر در مورد اهلش نیز دستوراتی می دهد " وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَوةِ : خانواده خود را به نماز فرمان ده ( طه / 132 ) "
6 – اعتدال در رفتار فردی و اجتماعی :
اسلام هم به ارتباط با خالق سفارش می کند " أَقِيمُواْ الصَّلَوةَ " و هم به ارتباط با خلق " وَ ءَاتُواْ الزَّكَوةَ " ( بقره / 43 ) .
7 – اعتدال و عدالت در حُبّ و بُغض :
نه محبّت ها شما را از گواهی حق منحرف سازد " شهَُدَاءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلىَ أَنفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ : براى خدا شهادت دهيد، اگر چه (اين گواهى) به زيان خود شما، يا پدر و مادر و نزديكان شما بوده باشد ( نساء / 135 " و نه دشمنی ها شما را از عدالت دور کند " وَ لَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنََانُ قَوْمٍ عَلىَ أَلَّا تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى : و از روى عدالت، گواهى دهيد! دشمنى با جمعيّتى، شما را به گناه و ترك عدالت نكشاند! عدالت كنيد، كه به پرهيزگارى نزديكتر است ( مائده / 8 ) "
البته عدالت هم اعتدال قوای نفس است " الإمامُ علىٌّ عليه السلام : الفَضائلُ أربَعَةُ أجناسٍ : أحَدُها الحِكمَةُ وقِوامُها فى الفِكرَةِ، والثانى العِفَّةُ وقِوامُها فى الشَّهوَةِ، والثّالِثُ القُوَّةُ وقِوامُها فى الغَضَبِ، والرّابِعُ العَدلُ وقِوامُهُ فى اعتِدالِ قُوَي النَّفسِ : فضايل چهار گونه اند: اول، حكمت است وجانمايه آن در انديشيدن باشد. ودوم، عفّت است وجانمايه آن در شهوت وخواهش نفساني باشد. وسوم، زورمندي (شجاعت) است وجانمايه آن در [نيروى] غضب باشد . و چهارم ، عدالت است وجانمايه آن در اعتدال قواي نفساني باشد ( میزان الحکمه / 12126 ) "
8 – مؤمنین هم جاذبه دارند و هم دافعه ؛ در مقابل مؤمنین خاضعند و در مقابل کافرین مقتدر :
الف ) " محَُّمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلىَ الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنهَُمْ : محمّد (ص) فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند ( فتح / 29 )" مصداق اکمل این آیه حضرت علی بن ابیطالب (ع) است که هم در مقابل دوستان مهربان بود و هم در برابر کفار سرسخت و با آنان به شدّت برخورد می کرد چنانچه نمونه های آن را در جنگهای اسلام می توان به وضوح دید ، به عنوان مثال در جنگ بدر که هفتاد نفر از مشرکین کشته شدند واقدی ( از قدیم ترین مورخین اهل سنت ) می نویسد : عَلیّ قتل نِصفَهُم و شارَک فی قتل الباقین .
ب ) " أَذِلَّةٍ عَلىَ الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلىَ الْكَافِرِينَ : در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند ( مائده / 54 ) "
10 – اعتدال در ایمان و عمل :
بعضی می گویند ایمان به خداوند کافی است و عده ای عمل صالح را بدون ایمان به خداوند کافی می دانند ، اما قرآن هم ایمان را " ءامَنوا " و هم عمل صالح را " وَ عَملوا الصّالحات" لازم می داند .
11 – اعتدال در دعا و تلاش :
هم دعا و اشک و درخواست از خداوند برای پیروزی و انجام حاجات لازم است " قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبرًْا وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَ انصُرْنَا عَلىَ الْقَوْمِ الْكَفِرِينَ: گفتند: «پروردگارا! پيمانه شكيبايى و استقامت را بر ما بريز! و قدمهاى ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعيّت كافران، پيروز بگردان . (بقره / 250 ) " و هم صبوری و پایداری و تلاش در سختی ها " إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَبرُِونَ يَغْلِبُواْ مِاْئَتَينِْ : هر گاه بيست نفر با استقامت از شما باشند، بر دويست نفر غلبه مىكنند ( انفال / 65 ) "
12 – اعتدال در رعایت حجاب :
عده ای در حضور مَحرم و نامحرم حجاب را رعایت نمی کنند و خود نمائی کرده و زینتهای خود را به همه نشان می دهند و عده ای هم می خواهند خیلی مقدس و مؤمنه باشند و حتّی در مقابل محرمان حجاب خود را حفظ می کنند ؛ ولی قرآن کریم حدّی را برای غریزه خودنمائی قرار داده است " وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَرِهِنَّ وَ يحَْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْيَضْرِبْنَ بخُِمُرِهِنَّ عَلىَ جُيُوبهِِنَّ وَ لَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا 1 - لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ 2 - ءَابَائهِنَّ أَوْ 3 - ءَابَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ 4 - أَبْنَائهِنَّ أَوْ 5 - أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ 6 - إِخْوَانِهِنَّ أَوْ 7 - بَنىِ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ 8 - بَنىِ أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ 9 - نِسَائهِنَّ أَوْ 10 - مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ 11 - التَّابِعِينَ غَيرِْ أُوْلىِ الْارْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ 12 - الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُواْ عَلىَ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ : و به آنان با ايمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوسآلود) فروگيرند، و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را- جز آن مقدار كه نمايان است- آشكار ننمايند و (اطراف) روسرىهاى خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود)، و زينت خود را آشكار نسازند مگر براى 1 - شوهرانشان يا 2 - پدرانشان يا 3 - پدر شوهرانشان يا 4 - پسرانشان يا 5 - پسران همسرانشان يا 6 - برادرانشان يا 7 - پسران برادرانشان يا 8 - پسران خواهرانشان يا 9 - زنان همكيششان يا 10 - بردگانشان [كنيزانشان] يا 11 - افراد سفيه كه تمايلى به زن ندارند يا 12 -كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نيستند ( نور / 31 ) "
