بسم الله الرّحمن الرّحیم
رفق و مدارا با مردم
وَ اِذا خـاطَـبـَهـُمُ الْـجـاهِـلـونَ قـالـوُا سَـلامَـاً
و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند ( و سخنان نابخردانه گویند) به آنها سلام می گویند ( و با بی اعتنایی و بزرگواری می گذرند)
در معنای رِفق گفته اند نرمی و متانت در گفتار است و مدارا به معنای تحمل ناگواری و بدی که از دیگران به انسان می رسد و تغافل کردن نسبت به آنها ، یعنی اعمال سوء آنها را نادیده بگیریم و به اصطلاح « شتر دیدی ، ندیدی » کنیم .
مردم از یک نظر به چهار دسته تقسیم می شوند :
1 – طالب حقّ : این افراد هر کجا حق را بیابند از آن پیروی می کنند ، این افراد هم طالب حقّند و هم واصل به حق شده اند .
2 – جاهل قاصر : افرادی که هیچ امکاناتی برای تحصیل علم دین ندارند و به علماء و دانشمندان دسترسی ندارند و یا کسی که در مرکز علم و دانش بوده ولی تا کنون به ذهنش خطور نکرده که فلان عملش اشتباه می باشد تا آن را اصلاح کند و به عبارت کوتاه ، غافل بوده است ، این افراد مستضعف فکری هستند چنین کسی امید به سعادت دارد و پس از مرگ مجازات و عقاب ندارد ، چنین کسانی را خداوند عذاب نمی کند ، چون عقاب آنها هم از لحاظ عقلی مشکل دارد و هم از لحاظ نقلی ؛ عذاب آنها از لحاظ عقلی اشکال دارد چون این گروه هیچ امکاناتی برای تحصیل علم نداشتند و پیامبری یا رهبری یا حتّی دسترسی به منبع مطمئنّی نداشتند ، پس در مورد این گروه حجت تمام نشده و عقل عذاب کسی را که حجت بر او تمام نشده را قبیح می داند « قبح عقاب بلا بیان » ؛ امّا از لحاظ نقلی ، خداوند در قرآن کریم می فرماید : { ... وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولا} ( سورة اسراءآیة 15 ) که یکی از تفاسیر آیه این است که خداوند تا حجت را تمام نکند ، عذاب نخواهد کرد .
3 – جاهل مقصّر : کسانی که توانایی تحقیق و جستجو و پرسش دارند و می دانند که اگر به دنبال حق بروند ، به آن می رسند ولی انسانهایی تنبل ، بی تفاوت ، بی اعتنا به مسائل دینی ، دنیا پرست و بی قید و بند هستند که البته جایگاه آنها جهنم است .
4 – مُغرضین : افرادی هستند که آگاهانه با حق مخالفت می کنند و با توجّه و علم و آگاهی با حقیقت سرِ ستیز دارند .
به شهادت تاریخ و قرآن و روایات ، برخورد انبیاء و اولیا با گروههای فوق یکسان نبوده است ، گروه اول که زیر سایة تعالیم انبیاء و اولیا و امامان بوده و نحوة برخورد با آنان روشن است ؛ برای گروه دوّم باید با یک برنامه ریزی صحیح و مدوّن و دراز مدت ، امکانات را مهیا کرد و آنان را از جهل و نادانی به سوی نور هدایت کرد و این کار جز با مدارا امکان پذیر نیست ؛ همچنین لازم است برای گروه سوّم انگیزة حرکت و تلاش و تحقیق ایجاد کرد و لازمة این کار هم مدارا است ؛ و حتّی لازم است با گروه چهارم نیز تا سر حدّ امکان به نرمی و ملاطفت برخورد نمود تا شاید هدایت شوند و به سوی حق بازگردند .
