بسم الله الرّحمن الرّحیم
لعن - قسمت اول
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنهَُمُ اللَّهُ فىِ الدُّنْيَا وَ الاَْخِرَةِ وَ أَعَدَّ لهَُمْ عَذَابًا مُّهِينًا
آنها كه خدا و پيامبرش را آزار مىدهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خواركنندهاى آماده كرده است. (احزاب/57)
لعن
لعن و نفرین ، ضدّ عنوان دعای خیر است که در لسان پیامبر اعظم (ص) و اهل بیت (ع) از به کار بردن بدون دلیل آن نهی شده است .
خداوند پیامبر اکرم (ص) را «رحمةٌ للعالمین» نامیده است (وَ مَا أَرْسَلْنَكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِين – انبیاء/105 )و خود پیامبر (ص) هم فرمودند : إنَّما لَم اُبعَث لَعّاناً وَ اِنّما بُعِثتُ رَحمةً . ( کنزالعمال/8177 )
پیامبر (ص) در توصیف مؤمن چنین فرمودند :
المُؤمنُ لَیسَ بلَعّانٍ – مؤمن لعن کننده نیست . ( جامع السعادات/1/316 )
و همچنین فرمودند : وَ لَعنُ المؤمنِ کَقَتلِهِ – لعن کردن مؤمن مانند کُشتن اوست . ( میزان الحکمه/18233 )
حتی لعن کردن خود ، فرزندان ، اموال ، زمین ، و ... هم ممنوع است .
رسول اکرم (ص) : مَن هذا اللاّعِنُ بَعیرَهُ ؟ انزِل عَنهُ فَلا تَصحَبنا بِمَلعونٍ ، لا تَدعوا علی أنفُسِکُم وَ لا تَدعوا عَلی أولادِکُم وَ لا تَدعوا عَلی أموالِکُم : این کیست که شترش را لعنت کرد ؟ از آن پیاده شو و حیوان لعنت شدهای را با ما نیاور ، نه خود را نفرین کنید نه فرزندانتان را و نه اموالتان را . ( میزان الحکمه/18241 )
همچنین از آن حضرت روایت شده است : اِنَّهُ ما لَعَنَ اَحَدٌ الأرضَ اِلاّ قالَت : اللَّعنُ عَلی اَعصانا لِلّهِ : هیچ فردی زمین را لعنت نمیکند مگر اینکه زمین میگوید : لعنت بر هر کدام که گناهکارتریم . ( میزان الحکمه/ 18233 )
با وجود این همه تأکید برای لعن و نفرین نکردن ، باز افرادی هستند که مستحق لعن خداوند ، ملائکه و همه مردم هستند .
"أُوْلَئكَ عَلَيهِْمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلَئكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ : لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنها خواهد بود! (بقره/161)"
معنای لعن چیست؟
دور داشتن مؤمنین و مخلوقات الهی از رحمت بیکران حق و یا نسبت دوری از رحمت خداوند دادن به مؤمنین و مخلوقات و دورباش آنان از رحمت الهی .
آثار لعن بدون دلیل
1 – سلب حق شفاعت و شهادت : رسول گرامی اسلام (ص) : لا یکونُ اللَعّانونَ شُفَعاءً وَ لا شُهداءَ یَومَ القیامة . ( کنزالعمال/8179 )
2 – بازگشت لعن ، به لعن کننده : امام باقر (ع) : إنَّ الَّعنةَ إذا خَرجَت مِن صاحِبها تَرَدَّدَت بَینَهُ و بَین الَّذی یَلعَنُ فَإن وَجَدَت مَساغاً و إلاّ عادَت إلی صاحِبِها و کان أحَقَّ بها فَاحذَروا أن یَلعَنوُا مُؤمِناً فَیَحِلَّ بِکُم . لعنت و نفرین زمانی که از دهان صاحبش خارج شد ، بین لعنت کننده و کسی که لعنت شده مُردّد میشود ، پس اگر شخص لعنت شده استحقاق لعنت داشت که لعن بر او مُستقَر میشود و الاّ آن لعنت به صاحبش باز میگردد و آن شخص مستحق لعن است ، بترسید از اینکه مؤمنی را لعن کنید که لعن بر خودتان مستقر و حلال میشود . (بحارالانوار/ج72/ص208 )
نمونهای از تاریخ : معاویه 70 هزار منبر را برای لعن و سبّ امیرالمؤمنین علی (ع) در سراسر ممالک اسلامی قرار داد که این بدعت سالها توسط خلفای اموی به جز عمر بن عبدالعزیز ادامه پیدا کرد . طبق روایات ، تمام لعنهای گفته شده به صاحبان آن برگشته و برابر تمام لعنها هم به صاحب بدعت یعنی معاویة بن ابی سفیان مستقر شدهاست و او مستحق به لعنت شدن است ، وَ کانَ أحَقَّ بِها .
