امتیاز کاربران
ضعیفعالی 
دسته: تفسیرموضوعی قرآن کریم
بازدید: 3647
پرینت

بسم الله الرّحمن الرّحیم

تکبر ؛ ضدّ عنوان تواضع (2)                                         
بنی آدم سرشت از خاک دارد   *  اگر خاکی نباشد آدمی نیست
پیامد های شوم تکبّر : همانگونه که تواضع آثار مثبتی دارد تکبّر و خودبرتر بینی نیز آثار و پیامد های شومی دارد که در آیات قرآن و روایات معصومین (ع) به این آثار اشاره شده است ؛

در اینجا اجمالاً به برخی از این موارد اشاره می گردد :
1 - دوری از خداوند متعال : از امام صادق (ع) روایت شده :{ اوحی الله عزّ و جل ّ الی داود(ع) یا داود کما اَنَّ اقربَ الناسِ مِنَ اللهِ المتواضعون کذالکَ اَبعَدُ الناسَ مِنَ اللهِ المتکبّرون (کافی ج9 ص123 ح11 )} ؛ کبر و غرور انسان را از خداوند دور می نماید و اجازه نمی دهد در برابر حق سر تسلیم فرود آورد ، بدون شک تسلیم در برابر حق اولین شرط پیشرفت و ترقّی بشر در علم و ایمان است . در آیه 75 سورة مبارة یونس خداوند می فرماید: { ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسى وَ هارُونَ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآياتِنا فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ   : بعد از آنها، موسى و هارون را با آيات خود به سوى فرعون و اطرافيانش فرستاديم؛ اما آنها تكبّر كردند [و زير بار حق نرفتند؛ چرا كه] آنها گروهى مجرم بودند }.
2 – نقصان عقل : اولین شرط تحصیل علم و دانش تواضع است ولی شخصی که متکبّر باشد حاضر نیست از هیچ کس چیزی را فراگیرد زیرا خود را برتر از همه می داند ، امام علی (ع) در حدیثی کوتاه و موجز می فرمایند : { لا یَتَعَلَّمُ مَن یَتَکَبَّر : کسی که تکبّر داشته باشد عالِم نمی شود ( میزان الحکمه ج10 ح 17409 ) } ؛ همچنین در حدیثی دیگر از امام موسی بن جعفر (ع) روایت شده است : { اِنَّ الزَّرعَ یَنبُتُ فِی السَّهْلِ ، وَ لا یَنبُتُ فِی الصَّفا ، فَکَذالِکَ الْحِکمَةُ تَعْمُرُ قَلبَ الْمُتَواضعِ ، وَ لا تَعمُرُ قَلبَ المُتَکَبِّرِ الْجَبّارِ ، لِاَنَّ اللهَ جَعَلَ التَّواضعَ آلَةَ الْعَقلِ وَ جَعَلَ التّکبُّرَ مِن آلةِ الْجَهلِ : زراعت در زمین نرم رشد و نمو می کند و هرگز در زمین سخت و سنگلاخ نمی روید ، همینطور علم و دانش در قلبهای متواضع جای می گیرد ولی وارد قلب انسان متکبّر نمی شود ، زیرا خداوند تواضع را ابزار عقل و تکبّر را وسیلة جهل و نادانی قرار داده است ( بحار ج 1 ص 153 ) }.
افتادگی آموز  اگر طالب فیضی  *   هرگز نخورَد آب زمینی که بلند است
3 – ایجاد نفرت : انسانهای متکبّر در هر جامعه ای منفورند و برعکس آنان همة انسانها اشخاص متواضع را دوست دارند و نتیجة تکبّر تنهایی است ، امام المتّقین علی (ع) می فرمایند : { لَیسَ لِمُتَکبّرٍ صَدیقٌ : برای انسان متکبّر دوستی باقی نمی ماند ( میزان الحکمه ج 10 ح 17405 ) } و همچنین از آن حضرت نقل شده است : { ثَمَرةُ الکبرِ المَسَبَّةُ : نتیجة تکبّر شنیدن دشنام و ناسزا است (میزان الحکمه ج 10 ح 17402 ) } .