بنابراین ، اصل اوّلی در برخوردها ، محبت و مدارا و تحمّل است ، و نباید در اوّلین برخورد با انسان جاهل و نادان ، خشمگین شد ، و از کوره در رفت ، و با شدت و تندی و همانند آن جاهل – یا شدیدتر از او – جوابش را داد ، چرا که روش انبیا این نبوده ، بلکه در مقابل رفتار بی ادبانة آنها ، اظهار محبّت می کردند .
« مدارا در آیات قرآن »
*خداوند متعال در سورة مبارکة اعراف ، آیة 199 می فرماید : { خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ : [به هر حال] با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذير، و به نيكىها دعوت نما، و از جاهلان روى بگردان ( و با آنان ستيزه مكن ) } در این آیه چند مطلب قابل توجّه است :
الف ) مخاطب این آیة شریفه ، شخص پیامبر اسلام است ، یعنی مدارا و گذشت و پذیرش خطای دیگران در درجة اوّل توسط پیشوایان جامعه باید مراعات شود .
ب ) در تفسیر کلمة « عفو » چهار معنی ذکر شده است :
اوّل : به معنای چیز اضافی و زیادی مال است ، درآیة 219 سوره بقره آمده است که از پیامبر سؤال کردند چه چیز انفاق کنیم ؟ خداوند به پیامبر فرمودند : { يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ: از تو مىپرسند چه چيز انفاق كنند؟ بگو: از مازاد نيازمندى خود }
دوّم : به معنای حدّ وسط است ، یعنی از افراط و تفریط پرهیز شود .
سوّم : معنی دیگر عفو « پذیرش عذر » دیگران است .
چهارم : « سخت گیری نکردن » چهارمین معنایی است که برای عفو ذکر شده است .
در آیة شریفه هیچ مانعی ندارد که هر چهار معنا مدّ نظر باشد ، یعنی « خُذِ العَفو » به این معنا باشد که « ای پیامبر ما ! اموال اضافه بر نیازت را در راه خدا انفاق کن ، و از افراط و تفریط خودداری ورز ، و عذر خطاکاران را بپذیر ، و نسبت به دیگران سخت گیر نباش »
ج ) در برخورد با جاهلان و به هنگامی که با سخنان زشت به استقبال تو آمدند ، با آنها گلاویز نشو ، بلکه چنان از کنار آنها بگذر که گویا سخنی با تو نگفته اند .
د ) از امام صادق (ع) نقل شده است که فرموده اند : این آیه جامع ترین آیه اخلاقی قرآن مجید است ، زیرا که مشتمل بر عفّت ، حکمت و شجاعت است . ( بحارالانوارج68ص426 )
* در آیة 72 سورة فرقان آمده است { وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً : و كسانى كه شهادت به باطل نمىدهند [و در مجالس باطل شركت نمىكنند]؛ و هنگامى كه با لغو و بيهودگى برخورد كنند، بزرگوارانه از آن مىگذرند } عبادالرحمان هنگامی که با سخنان لغو ، انسانهای لغو ، مجالس لغو ، فیلمهای لغو ، نشریات لغو و خلاصه هر آنچه لغو است مواجه می شوند ، بزرگوارانه از کنار آن عبور می کنند و درگیر آن نمی شوند .
* آیة 159 سورة مبارکة آل عمران { فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ : به [بركت] رحمت الهى، در برابر آنان [= مردم] نرم [و مهربان] شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى ( و سخت گیر بوده و اهل مراعات و مدارا نبودی ) ، از اطراف تو، پراكنده مىشدند. پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب! و در كارها، با آنان مشورت كن! اما هنگامى كه تصميم گرفتى، [قاطع باش! و] بر خدا توكل كن! زيرا خداوند متوكلان را دوست دارد} در این آیه می بینیم که یکی از شرطهای رهبری و قبول مسئولیت همین مدارا است .
* آیة 70 سورة احزاب : { یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدِيداً : اى كسانى كه ايمان آوردهايد! تقواى الهى پيشه كنيد و سخن حق بگوييد} مقصود سنجیده سخن گفتن و مدارا کردن است ، نه اهانت به دیگران .