ملعونان کیانند ؟
ملعونین در آیات قرآن
1 – کافران :
الف )" إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَفِرِينَ وَ أَعَدَّ لهَُمْ سَعِيرًا : خداوند كافران را لعن كرده (و از رحمت خود دور داشته) و براى آنان آتش سوزانندهاى آماده نموده است . ( احزاب / 64 )" ؛ از امام باقر (ع) روایت شده است : جهنّم هفت دَرَک ( زیر طبقه ) دارد ... و طبقه ششم آن " هِیَ السّعیرُ ، فیها ثَلاثُمِائةِ سُرادقٍ مِن نارٍ ... : سعیر است که در آن سیصد سراپرده از آتش است ... " ؛ در تفسير على بن ابراهيم از ابو بصير نقل شده كه گفت از ابو عبد اللَّه (ع) پرسيدم كه يا ابن رسول اللَّه مرا بترسان كه قلب من سخت شده است. آن حضرت گفت : «اى محمد ، آماده زندگى طولانى شو كه جبرئيل نزد پيامبر (ص) با چهرهاى گرفته آمد و حال آن كه پيش از اين با قيافهاى شادمان مىآمد ، پيامبر (ص) از او پرسيد : چرا امروز اين گونه چهرهات گرفته است ؟ گفت : يا محمد ، ديگر دمهايى را كه در آتش جهنم مىدمند خاموش كردهام پيامبر پرسيد كه دمهاى آتش جهنم چيستند؟ گفت: يا محمد ، خداى عز و جل فرمود تا در آتش دميدند مدت هزار سال تا رنگش سفيد شد ، سپس هزار سال ديگر در آن دميدند رنگش سرخ شد ، هزار سال ديگر در آن دميدند رنگش سياه شد ، پس اكنون سياه و تاريك است ، اگر قطرهاى از آن «ضريع» در آب مردم دنيا بچكد همه مردم از گند آن خواهند مرد و اگر يك حلقه از آن زنجير كه هفتاد ذراع طول آن است در دنيا افتد دنيا از حرارت آن ذوب خواهد شد و اگر يكى از پوشیدنیهای اهل جهنم ميان آسمان و زمين آويخته شود ، مردم دنيا از بوى آن خواهند مرد ؛ تا آن جا كه مىگويد : از آن پس رسول اللَّه (ص) جبرئيل را متبسم نديد» . (تفسير هدايت/ ج10/ ص 319 )
ب )" إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَ مَاتُواْ وَ هُمْ كُفَّارٌ أُوْلَئكَ عَلَيهِْمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلَئكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ : كسانى كه كافر شدند، و در حالِ كفر از دنيا رفتند، لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنها خواهد بود!" (بقره/161 )
2 – دروغگویان : " فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكمُْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتهَِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلىَ الْكَاذِبينَ : هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم. " (آل عمران/61 )
گفتهاند كه اين آيه و آيات قبل از آن در باره هيات نجرانى مركب از عاقب و سيد و گروهى كه با آنها بودند نازل شده است ، آنها خدمت پيامبر (ص) رسيدند و عرض كردند : آيا هرگز ديدهاى فرزندى بدون پدر متولد شود ، در اين هنگام آيه" إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ ..." نازل شد و هنگامى كه پيامبر (ص) آنها را به مباهله (به معنى نفرين كردن دو نفر به يكديگر است) دعوت كرد آنها تا فرداى آن روز از حضرتش مهلت خواستند و پس از مراجعه ، اسقف (روحانى بزرگشان) به آنها گفت:" شما فردا به محمد (ص) نگاه كنيد ، اگر با فرزندان و خانوادهاش براى مباهله آمد ، از مباهله با او بترسيد ، و اگر با يارانش آمد با او مباهله كنيد ، زيرا چيزى در بساط ندارد ، فردا كه شد پيامبر( ص) آمد در حالى كه دست على بن ابى طالب (ع) را گرفته بود و حسن و حسين (ع) در پيش روى او راه مىرفتند و فاطمه (س) پشت سرش بود ، نصارى نيز بيرون آمدند در حالى كه اسقف آنها پيشاپيش آنها بود ، هنگامى كه نگاه كرد پيامبر (ص) با آن چند نفر آمدند ، در باره آنها سؤال كرد به او گفتند: اين پسر عمو و داماد او و محبوبترين خلق خدا نزد او است