13 – الگوی اعتدال : ( اسلام ، کعبه ، اهل بیت ) ؛
خانه کعبه نسبت به محل عبادت یهود و مسیحیان در وسط قرار دارد " وَ كَذَالِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شهَُدَاءَ عَلىَ النَّاسِ : همانگونه (كه قبله شما، يك قبله ميانه است) شما را نيز، امت ميانهاى قرار داديم (در حد اعتدال، ميان افراط و تفريط) تا بر مردم گواه باشيد ( بقره /143 ) " یعنی تمام کارهای شما در اعتدال تمام است . البته مصداق کامل امت وسط طبق روایات معصومین (ع) اهل بیت پیامبر (ص) هستند که شاهد بر اعمال هم هستند ؛ " الإمامُ الصّادقُ عليه السلام ـ في قولِه تعالى:« وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ اُمَّةً وَسَطاً » : نَحْنُ الاُمّةُ الوُسْطى ، و نَحْنُ شُهَداءُ اللّه ِ على خَلْقِهِ، و حُجَجُهُ في أرضِهِ : امام صادق عليه السلام درباره آيه «و اين چنين شما را امّتى ميانه گردانيديم» فرمود : ماييم آن امّت ميانه و ماييم گواهان خدا بر مردمان و حجّتهاى او در زمين . ( ميزان الحکمه/807 ) "
14 – اعتدال در بیم و امید :
الف ) اسلام ، انسان را نه به طور کامل امیدوار به عفو و رحمت الهی می کند و نه کاملاً ناامیدش می کند و حدّ وسط که قرار دادن انسانها در حالتی بین خوف و رجاء است قرار می دهد " وَ يَدْعُونَنَا رَغَبًا وَ رَهَبًا : و در حال بيم و اميد ما را مىخواندند ( انبیاء / 90 ) " ؛ يَدْعُونَ رَبهَُّمْ خَوْفًا وَ طَمَعًا : و پروردگار خود را با بيم و اميد مىخوانند ( سجده / 16 )
ب ) وَ ءَاخَرُونَ اعْترََفُواْ بِذُنُوبهِِمْ خَلَطُواْ عَمَلًا صَالِحًا وَ ءَاخَرَ سَيًِّا عَسىَ اللَّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيهِْمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ : و گروهى ديگر، به گناهان خود اعتراف كردند و كار خوب و بد را به هم آميختند اميد مىرود كه خداوند توبه آنها را بپذيرد به يقين، خداوند آمرزنده و مهربان است! (توبه / 102 ) " ؛ " وَ ءَاخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبهُُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيهِْمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ : و گروهى ديگر، به فرمان خدا واگذار شدهاند (و كارشان با خداست) يا آنها را مجازات مىكند، و يا توبه آنان را مىپذيرد (، هر طور كه شايسته باشند) و خداوند دانا و حكيم است! (توبه / 106 ) " ، مرجون از ماده ارجاء به معنى تاخير و توقيف است و در اصل از رجا كه به معنى اميدوارى است گرفته شده، و از آنجا كه گاهى انسان چيزى را به اميد هدفى به تاخير مىاندازد اين كلمه به معنى تاخير آمده است ، ولى تاخيرى كه با يك نوع اميدوارى توام است . در حقيقت اين گروه نه چنان ايمان پاك و محكم و اعمال صالح روشنى دارند كه بتوان آنها را سعادتمند و اهل نجات دانست و نه چنان آلوده و منحرفند كه بشود قلم سرخ به روى آنان كشيد و آنها را شقاوتمند دانست تا لطف الهى (البته با توجه به مقتضيات روحى و موقعيت آنان) با آنها چه معامله كند . ( "امّا" در آیه ، امّای ابهامیه است )
در حديثى از امير مؤمنان (ع )آمده است كه فرزندش را موعظه کرد و فرمود : خف اللَّه خوفا انك لو اتيته بحسنات اهل الارض لم يقبلها منك، و ارج اللَّه رجاء انك لو اتيته بسيئات اهل الارض غفرها لك : آن چنان از خدا خائف باش كه اگر تمام حسنات مردم روى زمين را بياورى احتمال بده از تو نپذيرد! و آن چنان به او اميدوار باش كه اگر تمام گناهان اهل زمين را داشته باشى احتمال ده تو را بيامرزد!
" الإمامُ علىٌّ عليه السلام : خَيرُ الأعْمالِ اعْتِدالُ الرَّجاءِ والخَوفِ . ( میزان الحکمه / 5435 ) "
15 – نه پیش افتادن و نه عقب ماندن :
مسلمان واقعی کسی است که همیشه همراه پیامبر (ص) بوده و پا جای پای پیامبر و معصومین (ع) بگذارد " وَ الَّذِينَ مَعَهُ ( فتح /29 ) " ، امّا کسانی که پیشی می گیرند مورد نهی قرآن هستند " يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُقَدِّمُواْ بَينَْ يَدَىِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ : اى كسانى كه ايمان آوردهايد! چيزى را بر خدا و رسولش مقدّم نشمريد (و پيشى مگيريد) ( حجرات / 1 ) " و کسانی که تخلّف می کنند و عقب می افتند هلاک خواهند شد ، چنانچه پیامبر (ص) اهل بیت خویش را در حدیث سفینه به کشتی نوح (ع) تشبیه نموده : إنّما مَثَلُ أهلِ بيتى فِيكُمْ كَمَثَلِ سَفينةِ نُوحٍ ؛ مَنْ رَكِبَها نَجا، ومَنْ تَخَلَّفَ عَنها غَرِقَ : همانا مَثَل خاندان من در ميان شما به كشتي نوح مي ماند كه هر كه بر آن سوار شد نجات يافت وهر كه از آن بازماند غرق شد ( میزان الحکمه / 928 )
افرادی پیدا می شوند که حضرت علی (ع) را خدا می دانند ( غلات ، اهل حق !! ) و کسانی هم هستند که آن حضرت را جانشین بلافصل پیامبر (ص) نمی دانند و هر دو هلاک خواهند شد .