4 – پَستی انسان : تکبّر باعث پستی و حقارت انسان می شود ، پیامبر خدا (ص) می فرمایند : { مَنْ یَستَکبِر یَضَعْهُ اللهُ : کسی که استکبار ورزد خداوند او را پست گرداند(میزان 17411 ) } ؛ و همچنین آن حضرت می فرمایند : { مَنْ تَواضَعَ لِلّهِ دَرجةً یَرفَعهُ اللهُ دَرجةً حتّیٰ یَجعَلَهُ اللهُ فی أعلیٰ عِلّیّینَ ، وَ مَنْ تَکبَّرَ عَلی اللهِ دَرجةً یَضَعهُ اللهُ دَرجةً حَتّیٰ یَجعَلَهُ فِی أسفَلِ سافِلینَ : هر که یک درجه برای خدا فروتنی کند خداوند یک درجه او را بالا برد ، تا آنجا که وی را در اعلی علّیین جای دهد و هر کس یک درجه بر خدا تکبّر ورزد ، خداوند او را یک درجه فرود آورد تا جایی که وی را در اسفل سافلین جهنم جای دهد (میزان 17713 ) } ؛  امام علی (ع) می فرمایند : { التَّواضُعُ یَرفَعُ ، التَّکبُّرُ یَضَعُ : فروتنی رفعت می بخشد و تکبّر پست می گرداند (میزان 21868 ) }
از تواضع گرامیت سازند    *    وز تکبّر به خاکت اندازند
5 - سرچشمة گناهان : بعضی از گناهان ، کلیدی هستند و سرچشمة دیگر گناهان می باشند که به این گناهان در احادیث معصومین (ع) اشاره شده است ، مانند گناه دروغ ، امام حسن عسکری (ع) می فرمایند : { جُعلتَ الْخَبائثَ فِی بیتٍ وَ جعَل مِفتاحَه الکِذب : تمام گناهان در خانه ای است که کلید آن دروغ است (میزان الحکمه ب3459 ح 17410 ) } و همچنین حبّ دنیا { امام سجاد(ع) : حبّ الّدنیا رأس کل خطیئة : وابستگی به دنیا منشأ تمام گناهان است ( میزان الحکمه ب 1123 ح 5132 ) } و همینطور گناه کبیرة شرب خمر { پیامبر اسلام (ص) : الخمر امّ الخبائث : شراب ریشة تمام گناهان است ( میزان الحکمه ب 1123 ح 5132 ) } ،کسی که با شرب خمر عقل او زایل شده به راحتی دست به هر گناهی خواهد زد ؛  اخلاقیات پست و صفات زشت اخلاقی نیز باعث افتادن به منجلاب گناهان زیادی می شود ، در حدیثی از امام علی (ع) آمده است : { الحِرصُ والکِبرُ والحَسَدُ دواعٍ إلَی التَّقَحُّمِ فِی الذُّنوبِ : حرص و تکبّر و حسادت انگیزه های فرورفتن در گناهانند ( میزان الحکمه ج10 ح17401 ) } .
همانطور که اشاره گردید تکبّر نوعی بیماری روحی است که می بایست مداوا گردد وگر نه انسان را به هلاکت رسانده و در دنیا و عُقبی او را دچار خواری می کند ؛ امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند : { مَنْ تَکبَّرَ عَلی النّاسِ ذَلَّ : هر که بر مردم بزرگی فروشد خوار شود ( میزان الحکمه ج10 ح17416 ) } ؛ خداوند رحمان در سورة مبارکة نحل آیة 29 می فرماید : { فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ : به آنها گفته مى‏شود: اكنون از درهاى جهنم وارد شويد در حالى كه جاودانه در آن خواهيد بود! چه جاى بدى است جايگاه مستكبران}  /  { ... فَأَنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِداً فِيها ذلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ :  براى او آتش دوزخ است ، جاودانه در آن مى‏ماند! اين، همان (خواری) و رسوايى بزرگ است (توبه-63 ) } .