* آیة 44 سورة طه : { فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى : اما به نرمى با او سخن بگوئيد شايد متذكر شود يا از (خدا) بترسد } حتّی اگر کسی مثل فرعون باشد و اهانت کند و تهمت بزند و تهدید کند ، تو نرم با او صحبت کن ( با او مدارا کن شاید تذکر بپذیرد ) .
« رفق و مدارا در روایات معصومین (ع) »
1 – اهل مداراة عاقلترین مردم هستند : در روایتی از پیامبر اسلام (ص) نقل شده است : { اَعقَلُ النّاسِ اَشَدُّهُم مُداراةً لِلنّاسِ : عاقلترین مردم کسی است که بیش از همه با مردم مدارا کند} (سفینةالبحارج3 ص30 ) .
2 – مداراة با مردم همطراز فرائض : در حدیثی دیگر آن حضرت می فرمایند{ اِنّا اُمِرنا مَعاشِرُ الانبیاءِ بِمُداراةِ النّاسِ کَما اُمِرنا بِأداءِ الْفَرائِضِ : ما پیامبران الهی همانگونه که مأمور انجام واجبات هستیم ، موظّف به مدارای با عموم مردم نیز می باشیم} (سفینةالبحارج3ص30 ) در این حدیث شریف همردیف قرار دادن «مدارات» با «واجبات» نشانگر اهمیت مسألة مدارات است .
3 - مداراة با مردم نصف ایمان : رسول اکرم (ص) می فرمایند : { مُداراةُ النّاسِ نِصفُ الایمانِ : نیمی از ایمان را مدارای با مردم تشکیل می دهد } . ( سفینةالبحارج3ص31 )
4 – مداراة ارزش کار را بالا می برد : رسول گرامی اسلام (ص) در حدیثی دیگر می فرمایند : { إنَّ الرّفقَ لَم یوضَع عَلی شَیءٍ إلاّ زَانَهُ و لا نُزِعَ مِنْ شیءٍ الاّ شَانَهُ }: (کافی-2/119/6 ) مدارا کردن در هر کاری و هر چیزی باعث زینت و ارزش آن خواهد شد .
5 - مداراة نیمی از راحتی زندگی : امام موسی کاظم (ع) می فرمایند : { الرِّفقُ نِصفُ الْعَیْش : مدارا نیمی از راحتی و زندگی است} . (کافی-2/120/11 )
6 – سرانجام خیر کارها : در حدیثی زیبا پیامبر اسلام (ص) می فرمایند{ به سامان رسیدن کارها به واسطة سه چیز است : وَرعٌ یَحجُزُهُ عَن مَعاصیَ الله ، وَ خُلُقٌ یُدارِی بِهِ النّاس ، وَ حِلمٌ یَرُدُّ بِهِ جَهلَ الجاهِلِ : پاکدامنی و ورعی که او را از نافرمانی خدا باز دارد و خویی که به سبب آن با مردم مدارا کند و بردباری و حلمی که به وسیلة آن رفتار جاهلانة نادان را دفع کند} . (الکافی2/116/1)
7 – اصول معشرت با مردم : از امیر مؤمنان علی بن ابیطالب (ع) نقل گردیده{ وَاعلَم إنَّ رأسَ الْعَقل بَعدَالایمان بِالله عزِّ وَ جَلّ مداراةالنّاسِ ولا خیرَ فیمَن لا یُعاشِرُ بِالمعروف مِن لابّد من مُعاشِرَتِهِ حتّی یَجعَلَ الله اِلی الخَلاصِ مِنهُ سبیلاً فَإنّی وَجَدتُ جمیعَ ما یتعایِشُ به النّاس و بهِ یَتَعاشرون مِلأ مِکیال ثلثاه استحسان و ثلثه تغافل : مهمترین برنامة بعد از ایمان به خدا مدارا کردن با مردم است و کسی که گرفتار انسان بی ملاحظه شود و مجبور است با او معاشرت کند باید با چنین شخصی مدارا کند تا خدا او را از دست آن شخص خلاص کند ، بدرستی که من تمام آنچه را که مردم با آن می توانند با هم زندگی و معاشرت کنند در یک جمله یافتم و آن این که تمام اصول معاشرت با مردم به پیمانه ای برمی گردد که دو سوم آن دنبال نیکی ها رفتن و بقیة آن خود را به غفلت زدن است ( تغافل در برخورد با دیگران ) } ( وسائل الشیعه ج8 ج8باب121 – از ابواب آداب العشره ) .