عده ای قائل به جَبر هستند و عقیده دارند که خداوند آنها را مجبور به انجام معصیت کرده و بعد هم آنان را عذاب می کند ( کفر ) و عده ای قائل به تفویض اند که خود را اختیار دار تمام می دانند ( یعنی خود را قدرتی در مقابل خداوند می دانند ) (شرک ) و عده ای دیگر که حدّ اعتدال را پیموده اند ( شیعه جعفری ) قائل به " أمرٌ بَینُ الأمرَین" هستند که توحید افعالی را به بهترین صورت تفسیر نموده اند و به آن قائلند( توحید ) .
نمونه هایی از پیش افتادن از پیامبر (ص) :
1 – در عید قربان گروهی قبل از پیامبر (ص) قربانی کردند ، به آنان گفته شد " لَا تُقَدِّمُواْ بَينَْ يَدَىِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ( حجرات / 1 ) " ( تفسیر نور و کشّاف )
2 – پیامبر (ص) گروهی را برای تبلیغ نزد کفار فرستادند . کفار نمایندگان پیامبر (ص) را کشتند و تنها سه نفر توانستند فرار کنند . این سه نفر در مسیر بازگشت دو نفر از قبیله بنی عامر را به انتقام کشته شدن دوستان خود کشتند ، در حالی که آن دو نفر بی تقصیر بودند . قرآن به خاطر این عمل خودسرانه آنان را توبیخ کرد که چرا بدون دستور پیامبر (ص) به این عمل دست زدید " لَا تُقَدِّمُواْ بَينَْ يَدَىِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ( حجرات / 1 ) " ( تفسیر نور و کشّاف ).
3 – قوم بنی تمیم از پیامبر (ص) امیر و حاکم خواستند . خلیفه اوّل و دوّم هر کدام شخصی را پیشنهاد کردند و با هم مشاجره می کردند که کاندیدای من بهتر است ، آیه نازل شد " لَا تُقَدِّمُواْ بَينَْ يَدَىِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ( حجرات / 1 ) " ( صحیح بخاری / ج3/ص123 ) .
4 – امام معصوم (ع) به شخصی فرمود : این دعا را بخوان " لا اله الاّ الله ... " تا آنجا که می فرماید " یُحیی و یُمیت " . شنونده از پیش خود جمله ای اضافه کرد و گفت : و یُمیتُ و یُحیی . حضرت فرمودند : جمله تو صحیح است ، امّا آنچه من می گویم بگو و سپس آیه " لَا تُقَدِّمُواْ بَينَْ يَدَىِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ( حجرات / 1 ) " را برای او تلاوت فرمودند . (خصال صدوق / ج2/ص62 )
5 – با اینکه پیامبر (ص) ازدواج موقّت را شرعی و قانونی اعلام فرمودند ، امّا خلیفه دوم آن را حرام کرد . این خود ، نوعی پیش افتادن از پیامبر (ص) است که در آیات فوق از آن نهی شده است . ( تفسیر نور / ج11/ص154 )
6 – در سال هشتم هجری که پیامبر (ص) برای فتح مکه از مدینه حرکت کردند ، بعضی از مسلمانان در این سفر روزه خود را افطار نکردند ، با اینکه می دانستند مسافر روزه ندارد و می دیدند که پیامبر (ص) افطار کرده است . اینها در واقع از پیامبر (ص) پیشی گرفتند . ( تفسیر نور / ج11/ص154 )
16 – اعتدال در پرداخت حقوق همسر :
" وَ مَتِّعُوهُنَّ عَلىَ المُْوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلىَ الْمُقْترِِ قَدَرُهُ مَتَاعَا بِالْمَعْرُوفِ : آنها را (با هديهاى مناسب،) بهرهمند سازيد! آن كس كه توانايى دارد، به اندازه تواناييش، و آن كس كه تنگدست است، به اندازه خودش، هديهاى شايسته (كه مناسب حال دهنده و گيرنده باشد) بدهد ( بقره / 236 ) "
17 – اعتدال در راه رفتن :
الف ) " وَ عِبَادُ الرَّحْمَانِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلىَ الْأَرْضِ هَوْنًا : بندگان (خاص خداوند) رحمان، كسانى هستند كه با آرامش و بىتكبّر بر زمين راه مىروند ( فرقان / 63 ) "
ب ) " وَ لَا تَمْشِ فىِ الْأَرْضِ مَرَحًا : و روى زمين، با تكبر راه مرو! ( اسراء/37 ) ، ( لقمان/18 ) "
ج ) " وَ اقْصِدْ فىِ مَشْيِكَ ... : (پسرم!) در راهرفتن، اعتدال را رعايت كن ( لقمان / 19 ) "
آداب راه رفتن : درست است كه راه رفتن مساله سادهاى است ، اما همين مساله ساده مىتواند بيانگر حالات درونى و اخلاقى و احيانا نشانه شخصيت انسان بوده باشد ، چرا كه قبلا هم گفتهايم روحيات و خلقيات انسان در لابلاى همه اعمال او منعكس مىشود و گاه يك عمل كوچك حاكى از يك روحيه ريشهدار است . و از آنجا كه اسلام تمام ابعاد زندگى را مورد توجه قرار داده در اين زمينه نيز چيزى را فروگزار نكرده است . در حديثى از رسول خدا (ص) مىخوانيم : من مشى على الارض اختيالا لعنه الارض، و من تحتها، و من فوقها! : كسى كه از روى غرور و تكبر، روى زمين راه رود زمين، و كسانى كه در زير زمين خفتهاند، و آنها كه روى زمين هستند، همه او را لعنت مىكنند (ثواب الاعمال و امالى صدوق - طبق نقل تفسير نور الثقلين جلد 4 ص 207 ) . باز در حديث ديگرى از پيامبر اكرم (ص) مىخوانيم : نهى ان يختال الرجل فى مشيه و قال من لبس ثوبا فاختال فيه خسف اللَّه به من شفير جهنم و كان قرين قارون لانه اول من اختال : پيامبر از راه رفتن مغرورانه و متكبرانه نهى كرد و فرمود: كسى كه لباسى بپوشد و با آن