و اين دو پسر، فرزندان دختر او از على (ع) هستند و آن بانوى جوان دخترش فاطمه (س) است كه عزيزترين مردم نزد او، و نزديكترين افراد به قلب او است . سيد به اسقف گفت:" براى مباهله قدم پيش گذار". گفت : نه، من مردى را مىبينم كه نسبت به مباهله با كمال جرأت اقدام مىكند و من مىترسم راستگو باشد ، و اگر راستگو باشد ، به خدا يك سال بر ما نمىگذرد در حالى كه در تمام دنيا يك نصرانى كه آب بنوشد وجود نداشته باشد . و در روايتى آمده است اسقف مسيحيان به آنها گفت:" من صورتهايى را مىبينم كه اگر از خداوند تقاضا كنند كوهها را از جا بركند چنين خواهد كرد هرگز با آنها مباهله نكنيد كه هلاك خواهيد شد، و يك نصرانى تا روز قيامت بر صفحه زمين نخواهد ماند . ( تفسير نمونه، ج2، ص: 580) ؛ ناگفته پيدا است منظور از" مباهله" اين نيست كه اين افراد جمع شوند و نفرين كنند و سپس پراكنده شوند زيرا چنين عملى به تنهايى هيچ فايدهاى ندارد، بلكه منظور اين است كه اين نفرين مؤثر گردد ، و با آشكار شدن اثر آن ، دروغگويان به عذاب گرفتار شوند و شناخته گردند .
3 – آزار رساندن به خداوند و رسول : " إِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهيناً : آنها كه خدا و پيامبرش را آزار مىدهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خواركنندهاى آماده كرده است . " (احزاب/57 )
پیامبر (ص) فرمودند : فاطمة بضعَةٌ مِنّی مَن ءاذاها فَقَد أذانی : فاطمه پاره تن من است ، هر کس او را بیازارد مرا آزرده است ؛ و حضرت زهرا (س) فرمودهاند : فلانی و فلانی مرا اذیت کردهاند . ( صحیح ترمذی )
4 – قطع رحم کنندگان :
الف ) " فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِن تَوَلَّيْتُمْ أَن تُفْسِدُواْ فىِ الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُواْ أَرْحَامَكُمْ * أُوْلَئكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمَى أَبْصَرَهُمْ : اگر (از اين دستورها) روى گردان شويد، جز اين انتظار مىرود كه در زمين فساد و قطع پيوند خويشاوندى كنيد؟! * آنها كسانى هستند كه خداوند از رحمت خويش دورشان ساخته، گوشهايشان را كر و چشمهايشان را كور كرده است!" (محمد (ص) / 23-22 )
ب ) "وَ الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فىِ الْأَرْضِ أُوْلَئكَ لهَُمُ اللَّعْنَةُ وَ لهَُمْ سُوءُ الدَّارِ : آنها كه عهد الهى را پس از محكم كردن مىشكنند، و پيوندهايى را كه خدا دستور به برقرارى آن داده قطع مىكنند، و در روى زمين فساد مىنمايند، لعنت براى آنهاست و بدى (و مجازات) سراى آخرت! "( رعد/ 25 )
5 – عناد و دشمنی با کتاب خدا : "يَأَيهَُّا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ ءَامِنُواْ بمَِا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنرَُدَّهَا عَلىَ أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنهَُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصحَْابَ السَّبْتِ وَ كاَنَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً : اى كسانى كه كتاب (خدا) به شما داده شده! به آنچه (بر پيامبر خود) نازل كرديم- و هماهنگ با نشانههايى است كه با شماست- ايمان بياوريد، پيش از آنكه صورتهايى را محو كنيم، سپس به پشت سر بازگردانيم، يا آنها را از رحمت خود دور سازيم، همان گونه كه «اصحاب سبت» [گروهى از تبهكاران بنى اسرائيل] را دور ساختيم و فرمان خدا، در هر حال انجام شدنى است!"(نساء/47)
6 - شیطان : "وَ إِن يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطَنًا مَّرِيدًا * لَّعَنَهُ اللَّهُ : و (يا) شيطان سركش و ويرانگر است * خدا او را از رحمت خويش دور ساخته"
(نساء/ 118-117 )