« مدارا در رفتار پیامبران و امامان (ع) »
قرآن عزیز مدارات بعضی پیامبران بزرگ الهی را به زیبائی بیان نموده است ، به عنوان نمونه رفتار پیامبر اکرم (ص) با منافقان است که آنها پیامبر را استهزاء می کردند و رفتار نیک و با ملایمت آن حضرت را به حساب خوش باوری آن حضرت می گذاشتند ، خداوند در آیة 61 سورة توبه می فرماید { وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ : از آنها كسانى هستند كه پيامبر را آزار مىدهند و مىگويند: (او آدم خوشباورى است!) بگو: (خوشباور بودن او به نفع شماست! [ولى بدانيد] او به خدا ايمان دارد؛ و [تنها] مؤمنان را تصديق مىكند؛ و رحمت است براى كسانى از شما كه ايمان آوردهاند!) و آنها كه رسول خدا را آزار مىدهند، عذاب دردناكى دارند } .
نمونة دیگر از این رفتار زیبا ، رفتار حضرت نوح (ع) نسبت به قوم خود می باشد ؛ حضرت نوح (ع) نهصد و پنجاه سال به تبلیغ توحید و یکتا پرستی پرداخت و در این مدت طبق برخی روایات هشتاد و چند نفر به او ایمان آوردند ! یعنی هر دوازده سال یک نفر را هدایت کرد ؛ آن حضرت انسان پر حوصله ای بود و در برابر استهزاء قومش مقاوت نمود به گونه ای که خطاب به پروردگارش عرض کرد { قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلاً وَ نَهارا ... ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهاراً ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً : پروردگارا ! من قوم خود را شب و روز به سوی تو دعوت کردم (که ایمان بیاورند ) ... سپس من آنها را با صدای بلند (به اطاعت فرمان تو ) دعوت کردم ، سپس آشكارا و نهان (حقيقت توحيد و ايمان را) براى آنان بيان داشتم } (نوح 1- 8 ) ؛ هنگامی که آن حضرت از هدایت بقیّة قومش نا امید شد آنها را نفرین کرد ، امّا نه نفرینی از سر انتقام ، بلکه نفرین مستدلّ و دلسوزانه ! وی خطاب به خدای خویش عرض کرد : { وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً * إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا يَلِدُوا إِلاَّ فاجِراً كَفَّارا : نوح گفت: (پروردگارا! هيچ يك از كافران را بر روى زمين باقى مگذار! * چرا كه اگر آنها را باقى بگذارى، بندگانت را گمراه مىكنند و جز نسلى فاجر و كافر به وجود نمىآورند} ( نوح 26/27 ) .