كبر بورزد، خداوند او را در كنار دوزخ به قعر زمين مىفرستد و همنشين قارون خواهد بود، چرا كه او نخستين كسى بود كه غرور و كبر را بنياد نهاد (ثواب الاعمال و امالى صدوق - طبق نقل تفسير نور الثقلين جلد 4 ص 207) و نيز از امام صادق (ع) مىخوانيم كه فرمود : خداوند ايمان را بر جوارح و اعضاى انسان واجب كرده و در ميان آنها تقسيم نموده است : از جمله بر پاهاى انسان واجب كرده است كه به سوى معصيت و گناه نرود، و در راه رضاى خدا گام بر دارد . و لذا قرآن فرموده است : در زمين متكبرانه راه مرو ... و نيز فرموده : اعتدال را در راه رفتن رعايت كن(اصول كافى/جلد دوم صفحه 28 / باب ان الايمان مبثوث لجوارح البدن كلها) . در روايت ديگر اين ماجرا از پيامبر گرامى اسلام (ص) نقل شده است كه از كوچهاى عبور مىفرمود ، ديوانهاى را مشاهده كرد كه مردم اطراف او را گرفتهاند و به او نگاه مىكنند فرمود : على ما اجتمع هؤلاء : اينها براى چه اجتماع كردهاند؟ عرض كردند : على المجنون يصرع : در برابر ديوانهاى كه دچار صرع و حملههاى عصبى شده است ، پيامبر (ص ) نگاهى به آنها كرد و فرمود : ما هذا بمجنون الا اخبركم بمجنون حق المجنون : اين ديوانه نيست ، مىخواهيد ديوانه واقعى را به شما معرفى كنم ؟! عرض كردند آرى اى رسول خدا ، فرمود : ان المجنون: المتبختر فى مشيه، الناظر فى عطفيه، المحرك جنبيه بمنكبيه فذلك المجنون و هذا المبتلى : ديوانه واقعى كسى است كه متكبرانه گام بر مىدارد ، دائما به پهلوهاى خود نگاه مىكند ، پهلوهاى خود را به همراه شانهها تكان مىدهد (و كبر و غرور از تمام وجود او مىبارد) اين ديوانه واقعى است اما آنكه ديديد بيمار است . (بحار الانوار" ج 76 صفحه 57 ) . " تفسير نمونه، ج17، ص: 61 "
18 – اعتدال در ارضای شهوات :
" وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلىَ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانهُُمْ فَإِنهَُّمْ غَيرُْ مَلُومِينَ * فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَالِكَ فَأُوْلَئكَ هُمُ الْعَادُونَ : و آنها كه دامان خود را (از آلودهشدن به بىعفتى) حفظ مىكنند * تنها آميزش جنسى با همسران و كنيزانشان دارند، كه در بهرهگيرى از آنان ملامت نمىشوند * و كسانى كه غير از اين طريق را طلب كنند، تجاوزگرند! (مؤمنون / 7-6-5 ) "
بسیاری از غربی ها تحت تأثیر نظریه های افراطی به این نتیجه رسیدند که باید انسانها را کاملاً در زمینه ارتباط های جنسی آزاد گذاشت تا نسبت به آنچه محدود هستند حریص تر نشوند و با این نظریه و نظریه های مشابه جامعه انسانی غرب را بیش از پیش به ورطه هلاکت و سقوط کشاندند .
عده ای دیگر (مثل کشیشان مسیحی ، مرتاضها و ... ) ازدواج را بر خود حرام کردند تا از این طریق به فضائل انسانی بالاتری دست پیدا کنند که راه تفریط را پیموده اند . امّا اسلام نه راه افراط و نه راه تفریط ، بلکه راه معتدل و میانه را در این زمینه که هم سبب سعادت بشر و هم سالم ماندن اجتماع است را بیان فرموده است . در زمان رسول خدا (ص) بعضی اصحاب پیامبر (ص) خواب و خوراک و آمیزش با همسر را بر خود حرام کردند ، حضرت ناراحت شده و مردم را جمع کرده و فرمودند : من خودم غذا می خورم ، می خوابم و با همسرم زندگی می کنم ، راه و روش و سیره زندگی من این است ، پس هر کس از این راه پیروی نکند از من نیست " فَمن رَغِبَ عَن سُنَّتی فَلیسَ مِنّی " . ( وسائل الشیعه / ج23/ص244 )
19 – اعتدال در طلب روزی :
امام زين العابدين عليه السلام به يكي از همنشينان خود فرمود : از خدا بترس ودر طلب [دنيا ]جانب اعتدال نگه دار وچيزي را كه آفريده نشده است، طلب مكن . . . آن مرد عرض كرد : چگونه ممكن است كسي در طلب چيزي بر آيد كه هنوز آفريده نشده است؟ حضرت فرمود : كسي كه خواهان توانگري ودارايي ورفاه در دنيا باشد ، در حقيقت آنها را براي آسايش مي خواهد وآسايش، در دنيا وبراي اهل دنيا خلق نشده ، بلكه در بهشت وبراي بهشتيان آفريده شده است . ( میزان الحکمه / 7724 )
20 – اعتدال در امور عبادی :
امام صادق (ع) فرمودند : " مَرَّ بی اَبی و أنا بِالطَّوافِ و أنا حَدَثٌ وَ قَد اِجتَهَدتُ فی العِبادةِ فَرَآنی وَ اَنا اتصابُّ عَرَقاً فَقالَ لی یا جَعفر یا بُنَیَّ اِنَّ اللهَ إذا اَحَبَّ عَبداً اَدخَلَهُ الجَنَّةَ وَ رَضیَ عَنهُ بِالیَسیرِ : من در طواف بودم که پدرم بر من گذشت ، من جوان بودم و در عبادت کوشا ، پدرم مرا دید در حالی که عرق از من سرازیر است ، به من فرمود : ای جعفر ! ای پسرم ! همانا خداوند چون بندهای را دوست دارد او را به بهشت درآورد و با عمل اندک از او راضی میشود . ( کافی /ج2/ص92 // بحارالانوار/ج68/ص213 ) ؛ مرحوم مجلسی در توضیح " إذا أحبَّ عَبداً " می فرماید : به درستی اعتقادات و اخلاق و مراعات شرایط در اعمال که از جمله آن شرایط تقواست .