7 – منافقان و شایعه پراکنان : " لَّئنِ لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَفِقُونَ وَ الَّذِينَ فىِ قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فىِ الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يجَُاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا * مَّلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُواْ أُخِذُواْ وَ قُتِّلُواْ تَقْتِيلًا : اگر منافقان و بيماردلان و آنها كه اخبار دروغ و شايعات بىاساس در مدينه پخش مى كنند دست از كار خود بر ندارند، تو را بر ضدّ آنان مىشورانيم، سپس جز مدّت كوتاهى نمىتوانند در كنار تو در اين شهر بمانند! * و از همه جا طرد مىشوند، و هر جا يافته شوند گرفته خواهند شد و به سختى به قتل خواهند رسيد!" (احزاب / 61-60 )
از آيه چنين استفاده مىشود كه سه گروه در مدينه مشغول خرابكارى بودند و هر كدام به نحوى اغراض شوم خود را پياده مىكردند و اين به صورت يك برنامه و جريان در آمده بود و جنبه شخصى و فردى نداشت . نخست" منافقين" بودند كه با توطئههاى ضد اسلامى براى براندازى اسلام مىكوشيدند . دوم اراذل و اوباش كه قرآن از آنها تعبير به بيماردلان كرده. گروه سوم كسانى بودند كه پخش شايعات در مدينه مخصوصاً به هنگامى كه پيامبر (ص) و ارتش اسلام به غزوات مىرفتند به تضعيف روحيه بازماندگان مىپرداختند و خبرهاى دروغين از شكست پيامبر (ص) و مؤمنين مىدادند و به گفته بعضى از مفسران اين گروه همان يهود بودند ( تفسير نمونه، ج17، ص: 431 ) . بعضی واژه ها در قرآن هستند که اگر با هم بیایند معانی مختلفی دارند و اگر یکی از آنها در آیهای ذکر شود معنای هردو را دارد ، مانند منافق و فی قلوبهم مرض که در آیه فوق کنار هم آمده و معانی مختلفی دارند ؛ منافق به کسی گفته میشود که تمام وجود او را مرض فراگرفته ولی فی قلوبهم مرض به کسانی گفته میشود که مرضشان در طلیعه است و هنوز به مرحله نفاق کامل نرسیده است . کلمه مرجفون که از « رَجفَه و ارجاف » گرفته شده ، به کسانی گفته میشود که با شایعه سازی ، امنیت روانی جامعه اسلامی را بر هم میزنند و باعث دلهره و اضطراب میشوند . ( نمونه «الْمُرْجِفُونَ فىِ الْمَدِينَةِ » در ایام انتخابات اخیر – خرداد 88 – به وضوح دیده شدند )
8 – اقوام کافر گذشته :
الف ) قوم نوح : "وَ قِيلَ بُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّلِمِينَ : و گفته شد: دور باد قوم ستمگر از سعادت و نجات و رحمت خدا " (هود/44 )
ب ) قوم عاد : " أَلَا إِنَّ عَادًا كَفَرُواْ رَبهَُّمْ أَلَا بُعْدًا لِّعَادٍ قَوْمِ هُودٍ : بدانيد «عاد» نسبت به پروردگارشان كفر ورزيدند! دور باد «عاد»- قوم هود- (از رحمت خدا، و خير و سعادت)!" (هود/60 )
ج ) قوم ثمود : " أَلَا إِنَّ ثَمُودَاْ كَفَرُواْ رَبهَُّمْ أَلَا بُعْدًا لِّثَمُودَ : بدانيد قوم ثمود، پروردگارشان را انكار كردند! دور باد قوم ثمود (از رحمت پروردگار)!" ( هود / 68 )
د ) قوم مدین : " أَلَا بُعْدًا لِّمَدْيَنَ كَمَا بَعِدَتْ ثَمُودُ : ! دور باد مدين (و اهل آن) از رحمت خدا ، همان گونه كه قوم ثمود دور شدند!" (هود/95 )
ﻫ ) کافران اقوام گذشته : " فَبُعْدًا لِّقَوْمٍ لَّا يُؤْمِنُونَ : دور باد (از رحمت خدا) قومى كه ايمان نمىآورند!" (مؤمنون/44 )
9 – تهمت زدن به زنان پاک و مؤمنه : "إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُواْ فىِ الدُّنْيَا وَ الاَْخِرَةِ وَ لهَُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ : كسانى كه زنان پاكدامن و بىخبر (از هر گونه آلودگى) و مؤمن را متهم مىسازند، در دنيا و آخرت از رحمت الهى بدورند و عذاب بزرگى براى آنهاست."