 برای درمان این درد خانمانسوز، سه راه عملی وجود دارد :
1 – توجّه به حقارت انسان در برابرخداوند متعال : امام علی (ع) می فرمایند :{ لا یَنبَغی لِمَنْ عَرَفَ اللهَ أن یَتَعاظَمَ : برای کسی که خدا را می شناسد سزاوار نیست خود بزرگ بین باشد (میزان17385 ) } ، علامه مجلسی (ره) در کتاب بحارالانوار می فرماید انسان اول باید خود را بشناسد و حقارت خود را ببیند ، بعد در حدّ توان خود ، خداوند متعال و عظمت و کبریائی او را بشناسد ؛ حضرت امیر (ع) می فرمایند :{ مِسکینُ ابْنُ آدمَ : مَکتومُ الاجَلِ ، مَکنونُ الْعِلَلِ ، مَحفوظُ الْعَمَلِ ، تُؤلِمُهُ الْبَقَّةُ ، وَ تَقْتُلُهُ الَّرقَةُ ، وَ تُنْتِنُهُ الْعَرقَةُ : بیچاره انسان ! سرآمد زندگی اش (زمان مرگش ) نامعلوم ، علل و عوامل بیماریهایش ناپیدا و مجهول ، کردار و رفتارش در جائی محفوظ ( و باید روزی پاسخگو باشد ) ، پشه ای او را آزار می دهد ، قطره ای آب یا اندکی غذا (راه تنفسش را می بندد و) او را می کشد ، و( اندکی ) عرق او را متعفّن و بدبو می سازد !(نهج البلاغه ک ق 419 ) } ، اگر انسان لحظه ای به ضعف و بیماریهایی که او را تهدید می کنند توجه و تفکر کند دیگر تکبر نمی ورزد .  امام محمد باقر (ع) می فرماید : {عَجَباً لِلمختالِ الفَخورِ وَ إنَّما خُلِقَ مِن نُطفةٍ ثُمَّ یَعودُ جِیفَةً وَ هُوَ فیما بَینَ ذلکَ لا یَدری ما یُصْنَعُ بِه : در شگفتم از متکبّر خودستای ، حال آنکه از نطفه ای آفریده شده و به لاشه ای تبدیل می شود و در این فاصله نمی داند که با او چه می شود (میزان الحکمه ج10ح17378 ) } ، امام باقر (ع) در پاسخ به سؤال حضرت صادق (ع) از حکمت دفع مدفوع از انسان فرمود : { تَصغیراً لابنِ آدمَ لِکیْ لا یَتکبَّرَ وَ هُوَ یَحمِلُ غائطَهُ مَعَهُ : برای تحقیر آدمیزاد است تا او که با خود مدفوعش را حمل می کند ، تکبّر نورزد (میزان17379 ) }
2 – مطالعة پیامدها و آثار سوء تکبّر : یکی از راه های ترک خصلتها و افعال ناشایست ، تفکّر و مطالعه پیرامون آثار سوء آن است . در مطالب بالا  به مواردی از پیامدهای شوم تکبّر اشاره گردید ، همچنین این بیماری روحی مفاسد زیادی دارد که در آیات و روایات به آنها اشاره گردیده  از جمله: / تمسخر دیگران : { سورة حجرات ،آیة11 : ... لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ : ... نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخره كنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند }/ تحقیر دیگران : {  امام صادق (ع) : الکِبرُ أن تَغمِضَ النّاس ؛ (میزان 17357 ) } ، {  امام صادق (ع) : أنّما الجبّارُ المَلعونُ مَنْ غَمَصَ النّاسَ وَ جَهِلَ الحَقَّ : همانا گردنکش لعنت شده کسی است که مردم را خوار شمارد و حق را نشناسد(میزان17359 ) } / عار دانستن هم نشینی با دیگران : {  پیامبر اسلام (ص) : أنا عَبْدٌ ابنُ عَبدٍ ، أجلِسُ جَلَسةَ العَبدِ ، وَ آکِلُ أکلَ العَبدِ : من بنده ای هستم زادة بندة دیگر ، مانند بنده می نشینم و مانند بنده غذا می خورم (میزان 17395 ) } /  دوری از رفاقت با دیگران :{ (امام علی (ع) : لیسَ لِمتکبِّرٍ صدیق (میزان 17405) }  / انتظار سلام داشتن :{ امام علی (ع) : یَبدَأ بِالسَّلام ؛ میزان 21854 ) } ،{ ( امام صادق (ع) : ...