پيامبر خدا صلي الله عليه وآله فرمود : هر كس پيشنماز عدّهاي شود ودر حاضر شدن [به مسجد در وقت نماز] وبه جا آوردن قرائت وركوع وسجود وقعود وقيام جانب اعتدال را نگه ندارد (رعايت حال نماز گزاران را نكند) نمازش به خود او باز مي گردد واز استخوانهاي ترقوه اش تجاوز نمي كند ومنزلت او نزد خداي متعال همانند منزلت پيشواي ستمگر متجاوزي است كه صلاحيت [رهبري ]رعيّت خود را ندارد وفرمان خداي متعال را در ميان آنان بر پاي ندارد . در اين هنگام امير المؤمنين علي بن ابي طالب عليه السلام برخاست وعرض كرد : اي رسول خدا ! پدر ومادرم فدايت باد ، پيشواي ستمگر متجاوزي كه صلاحيت رعيّت خود را ندارد وفرمان خداي متعال را در ميان آنان برپا نمي كند ، چه منزلتي دارد؟ پيامبر صلي الله عليه وآله فرمود : او چهارمينِ آن چهار تني است كه عذابشان در روز قيامت از همگان سخت تر است : [يعني ]ابليس وفرعون وكسي كه خود كشي كند وچهارمين آنها فرمانرواي ستمگر است . ( میزان الحکمه / 20805 )
پیامبر اسلام (ص) : همانا که دین ، محکم است ، پس به آرامی در آن درآیید ( تند روی نکنید) و عبادت خدا را بر بندههای خدا تحمیل نکنید که در نتیجه این برخورد مانند سوار درماندهای خواهید بود که نه مسافتی را پیموده و نه مرکب را به جای گذاشته . ( اصول کافی /ج2/ص86 )
21 – اعتدال در نیروی خشم و شهوت و علم :
ابو حامد غزّالي مي نويسد : همان گونه كه زيبايي چهره ظاهري تنها با زيبايي چشمان فراهم نمي آيد ، بلكه بايد همه اعضاي ديگر مانند بيني ودهان وگونه نيز زيبا باشند ، تا زيبايي چهره كامل گردد ، در درون وباطن آدمي نيز چهار عنصر اصلي است كه بايد اين هر چهار ركن زيبا باشند ، تا زيبايي ونيكويي خُلق كامل گردد . وقتي اركان چهارگانه باطني متعادل ومتناسب شدند ، خوش خويي فراهم مي شود . اين اركان عبارتند از : نيروي علم ، نيروي خشم ، نيروي شهوت ونيروي اعتدال ميان سه نيروي ياد شده ديگر ... ؛ حُسن واعتدالِ نيروي خشم را شجاعت مي گويند وحسن واعتدالِ نيروي شهوت را عفّت مي نامند . اگر نيروي خشم از حدّ اعتدال فزونتر شود ، آن را تهوّر مي نامند واگر به ضعف وكاستي بگرايد آن را ترسويي وبُزدلي مي گويند . نيروي شهوت نيز اگر از مرز اعتدال به فزوني گرايد آن را شَرَه وسيري ناپذيري مي نامند واگر به كاستي گرايد آن را خُمود وسرد مزاجي مي گويند . آنچه پسنديده است همان اعتدال وحدّ وسط است كه فضيلت مي باشد وافراط وتفريط رذيلت ونكوهيده اند . اما نيروي عدالت ، طرف افراط وتفريط ، يا افزايش وكاهش ندارد ، بلكه يك نقطه مقابل وضدّ دارد ، وآن ستم وجور است . واما نيروي دانش يا حكمت ، جانب افراط آن را كه استفاده از آن در راه رسيدن به هدفهاي باطل ونادرست باشد مكّاري وجُربُزه مي گويند وجنبه تفريط آن را بلاهت وكودني . وحدّ وسط آن را حكمت مي نامند . بنا بر اين اركان ومباني اخلاق چهار چيز است : حكمت ، شجاعت ، عفّت وعدالت ... همه خويهاي نيك وپسنديده از اعتدال اين چهار اصل سر مي زند .( المحجّة البيضاء / 5/96(
22 – اعتدال در محبّت و دوستی :
امام علي عليه السلام : لا يَكُن حُبُّكَ كَلَفا ، و لا بُغضُكَ تَلَفا ، أحبِبْ حَبيبَكَ هَونا مّا ، و أبغِضْ بَغيضَكَ هونا مّا : دوستي ات، سودايي ودشمني ات نابود كننده نباشد، بلكه دوست خود را در حد اعتدال دوست بدار ودشمنت را نيز به اندازه دشمن بدار . ( میزان الحکمه / 17915 )
امام علی (ع) : در دوستی جانب اعتدال را رها مکن ، چه بسا کسی که امروز او را دوست صمیمی میشناسی ، روز دیگر دشمنت شود و نیز در دشمنی باکسی که او را دشمن خود میدانی تندروی مکن که شاید روزی دوست تو شود ، آن وقت است که نسبت به اعمال گذشته خود شرمنده خواهیشد . ( نهج البلاغه/ح268 )
23 – اعتدال در تبلیغ دین :
امام علی (ع) : الفَقیهُ کُلُّ الفَقیهِ مَن لَم یُقَنِّطِ النّاسَ مِن رَحمةِ اللهِ وَ لَم یُؤیِسهُم مِن روحِ اللهِ وَ لَم یُؤمِنهُم مِن مَکرِ اللهِ : فقیه و دانای کامل کسی است که مردم را از رحمت الهی ناامید و از لطف و رحمت او مأیوس نکند و آن ها را نیز از کیفر و مکر و مجازات غافلگیرانه خداوند ایمن و آسوده ننماید . ( نهج البلاغه/ح90 )
24 – اعتدال در جمع دنیا و آخرت :
" وَ ابْتَغِ فِيمَا ءَاتَئكَ اللَّهُ الدَّارَ الاَْخِرَةَ وَ لَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا : و در آنچه خدا به تو داده، سراى آخرت را بطلب و بهرهات را از دنيا فراموش مكن ( قصص / 77 ) "