( نور /23)
10 – قاتلان عمدی مؤمنان :" وَ مَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَلِدًا فِيهَا وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا : و هر كس، فرد باايمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازاتِ او دوزخ است در حالى كه جاودانه در آن مىماند و خداوند بر او غضب مىكند و او را از رحمتش دور مىسازد و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است. "(نساء / 93)
به نقل از برخی تواریخ ، فقط در جنگ جمل دهها هزار نفر از مسلمانان کشته شدند که باید از کسانی که به خاطر هوی و هوس بر علیه امیرالمؤمنین علی (ع) خلیفه پیامبر (ص) قیام کردند پرسید قاتل این افراد کیست ؟
11 – کتمان کنندگان حق : "إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَ الْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّهُ لِلنَّاسِ فىِ الْكِتَابِ أُوْلَئكَ يَلْعَنهُُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنهُُمُ اللَّعِنُونَ(159 : كسانى كه دلايل روشن، و وسيله هدايتى را كه نازل كردهايم، بعد از آنكه در كتاب براى مردم بيان نموديم، كتمان كنند، خدا آنها را لعنت مىكند و همه لعنكنندگان نيز، آنها را لعن مىكنند" (بقره / 159)
آیا کسانی که واقعه غدیر خم و سایر هدایتهای مسلم الهی را انکار و کتمان کردند ، مشمول این آیه نیستند !؟
12 - افترا زنندگان به خداوند : "وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْترََى عَلىَ اللَّهِ كَذِبًا أُوْلَئكَ يُعْرَضُونَ عَلىَ رَبِّهِمْ وَ يَقُولُ الْأَشْهَدُ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلىَ رَبِّهِمْ أَلَا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلىَ الظَّالِمِينَ : چه كسى ستمكارتر است از كسانى كه بر خدا افترا مىبندند؟! آنان (روز رستاخيز) بر پروردگارشان عرضه مىشوند، در حالى كه شاهدان [پيامبران و فرشتگان] مىگويند: «اينها همانها هستند كه به پروردگارشان دروغ بستند! اى لعنت خدا بر ظالمان باد!»" (هود / 18)
نفى دعوت پيامبر راستين در واقع نفى سخنان خدا است و آن را به دروغ نسبت دادن ، تكذيب خدا است ، و دروغ بستن بر كسى كه جز از طرف خدا سخن نمىگويد، دروغ بستن بر ذات پاك خدا محسوب مىشود ، ريشه تمام اين اعمال به يك چيز يعنى شرك و تكذيب آيات الهى باز مىگردد ، كه بالاترين تهمتهاست .