نمونه بارز دیگر رفتارِ با مدارا با مردم ، رفتار امام حسن مجتبی (ع) با مرد شامی است ؛ مبرّد و ابن عایشه که هر دو از ادبای سرشناس عرب و مورخین به نام بودند روایت کرده اند : روزی امام حسن (ع) سوار بر مرکب در حال حرکت بود که به مردی شامی برخورد نمود . مرد شامی تا چشمش به آن حضرت افتاد شروع به لعن و ناسزاگویی کرد . امام حسن (ع) هیچ گونه عکس العملی از خود نشان نداد ، تا وقتی که مرد شامی دَم فروبست و از گفتنی های خود فارغ شد ؛ امام پیش رفت و سلام کرد و خندید و فرمود : ای شیخ ! به گمانم غریبی و شاید به شبهه در افتاده ای و از روی اشتباه این گونه برخورد نمودی ، اکنون اگر معذرت بخواهی و طلب رضایت کنی از تو راضی خواهیم شد ، اگر چیزی درخواست کنی به تو می دهیم ، اگر طلب ارشاد نمایی تو را راهنمایی و اگر بخواهی سوار مرکب شوی تو را یاری خواهیم کرد ، اگر گرسنه ای تو را سیر می نماییم ، اگر برهنه ای و نیاز به لباس داری تو را می پوشانیم ، اگر محتاج و درمانده ای تو را بی نیاز خواهیم کرد ، اگر رانده شده ای تو را پناه می دهیم ، اگر حاجتی داشته باشی آن را برآورده می کنیم ، چون ما را منزلی بزرگ و وسائلی گسترده و مالی فراوان باشد ، اگر بار خود را به منزل ما فرود آوری و تا وقت برگشتن به شهر و دیارت میهمان ما باشی برای تو بهتر است ؛ آن مرد شامی با این عکس العمل امام حسن مجتبی (ع) در مقابل آن همه ناسزاگویی خود ، به گریه افتاد و گفت : شهادت می دهم تو خلیفة خدا در روی زمین هستی و خدا خود بهتر میداند مقام رسالتش را در چه جایی قرار دهد ، همانا تو و پدرت تا قبل از این مبغوض ترین خلق در نزد من بودید ، اکنون محبوب ترین و دوست داشتنی ترین بندگان خدا در نظر من می باشد . ( بحارالانوارج43 ص344 )
بازخورد رفتار مداراگونة اهل بیت (ع) با دیگران و حتّی ملحدین ، در این نقل تاریخی خود را نشان می دهد : در سفینةالبحار جلد اول صفحة 423 از توحید مفضّل نقل می کند : که چون مفضّل از ابن ابی العوجاء کلمات کفرآمیز شنید نتوانست خوداری کند ، خشمگین شده و با تندی گفت : ای دشمن خدا کفر می گویی و انکار خدا مینمائی ؟ ابن ابی العوجاء گفت : اگر اهل استدلالی با تو صحبت می کنم و در صورتی که غالب شدی پیرو تو می شوم و اگر اهل مناظره نیستی با تو حرفی ندارم ، اگر از اصحاب حضرت صادق (ع) باشی هیچگاه آن آقا با ما اینطور گفتگو نکرده و نه اینچنین مجادله می کند . بسا اتفاق افتاده که بزرگتر از اینکه تو شنیدی از ما شنیده ، هرگز در جواب ما ناسزا نفرموده ( و انه لحلیم الرزین العاقل الرصین لا یعتریه خرق و لا طیش و لا نزق ) آنجناب بردباری باوقار و سنگین و عاقلی استوار است ، هیچگاه اندیشه از کسی ندارد و نه سبکی از او سر می زند ، گفتار ما را گوش می دهد و کاملاً به استدلال ما توجه دارد تا هرچه دلیل داریم می آوریم ، به طوری به سخنانمان متوجه است که خیال می کنیم تحت تأثیر دلائل ما واقع شده و بر او پیروز شده ایم ، در آخر با چند جملة مختصر و گفتة کوتاه ما را مغلوب می نماید و سخن خود را ثابت می کند ، جواب دلائل او را هرگز نمی توانیم بدهیم ، اگر تو از اصحاب چنین شخصی هستی مانند او با ما سخن بگوی .
رفق و مدارا با مردم غیر از خیر و نتیجه دنیوی در سرای آخرت و در روز حساب نیز به کار انسان می آید ؛ در داستان همراهی حضرت موسی (ع) با حضرت خضر (ع) آخرین نصیحت حضرت خضر (ع) به حضرت موسی (ع) این بود که فرمود : هیچ کس در دنیا با کسی با نرمی رفتار نکند مگر آنکه خداوند عزّ و جلّ در روز قیامت با او به نرمی رفتار کند ( میزان الحکمه 7398 ).