امام رضا (ع) : برای نفس خودتان بهرهای از دنیا قرار دهید وچیزهای حلالی را که میخواهد در اختیارش بگذارید ، البته تا هنگامی که به مروّت ضرری نرساند ( از حدّ خود خارج نشود ) و موجب زیاده روی و افراط نشود و در این کار از امور دنیا کمک بجوئید ، همانا من میگویم : از ما نیست کسی که دنیای خودش را برای دینش و یا دین خود را برای دنیایش ترک کند . ( بحارالانوار/ج71/ص322 )
25 – اعتدال در تکوین :
الف ) در خلقت همه مخلوقات " الَّذِى خَلَقَ فَسَوَّى : همان خداوندى كه آفريد و منظم كرد (اعلی / 2 ) "
ب ) در خلقت آسمانها " ثُمَّ اسْتَوَى إِلىَ السَّمَاءِ فَسَوَّئهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ : سپس به آسمان پرداخت و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود ( بقره / 29 ) "
ج ) در خلقت گیاهان " وَ أَنبَتْنَا فِيهَا مِن كلُِّ شىَْءٍ مَّوْزُونٍ : و از هر گياه موزون در آن رويانديم ( حجر/19 ) "
د ) در خلقت انسان " الَّذِى خَلَقَكَ فَسَوَّئكَ فَعَدَلَكَ : همان خدايى كه تو را آفريد و سامان داد و منظّم ساخت (انفطار/7 ) "
26 – اعتدال در تشریع :
" الحَْمْدُ لِلَّهِ الَّذِى أَنزَلَ عَلىَ عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَ لَمْ يجَْعَل لَّهُ عِوَجَا * قَيِّمًا ... : حمد مخصوص خدايى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر بنده (برگزيده) اش نازل كرد، و هيچ گونه كژى در آن قرار نداد * در حالى كه ثابت و مستقيم و نگاهبان كتابهاى (آسمانى) ديگر است ( کهف/2-1 ) "
قيم (بر وزن سَيّد) از ماده قيام گرفته شده و در اينجا به معنى پابرجا و ثابت و استوار است و علاوه بر آن برپادارنده و حافظ و پاسدار كتب ديگر است و در عين حال معنى اعتدال و استقامت و خالى بودن از هر گونه اعوجاج و كژى را نيز ميرساند . اين كلمه كه به عنوان وصفى براى قرآن ، بعد از توصيف به عدم اعوجاج در آيات فوق آمده است هم تاكيدى است بر استقامت و اعتدال قرآن و خالى بودن از هر گونه ضد و نقيض و هم اشارهاى است به جاودانى بودن اين كتاب بزرگ آسمانى و هم الگو بودن براى حفظ اصالتها و اصلاح كژيها و پاسدارى از احكام خداوند و عدالت و فضيلت بشر. اين صفت (قيم) در واقع اشتقاقى است از صفت قيوميت پروردگار كه به مقتضاى آن خداوند حافظ و نگاهبان همه موجودات و اشياء جهان است،" ما به تو قائم چو تو قائم بذات"! قرآن كه كلام خدا است نيز همين حال را دارد . (تفسير نمونه/ ج12/ ص/ 343 )
27 – اعتدال در عقیده :
" وَ إِذَا غَشِيهَُم مَّوْجٌ كاَلظُّلَلِ دَعَوُاْ اللَّهَ مخُْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نجََّئهُمْ إِلىَ الْبرَِّ فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَ مَا يجَْحَدُ بَِايَاتِنَا إِلَّا كلُُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ(32) "
" وَ إِذَا غَشِيهَُم مَّوْجٌ كاَلظُّلَلِ دَعَوُاْ اللَّهَ مخُْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نجََّئهُمْ إِلىَ الْبرَِّ فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَ مَا يجَْحَدُ بَِايَاتِنَا إِلَّا كلُُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ : و هنگامى كه (در سفر دريا) موجى همچون ابرها آنان را بپوشاند (و بالا رود و بالاى سرشان قرار گيرد)، خدا را با اخلاص مىخوانند امّا وقتى آنها را به خشكى رساند و نجات داد، بعضى راه اعتدال را پيش مىگيرند (و به ايمان خود وفادار مىمانند، در حالى كه بعضى ديگر فراموش كرده راه كفر پيش مىگيرند) ولى آيات ما را هيچ كس جز پيمانشكنان ناسپاس انكار نمىكنند! ( لقمان / 32 ) "
" فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا : پس روى خود را متوجّه آيين خالص پروردگار كن ( روم / 30 ) "
حنيف از ماده حنف (بر وزن كنف) به معنى تمايل از باطل به سوى حق و از كجى به راستى است ، به عكس جنف (بر همين وزن) به معنى تمايل از راستى به گمراهى است . بنا بر اين دين حنيف يعنى دينى كه از تمام كجيها و از انحرافات و خرافات و گمراهيها به سوى راستى و درستى متمايل شده است . مجموع اين جمله چنين معنى مىدهد كه توجه خود را دائما به سوى آئينى داشته باش كه از هر گونه اعوجاج و كجى خالى است، همان آئين اسلام و همان آئين پاك و خالص خدا است . آيه فوق تاكيد مىكند كه دين حنيف و خالص خالى از هر گونه شرك دينى است كه خداوند در سرشت همه انسانها آفريده است سرشتى است جاودانى و تغيير ناپذير هر چند بسيارى از مردم توجه به اين واقعيت نداشته باشند . آيه فوق بيانگر این حقيقت است که نه تنها خداشناسى ، بلكه دين و آئين بطور كلى و در تمام ابعاد ، يك امر فطرى است و بايد هم چنين باشد ، زيرا مطالعات توحيدى به ما مىگويد ميان دستگاه تكوين و تشريع هماهنگى لازم است ، آنچه در شرع وارد شده حتما ريشهاى در فطرت دارد و آنچه