13 – سخنان باطل درباره خداوند زدن : "وَ قَالَتِ الْيهَُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُواْ بمَِا قَالُواْ : و يهود گفتند: «دست خدا (با زنجير) بسته است.» دستهايشان بسته باد! و بخاطر اين سخن، از رحمت (الهى) دور شوند!" ( مائده / 64 )
تاريخ نشان ميدهد كه يهود زمانى در اوج قدرت ميزيستند و بر قسمت مهمى از دنياى آباد آن زمان حكومت داشتند كه زمان داود و سليمان بن داود را به عنوان نمونه مىتوان يادآور شد و در اعصار بعد نيز قدرت آنها با نوسانهايى ادامه داشت ، ولى با ظهور اسلام مخصوصا در محيط حجاز ستاره قدرت آنها افول كرد و مبارزه پيامبر (ص) با يهود" بنى النضير" و" بنى قريظه" و" يهود خيبر" موجب تضعيف کامل آنها گرديد، در اين موقع بعضى از آنها با در نظر گرفتن قدرت و عظمت پيشين از روى استهزاء گفتند: دست خدا به زنجير بسته شده و به ما بخششى نمىكند. (گوينده اين سخن طبق نقل بعضى از مفسران" فنحاس بن عازورا" رئيس" بنى قينقاع" يا" نباش بن قيس" طبق نقل بعضى ديگر بوده است ) (تفسير نمونه، ج4، ص: 450) .
14 – تحریف کنندگان کتاب خدا : "مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يحَُرِّفُونَ الْكلَِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَ يَقُولُونَ سمَِعْنَا وَ عَصَيْنَا وَ اسمَْعْ غَيرَْ مُسْمَعٍ وَ رَاعِنَا لَيَّا بِأَلْسِنَتهِِمْ وَ طَعْنًا فىِ الدِّينِ وَ لَوْ أَنهَُّمْ قَالُواْ سمَِعْنَا وَ أَطَعْنَا وَ اسمَْعْ وَ انظُرْنَا لَكاَنَ خَيرًْا لهَُّمْ وَ أَقْوَمَ وَ لَاكِن لَّعَنهَُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا : بعضى از يهود، سخنان را از جاى خود، تحريف مىكنند و (به جاى اينكه بگويند: «شنيديم و اطاعت كرديم»)، مىگويند: «شنيديم و مخالفت كرديم! و (نيز مىگويند:) بشنو! كه هرگز نشنوى! و (از روى تمسخر مىگويند:) راعنا [ما را تحميق كن!]» تا با زبان خود، حقايق را بگردانند و در آيين خدا، طعنه زنند. ولى اگر آنها (به جاى اين همه لجاجت) مىگفتند: «شنيديم و اطاعت كرديم و سخنان ما را بشنو و به ما مهلت ده (تا حقايق را درك كنيم)»، براى آنان بهتر، و با واقعيت سازگارتر بود. ولى خداوند، آنها را بخاطر كفرشان، از رحمت خود دور ساخته است از اين رو جز عدّه كمى ايمان نمىآورند. "(نساء/46)
15 – کسانی که از حدود خداوند تجاوز میکنند :
الف ) "وَ سَْلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتىِ كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فىِ السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًا وَ يَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ لَا تَأْتِيهِمْ كَذَالِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ : و از آنها درباره (سرگذشت) شهرى كه در ساحل دريا بود بپرس! زمانى كه آنها در روزهاى شنبه، تجاوز (و نافرمانى) خدا مىكردند همان هنگام كه ماهيانشان، روز شنبه (كه روز تعطيل و استراحت و عبادت بود، بر سطح آب،) آشكار مىشدند امّا در غير روز شنبه، به سراغ آنها نمىآمدند اين چنين آنها را به چيزى آزمايش كرديم كه نافرمانى مىكردند! " ( اعراف /163 ) .