در بعضی از آیات قرآن کریم نیز این حقیقت بیان شده است :
* امام صادق (ع) از شخصی دربارة معنای آیة : { وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ : و آنها كه پيوندهايى را كه خدا دستور به برقرارى آن داده، برقرار ميدارند ، و از پروردگارشان مىترسند ، و از بدى حساب [روز قيامت] بيم دارند (رعد21 ) } که اولوالالباب از سختی حساب می ترسند ، پرسید و آن شخص نتوانست جواب دهد ؛ حضرت فرمودند : آیا آنها می ترسند خداوند به آنها ظلم کند ؟ شخص جواب داد خیر ، حضرت فرمود پس معنای آیه چیست ؟ آن شخص عرض کرد : شما معنای آیه را برایم بیان بفرمائید ، امام فرمودند : به هر نحوی که با بندگان خدا رفتار کنید ، به همان صورت خداوند با شما رفتار خواهد کرد ، اگر سخت بگیرید (به اصطلاح مو را از ماست بکشید ) خداوند هم در موقع حساب روز قیامت در مورد شما سخت خواهد گرفت و اگر آسان بگیرید و مدارا کنید ، خداوند هم با شما مدارا خواهد کرد (نقل به مفهوم شده است )
* در آیة 22 سورة مبارکة نور خداوند می فرماید : { وَ لا يَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَ السَّعَةِ أَنْ يُؤْتُوا أُولِي الْقُرْبى وَ الْمَساكِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ : آنها كه از ميان شما داراى برترى [مالى] و وسعت زندگى هستند نبايد سوگند ياد كنند كه از انفاق نسبت به نزديكان و مستمندان و مهاجران در راه خدا دريغ نمايند ، آنها بايد عفو كنند و چشم بپوشند ، آيا دوست نمىداريد خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است } مفهوم این عبارات این است که اگر شما دیگران را عفو کنید ، خداوند هم به همان صورت از شما خواهد گذشت .
همچنین از محتوای احادیث معصومین (ع) فواید زیادی در مدارای با مردم به دست می آید ، از جمله : موجب زیبایی و زیبندگی شخصیت انسان می شود ، یکی از صفتهای زیبای انسانی است و موجب استحکام عقل و اخلاق { امام رضا (ع) در پاسخ به این سؤال که عقل چیست ؟ فرمودند : جام اندوه را جرعه جرعه نوشیدن ، با دشمنان مسامحه کردن و با دوستان مدارا نمودن (میزان الحکمه ج4/5727 ) } ، مایة برکت و میمنت زندگی است و انسان را به مقام ارجمند می رساند { امام علی (ع) : مدارا کردن با مردم سرآمد حکمت است (میزان ج4/5717 ) } ، تسهیل در روابط خانوادگی و اجتماعی می گردد و برعکسِ تکبّر ، موجب دوستی دیگران با انسان می شود { امام علی (ع) : با مردم مدارا کن تا از برادری آنان برخوردار شوی و با روی خوش با آنان برخورد کن تا کینه هایشان بمیرد(میزان ج4/5728 ) }، یک صفت الهی است ، دلالت بر تسلط بر خویشتن است ، راهی به سوی بهشت و کلید حل مشکلات می باشد { امام علی (ع): سلامت دین و دنیا در مدارا کردن با مردم است (میزان ج4/5730 ) }
استاد قنبر بیگی جهت مطالعه بیشتر به کتابهای ذیل مراجعه نمائید :
1 – وسائل الشیعه – جلد 8 – ابواب آداب العشره
2- والاترین بندگان خدا : شرح و تفسیر آیات عبادالرحمن – آیت الله مکارم شیرازی
3 – میزان الحکمه – جلد 4
5 – اصول کافی – جلد 2