أن تُسَلِّمَ علیٰ مَنْ لَقیِتَ :  به هر که برخوردی سلام کنی (میزان21821 ) } ،{ ( امام صادق (ع) : مِنَ التَّواضعِ أن تُسَلِّمَ علیٰ مَنْ لَقیتَ : از فروتنی است که به هر که برخوردی سلام کنی (میزان21839 )} ؛{ شاخ بی میوه کِشد سر به قیام * شاخ پر میوه شود خم به سلام  }  /  دور دانستن دیگران از خود /  عدم پذیرش مواعظ دیگران /  عذر دیگران را نپذیرفتن /   انتظار مقدم داشتن او در مجالس /  به خود بالیدن در راه رفتن /  ترش روئی با دیگران : { پیامبر (ص) : ألا أُخبِرکُم بِإهلِ النّار؟کُلُّ عِتلٍّ جَوّاظٍ مُستَکبِر: آیا شما را از اهل دوزخ آگاه نسازم ؟ هر درشتخوی خشن متکبّر (میزان 17420)  } /  دوری از رحمت خدا /  بی رغبتی به عبادت {  از پیامبر اسلام سؤال شد : وَ ما حَلاوَةُ العِبادَةِ : حلاوت و شیرینی عبادت چیست ؟ پیامبر (ص) فرمودند : التَّواضُعُ (میزان21801 ) } /  دوری از اولیاء خدا /  دیوانگی واقعی { پیامبر (ص) بر عده ای که جمع شده بودند گذشت و فرمود : بر گِرد چه جمع شده اید ؟ عرض کردند : یا رسول الله ! این دیوانه غش کرده و ما پیرامون او گرد آمده ایم ، حضرت فرمود : او دیوانه نیست بلکه بیمار است ، سپس فرمود : آیا شما را آگاه نسازم که دیوانة حقیقی کیست ؟ اصحاب گفتند بفرمایید ای رسول خدا ! حضرت فرمودند : المُتَبَختِرُ فِی مِشیَتِهِ ، النّاظِرُ فِی عِطْفَیهِ ، المُحَرِّکُ جَنبَیهِ بِمَنکِبَیهِ ، یَتَمنّیٰ علیَ اللهِ جَنَّتهُ و‌ هوَ یَعصیهِ : کسی که با تبختر راه می رود و متکبرانه می نگرد و پهلوهایش را با شانه هایش حرکت می دهد ، نافرمانی خدا می کند و با این حال بهشتِ او را آرزو می کند ( میزان 17367 ) }.   
3 – تمرین و ممارست : انسان متکبّری که به بیماری خویش پی برده است و در صدد درمان آن است ، باید تواضع را تمرین کند و تمرینش را آنقدر ادامه دهد تا تواضع برایش تبدیل به «عادت» شود و بر اثر تمرین بیشتر این عادت تبدیل به «حالت» شود و با استمرار تمرین و پا فشاری بر آن ، حالت تواضع تبدیل به «ملکه» شود . امام علی (ع) در حدیثی (میزا ن الحکمه ب4097 ح21854 ) سه چیز را سرچشمة تواضع معرفی کرده و نسبت به انجام آن تأکید فرموده اند :
الف ) « اَنْ یَبْدَأ بِالسَّلامِ مَنْ لَقِیَهُ » اولین سرچشمة تواضع ، سلام کردن به دیگران است ، چه کوچک و چه بزرگ . پیامبر بزرگوار اسلام (ص) می فرمایند : بخیل ترین افراد کسی است که در سلام بخل ورزد (بحارالانوارج73 ص4 ) .
ب ) « وَ یَرضیٰ بِالدُّونِ مِنْ شَرَفِ الْمَجلِسِ » دومین سرچشمة تواضع این است که انسان وقتی وارد مجلسی می شود ، همان پائین مجلس بنشیند و به دنبال نشستن در صدر مجلس نباشد .
ج ) « وَ یَکْرَهُ الرِّیاءَ وَالسُّمْعَةَ » سومین سرچشمة تواضع پرهیز از ریا به هنگام انجام اعمال و پس از آن است ؛ در مورد تفاوت ریا و سُمعه می توان گفت که ریا به هنگام انجام عمل عارض می گردد ، ولی سمعه پس از انجام عمل حاصل می شود .