در تكوين و نهاد آدمى است مكملى براى قوانين شرع خواهد بود . به تعبير ديگر تكوين و تشريع دو بازوى نيرومندند كه به صورت هماهنگ در تمام زمينهها عمل مىكنند، ممكن نيست در شرع دعوتى باشد كه ريشه آن در اعماق فطرت آدمى نباشد و ممكن نيست چيزى در اعماق وجود انسان باشد و شرع با آن مخالفت كند . بدون شك شرع براى رهبرى فطرت حدود و قيود و شرائطى تعيين مىكند تا در مسيرهاى انحرافى نيفتد ، ولى هرگز با اصل خواسته فطرى مبارزه نمىكند بلكه از طريق مشروع آن را هدايت خواهد كرد ، و گرنه در ميان تشريع و تكوين تضادى پيدا خواهد شد كه با اساس توحيد سازگار نيست . به عبارت روشنتر خدا هرگز كارهاى ضد و نقيض نمىكند كه فرمان تكوينيش بگويد انجام ده ، و فرمان تشريعيش بگويد انجام نده! . (تفسير نمونه، ج16، ص: 418 )
28 – اعتدال در احترام به اولیای الهی :
یهود حضرت عزیر(ع) را که پیامبرشان بود پسر خدا می دانند " وَ قَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ : يهود گفتند : عزير پسر خداست! " و مسیحیان هم حضرت مسیح (ع) را پسر خدا می دانند " وَ قَالَتِ النَّصَرَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ : و نصارى گفتند : مسيح پسر خداست!( توبه / 30 ) " ؛ قرآن هم خطاب به اهل کتاب می فرماید " يَأَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُواْ فىِ دِينِكُمْ : اى اهل كتاب! در دين خود، غلوّ (و زياده روى) نكنيد! ( نساء / 171 ) " و همچنین می فرماید " لَّن يَسْتَنكِفَ الْمَسِيحُ أَن يَكُونَ عَبْدًا لِّلَّهِ وَ لَا الْمَلَئكَةُ المُْقَرَّبُونَ : هرگز مسيح از اين ابا نداشت كه بنده خدا باشد و نه فرشتگان مقرّب او (از اين ابا دارند) ( نساء / 172 ) " ، " مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ : مسيح فرزند مريم، فقط فرستاده (خدا) بود پيش از وى نيز، فرستادگان ديگرى بودند ( مائده /75 ) " .
پیامبر اکرم (ص) با تمام مقامی که دارد ( نبی ، رسول ، امام ، بزرگترین پیامبر اولوالعزم و ... ) خداوند او را عبد خود معرفی می کند " سُبْحَانَ الَّذِى أَسْرَى بِعَبْدِهِ ... ( اسراء/1 ) "
" وَ أَنَّهُ لمََّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ ... : و اينكه هنگامى كه بنده خدا [محمّد (ص)] به عبادت برمىخاست و او را مىخواند ( جن / 19 ) "
پیامبر اسلام (ص) فرمودند : إیّاکُم وَ الغُلوَّ فی الدّینِ فَإنَّما هَلَک مِن قَبلِکُم بِالغُلُوِّ فی الدّینِ : از غلو در دین بپرهیزید همانا کسانی که قبل از شما بودند به دلیل غلو در دین نابود شدند . ( عوالیاللئالی/ج1/ص184// گفتار رفیع/ج1/105 )
29 – اعتدال در گفتار :
" َ وَ اغْضُضْ مِن صَوْتِكَ : و از صداى خود بكاه (و هرگز فرياد مزن) (لقمان / 19 ) "
آداب سخن گفتن : در اندرزهاى لقمان اشارهاى به آداب سخن گفتن شده بود، و در اسلام باب وسيعى براى اين مساله گشوده شده، از جمله اينكه تا سخن گفتن ضرورتى نداشته باشد سكوت از آن بهتر است . چنان كه در حديثى از امام صادق (ع) مىخوانيم : السكوت راحة للعقل : سكوت مايه آرامش فكر است . و در حديثى از امام على بن موسى الرضا (ع) آمده است : من علامات الفقه : العلم و الحلم و الصمت، ان الصمت باب من ابواب الحكمه : از نشانههاى فهم و عقل، داشتن آگاهى و بردبارى و سكوت است ، سكوت درى از درهاى حكمت است . ولى البته در روايات ديگر تاكيد شده است در مواردى كه سخن گفتن لازم است مؤمن بايد هرگز سكوت نكند ، پيامبران به سخن گفتن دعوت شدند نه به سكوت، وسيله رسيدن به بهشت و رهايى از دوزخ ، سخن گفتن به موقع است . (وسائل ج 8 / ص 532 ) . " تفسير نمونه/ج17/ ص/ 61 "
30 – اعتدال در حکم جهاد :
" وَ قَاتِلُواْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَ لَا تَعْتَدُواْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ : و در راه خدا، با كسانى كه با شما مىجنگند، نبرد كنيد! و از حدّ تجاوز نكنيد، كه خدا تعدّىكنندگان را دوست نمىدارد! (بقره / 190 ) "
در کنار حکم جهاد تشویق به صلح هم شده است " وَ إِن جَنَحُواْ لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لهََا ... : و اگر تمايل به صلح نشان دهند، تو نيز از در صلح درآى ( انفال/61 ) "
31 – اعتدال در برخورد با غیر مسلمانان :