آیات 163 الی 166 سوره مبارکه اعراف مربوط به جریان اصحاب سبت است که از حدود الهی تجاوز کردند و با توجیه شرعی کارهای حرام خود ، از رحمت خداوند دور شده و تبدیل به بوزینه شدند " أَوْ نَلْعَنهَُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصحَْابَ السَّبْتِ : يا آنها را از رحمت خود دور سازيم ، همان گونه كه «اصحاب سبت» [گروهى از تبهكاران بنى اسرائيل] را دور ساختيم " ؛ لعن حضرت داود (ع) هم به اصحاب سبت بوده است " لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنىِ إِسرَْ ءِيلَ عَلىَ لِسَانِ دَاوُدَ وَ عِيسىَ ابْنِ مَرْيَمَ ذَالِكَ بِمَا عَصَواْ وَّ كَانُواْ يَعْتَدُونَ : كافران بنى اسرائيل، بر زبان داوود و عيسى بن مريم، لعن (و نفرين) شدند! اين بخاطر آن بود كه گناه كردند، و تجاوز مىنمودند. (مائده/78 ) " ، امام باقر (ع) فرمود: داود (ع) اهل «ايله» را بواسطه گناهى كه در روز شنبه مرتكب شده بودند، لعن كرد ، اين گناه در زمان وى روى داد. او بدرگاه خدا عرض كرد: «خدايا لباس لعنت بر آنها بپوشان ...» و خداوند آنها را بشكل بوزينگان در آورد ، عيسى (ع) كسانى را لعن كرد كه بر آنها مائده نازل شد و كفر ورزيدند . ( ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج7، ص: 140) .
16 – ایمان به طاغوت : " اَلَمْ تَرَ إِلىَ الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ هَؤُلَاءِ أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ سَبِيلاً * أُوْلَئكَ الَّذِينَ لَعَنهَُمُ اللَّهُ وَ مَن يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَن تجَِدَ لَهُ نَصِيرًا : آيا نديدى كسانى را كه بهرهاى از كتاب (خدا) به آنان داده شده، (با اين حال)، به «جبت» و «طاغوت» [بت و بتپرستان] ايمان مىآورند، و درباره كافران مىگويند: «آنها از كسانى كه ايمان آوردهاند هدايت يافتهترند»؟! * آنها كسانى هستند كه خداوند ايشان را از رحمت خود دور ساخته است و هر كس را خدا از رحمتش دور سازد ياورى براى او نخواهى يافت." (نساء/52-51 )
بسيارى از مفسران در شان نزول آيات فوق چنين گفتهاند كه بعد از حادثه" احد" يكى از بزرگان يهود بنام" كعب بن اشرف" به اتفاق هفتاد نفر از يهوديان به سوى مكه آمد، تا با مشركان مكه بر ضد پيامبر اسلام (ص) هم پيمان شوند و پيمانى را كه با پيامبر اسلام (ص) داشتند بشكنند،" كعب" به منزل ابو سفيان وارد شد و ابو سفيان او را گرامى داشت و يهود در خانههاى قريش بطور پراكنده ميهمان شدند، يكى از اهل مكه به كعب گفت: شما اهل كتابيد و محمد نيز داراى كتاب است ، حقيقت اين است كه ما احتمال مىدهيم اين كار توطئهاى باشد كه براى از بين بردن ما چيده شده است ، اگر مىخواهيد با شما هم پيمان شويم نخستين شرط آن اين است كه در برابر اين دو بت (اشاره به دو بت بزرگ كردند) سجده كنيد و به آنها ايمان بياوريد، آنان چنين كردند . سپس" كعب" به اهل مكه پيشنهاد كرد كه سى نفر از شما و سى نفر از ما به كنار خانه كعبه برويم و شكمهاى خود را بر ديوار خانه كعبه بگذاريم و با پروردگار كعبه عهد كنيم كه در نبرد با محمد كوتاهى نكنيم ، اين برنامه نيز انجام شد و پس از پايان آن ابو سفيان رو به كعب كرده و گفت: تو مرد دانشمندى هستى و ما بيسواد و درس نخوانده! به عقيده تو" ما" و" محمد" كدام به حق نزديكتريم ، كعب گفت : آئين خود را براى من كاملا تشريح كن ابو سفيان گفت: ما براى حاجيان شتران بزرگ قربانى مىكنيم و به آنها آب مىدهيم، ميهمان را گرامى ميداريم و اسيران را آزاد كرده و صله رحم بجا مىآوريم و خانه پروردگار خود را آباد نگه مىداريم و بر گرد آن طواف مىكنيم و ما اهل حرم خدا سرزمين مكهايم، ولى محمد از دين نياكان خود دست برداشته و قطع پيوند خويشاوندى كرده و از حرم خدا و آئين كهن ما بيرون رفته و آئين محمد آئينى است تازه و نوپا ؛ كعب گفت: به خدا سوگند آئين شما از آئين محمد بهتر است! در اين هنگام آيات فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت . (تفسير نمونه، ج3، ص: 41)