در روایات معصومین(ع) اعمال و تمرینات دیگری برای از بین بردن تکبّر ذکر شده است که به مواردی از آن اشاره می گردد :
/  فروتنی در رفتار برابر خدا و خلق خدا :{ امام حسن (ع) : وَ عِزَّ الذینَ یَعرفونَ ما جلالُ اللهِ أن یَتَذَلَّلوا لَهُ ؛ (میزان17391) } / مدح افرادی که لایق مدح هستند  /راه رفتن در عقب سر دیگران : { إنَّ النَّبیَّ (ص) خَرجَ إلیَ البَقیعِ فَتَبِعَهُ أصحابُهُ فَوَقَفَ وَ أمَرَهُم أن یَتَقَدَّموا ؛ (میزان 17397) } / هم کلامی و هم خوراکی با زیر دستان  /  کار در خانه  /   خرید کالا برای خانه و حمل آن به سوی خانه :{پیامبر خدا (ص) : وَ خَصَفَ نَعلَهُ وَ أکلَ خادمَهُ وَ حَمَلَ سوُقِهِ ؛ (میزان الحکمه17394)} / ساده پوشی {  امام علی (ع) در وصف پرهیزکاران فرمود : وَ مَلْبَسَهُمُ الاقْتِصادُ و مَشیُهُمُ التَّواضُعُ : پوشاکشان میانه روانه است و راه رفتن و رفتارشان فروتنانه (میزان21810 ) } / روی آوردن به عبادت خدا از خوف   / سجده بر خاک  / خدمت به مردم در مجالس اهل بیت .
از امام عسکری (ع) نقل شده است : کسی که به حقوق برادران خود آشناتر باشد و در گزاردن آن حقوق تلاش بیشتری کند ، منزلتش نزد خداوند بزرگتر از دیگران است و هر که در دنیا برای برادران خود فروتنی کند ، در پیشگاه خداوند از صدّیقان است و از شیعیان راستین علی بن ابی طالب (ع) باشد ؛ پدر و پسری از برادران ایمانی امیرالمؤمنین (ع) خدمت ایشان رسیدند ، حضرت برایشان بلند شد و با احترام آن دو را در بالای مجلس نشاند و خود در مقابل آنها نشست ، سپس دستور داد غذایی آوردند و آن دو غذا خوردند ، پس از غذا قنبر آفتابه و لگنی چوبی و حوله ای برای خشک کردن دست هایشان آورد و جلو آمد که روی دست مرد آب بریزد ، امیرالمؤمنین (ع) از جا جَست و آفتابه را گرفت تا به دست مرد آب بریزد ، امّا مرد خودش را به خاک افکند و عرض کرد : یا امیرالمؤمنین ! خدا مرا در حالی ببیند که شما روی دست من آب می ریزید؟! حضرت فرمود : بنشین و بشوی ، زیرا خداوند عزّ و جلّ تو را می بیند که برادرت که بر تو امتیاز و فضیلتی ندارد خدمتت می کند و قصدش از این خدمت آن است که خداوند در بهشت ده برابر جمعیّت دنیا عطایش کند ؛ مرد نشست و علی (ع) به او فرمود : تو را به بزرگی حقّ من که تو آن را شناختی و حرمتش را به جا آوردی و برای خدا فروتنی کردی ـ تا جایی که خداوند در قبال آن ، این پاداش را به تو داد که مرا مأمور خدمت به تو کرد و این افتخار را نصیب تو نمود ـ  سوگند می دهم که وقتی دستانت را می شویم کاملاً آسوده باشی ، همانگونه که اگر قنبر به دستت آب می ریخت . مرد اطاعت کرد . وقتی حضرت دست او را شست ، آفتابه را به محمد بن حنفیّه داد و فرمود : فرزندم ! اگر این پسر بدون پدرش بر من وارد می شد خودم دستش را می شستم ، امّا خداوند عزّو جلّ خوش ندارد که وقتی پدر و پسری در یک جا جمع باشند میان آنها برابری نهد ، بلکه پدر روی دست پدر آب می ریزد و باید پسر روی دست پسر آب بریزد . محمد بن حنفیّه بر دست پسر آن مرد آب ریخت . امام حسن عسکری (ع) سپس فرمود : کسی که در این زمینه از علی (ع) پیروی کند ، شیعه حقیقی است  ( میزان الحکمه ح 21817 ) ( بحارالنوار/75/117/1 )  .  
استاد قنبر بیگی - جلسه سوم
جهت مطالعه بیشتر به کتابهای ذیل مراجعه نمائید :             
  1 – نهج البلاغه – خطبة قاصعه (192 )                            
2-  والاترین بندگان خدا : شرح و تفسیر آیات عبادالرحمن – آیت الله مکارم شیرازی
3 – میزان الحکمه – جلد 9 و 10
4 –  کنزالعمّال – جلد 3
5 – اصول کافی – جلد 9 و 10

FacebookMySpaceTwitterDiggDeliciousStumbleuponGoogle BookmarksRedditNewsvineTechnoratiLinkedinMixxRSS Feed
Joomla! is Free Software released under the GNU/GPL License.