اسلام به مسلمانان دستور داده که به غیر هم کیشان خود اعتماد نکنید " يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِكُمْ : اى كسانى كه ايمان آوردهايد! محرم اسرارى از غير خود، انتخاب نكنيد! ( آل عمران / 118 ) " ، و در جائی دیگر فرموده " يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ : اى كسانى كه ايمان آوردهايد! غير از مؤمنان، كافران را ولّى و تكيهگاه خود قرار ندهيد!( نساء / 144 ) " و یا در آیه 51 و 57 سوره مائده از دوستی اهل کتاب نهی فرموده است " * يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ الْيهَُودَ وَ النَّصَارَى أَوْلِيَاءَ ... * يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ الَّذِينَ اتخََّذُواْ دِينَكمُْ هُزُوًا وَ لَعِبًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكمُْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِيَاءَ ... : اى كسانى كه ايمان آوردهايد! يهود و نصارى را ولّى (و دوست و تكيهگاه خود،) انتخاب نكنيد! * اى كسانى كه ايمان آوردهايد! افرادى كه آيين شما را به باد استهزاء و بازى مىگيرند- از اهل كتاب و مشركان- ولىّ خود انتخاب نكنيد "
امّا خداوند در سوره ممتحنه آیه 8 در مورد رفتار نرم با مشرکان دستوراتی دارد " لَّا يَنْهَئكمُُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فىِ الدِّينِ وَ لَمْ يخُْرِجُوكمُ مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبرَُّوهُمْ وَ تُقْسِطُواْ إِلَيهِْمْ : خدا شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه در راه دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهى نمىكند " ؛ حتّی به منظور جذب غیر مسلمانان به اسلام و برای تألیف قلوب دستور می دهد مقداری از زکات را به آنان پرداخت نمایند " إِنَّمَا الصَّدَقَتُ لِلْفُقَرَاءِ وَ الْمَسَاكِينِ وَ الْعَمِلِينَ عَلَيهَْا وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبهُُمْ ...: زكاتها مخصوص فقرا و مساكين و كاركنانى است كه براى (جمع آورى) آن زحمت مىكشند، و كسانى كه براى جلب محبّتشان اقدام مىشود ( توبه/60 ) "
آنچه از تعبير" مؤلفة قلوبهم" فهميده مىشود آن است كه يكى از مصارف زكات كسانى هستند كه به خاطر ايجاد الفت و محبت به آنها زكات داده مىشود . (تفسير نمونه/ ج8/ص 1 )
32 – اعتدال در ارزیابی دیگران :
قرآن کریم آیات بسیاری در مذمّت یهودیان دارد ، آنها را جنگ افروز " كلَُّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ : هر زمان آتش جنگى افروختند ( مائده/64 ) " ، اهل فساد "وَ يَسْعَوْنَ فىِ الْأَرْضِ فَسَادًا : و براى فساد در زمين، تلاش مىكنند( مائده/64 ) " ، کافر به آیات الهی " ْ كاَنُواْ يَكْفُرُونَ بَِايَاتِ اللَّهِ : آنها به آيات خدا كفر مىورزيدند ( آلعمران/112 ) " ، قاتل انبیاء الهی " وَ يَقْتُلُونَ الْأَنبِيَاءَ بِغَيرِْ حَقٍ : و پيامبران را بناحق مىكشتند( آلعمران/112 ) " و ... میداند امّا در عین حال عدّهای از آنها را زاهد و خداپرست میداند " لَيْسُواْ سَوَاءً مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائمَةٌ يَتْلُونَ ءَايَاتِ اللَّهِ ءَانَاءَ الَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ : آنها همه يكسان نيستند از اهل كتاب، جمعيّتى هستند كه (به حق و ايمان) قيام مىكنند و پيوسته در اوقات شب، آيات خدا را مىخوانند در حالى كه سجده مىنمايند. ( آلعمران /113 ) " .
" وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَ مِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَّا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائمًا : و در ميان اهل كتاب، كسانى هستند كه اگر ثروت زيادى به رسم امانت به آنها بسپارى، به تو باز مىگردانند و كسانى هستند كه اگر يك دينار هم به آنان بسپارى، به تو باز نمىگردانند مگر تا زمانى كه بالاى سر آنها ايستاده (و بر آنها مسلّط) باشى ( آل عمران /75 ) " خدای متعال عدّهای از اهل کتاب را امانت دار و عدّهای را خائن میداند .
" وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَن يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَ مَا أُنزِلَ إِلَيهِْمْ خَشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْترَُونَ بَِايَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَئكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سرَِيعُ الْحِسَابِ : و از اهل كتاب، كسانى هستند كه به خدا، و آنچه بر شما نازل شده، و آنچه بر خودشان نازل گرديده، ايمان دارند در برابر (فرمان) خدا خاضعند و آيات خدا را به بهاى ناچيزى نمىفروشند. پاداش آنها، نزد پروردگارشان است. خداوند، سريع الحساب است. (تمام اعمال نيك آنها را به سرعت حساب مىكند، و پاداش مىدهد . (199آلعمران/199 ) "
موارد متعدد دیگری از رعایت اعتدال در کلیه امور زندگی در قرآن کریم و روایات معصومین (ع) بیان شده است که به عنوان نمونه به تعدادی از آنها اشاره شد .