بسم الله الرّحمن الرّحیم عبادالرّحمن و جهنّم
« وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً * إِنَّها ساءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً : و كسانى كه مىگويند: (پروردگارا! عذاب جهنم را از ما برطرف گردان، كه عذابش سخت و پر دوام است*مسلّماً آن [جهنم]، بد جايگاه و بد محلّ اقامتى است (فرقان 65 -66 ) »
چهارمین ویژگی عبادالرّحمن ترس از جهنم و عذابهای سنگین و طاقت فرسای آن است که باعث می شود بنده خدای رحمان دائماً تقاضای برطرف شدن عذاب را از درگاه واحد قهار نماید ، {« وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ ...» فعل مضارع دلالت بر استمرار دارد } ترس از جهنم همیشه بیشتر از شوق به بهشت باعث می شود انسان مراقب اعمال و رفتار خود باشد ؛ لذا وقتی در قرآن صحبت از فرستادن پیامبران برای امتهای مختلف شده است می فرماید : « إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاَّ خَلا فِيها نَذِيرٌ : ما تو را بحق براى بشارت و انذار فرستاديم؛ و هر امّتى در گذشته انذاركنندهاى داشته است (فاطر/24 ) » و نفرموده : وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاَّ خَلا فِيها بَشیر .
آیا صِرفِ ایمان آوردن کافی است که انسان فقط به اسلام و ایمانش بسنده کند و هیچ حرکت سازنده ای از خودش نشان ندهد ؟
آنچه مسلّم است اسلام ، ایمان ، توحید ، دعا و ... لازم است امّا کافی نیست . اگر در قرآن عزیز صحبت از ایمان می کند همراه آن انجام اعمال صالح را هم بیان می کند : « إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا/ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ: مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند( عصر/3) »
اگر صحبت از توحید می شود ملاک توحید بدون عمل کردن نیست بلکه توحید تنها یک بال است و بال دیگر عمل به آنچه خداوند متعال می فرماید می باشد : « ...إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ : سخنان پاكيزه به سوى او صعود مىكند( عقیدة پاک توحیدی ) ، و عمل صالح آن را بالا مىبرد(فاطر/10 ) »
اگر صحبت از دعا شود ، می فرماید : « وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ : پروردگار شما گفته است: (مرا بخوانيد تا [دعاى] شما را بپذيرم! ( غافر/60 ) » اصل دعا ارزشمند است تا جائی که می فرماید : « قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ : بگو: پروردگارم براى شما ارجى قائل نيست اگر دعاى شما نباشد ( فرقان / 77 ) »
امّا کسی که دست روی دست بگذارد و فقط دعا کند که خداوندا مرا از عذاب جهنم نجات بده « اِصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ » ، آیا این کافی است یا باید تلاشی کند ، با اعمالی که انجام می دهد و محرّماتی که ترک می کند این دعا را به نتیجه برساند ؟!
اگر صِرفاً دعا کند که خدایا من را از آتش بِرهان و عملی متناسب با این دعا انجام ندهد ، این شخص فقط خودش را مسخره کرده است ، در روایتی امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا (ع) می فرماید : مَن تَعَوَّذَ باللهِ مِن النّارِ وَ لَم یَترُک شَهواتِ الدّنیا فقدِ استَهزأ بنَفسِهِ : هر کس از دوزخ به خدا پناه برد امّا خواهشهای دنیوی را ترک نکند ، خودش را مسخره کرده است (بحارالانوارج75ص356ح11) .
این شخص با دعایش و درخواستش در اصل آرزو کرده که از عذاب جهنّم نجات پیدا کند و صِرف آرزو کردن ارزش چندانی ندارد ؛ شخصی از پیامبر (ص) پرسید چگونه است که هر چه دعا می کنیم خداوند اجابت نمی کند در حالی که در قرآن فرموده « ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ : مرا بخوانيد تا [دعاى] شما را بپذيرم » ، پیامبر (ص) فرمودند : قلبهای شما به واسطة ده چیز مرده و تا زنده نشود دعای شما اجابت نخواهد شد « ... ادعَیتُم مَحبَّةَ الجَنَّة فَلَم تَعمَلوا لَها » شما ادعای دوست داشتن بهشت و علاقه مند بودن بهشت را دارید ، امّا عملی که ارزشمند باشد که بهای آن بهشت باشد را انجام نداده اید « ادعَیتُم مَخافَةَ النّار وَ رَمَیتُم اَبدانَکُم فیها » شما ادعای ترس از جهنم را دارید ، اما اعمال شما ، شما را به جهنم پرتاب می کند ! (نصایح العددیه/ مرحوم مشکینی) یعنی فقط شعار می دهید و فقط آرزو می کنید ، پس عمل چه جایگاهی دارد ؟
عبادالرحمان هم از جهنم می ترسند و هم دعا برای دفع عذاب می کنند و هم تلاش پی گیر برای انجام اعمال و جلب رضایت خداوند دارند .
توضیح و تفسیر
1 - وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً : و كسانى كه مىگويند: (پروردگارا! عذاب جهنم را از ما برطرف گردان، كه عذابش سخت و پر دوام است ؛ اولاً ) این بندگان ویژه دائماً به ذکر معاد متوجه هستند ، چرا که اثر تربیتی بالائی دارد . ثانیاً ) آنها با وجود دقّت در انجام عبادات مختلف – خصوصاً نماز – به اعمال خود تکیه و اعتماد نکرده اند و آنچه باعث اعتماد برای آنها شده فضل خداوند است .
2 - معنی جملة « اِصرِف عَنّا عَذابَ جهنَّمَ » این است که عذاب جهنم به سمت ما می آید و شعله های سوزان آن به سوی ما در حرکت است ، آن را از ما برطرف کن ! آیا جهنم به سوی ما می آید ؟
جهنم تجسم همان کارهای ماست ، گناهان از هر طرف به ما هجوم می آورند که هر کدام قسمتی از جهنم را می سازد و با انجام هر گناه عذابی به عذابها اضافه می شود ، هوای نفس از یک سو و وسوسه های شیطان از سوی دیگر عوامل تحریک کننده شهوت که متأسفانه در زمان ما از در و دیوار می بارد ، لذا از خداوند می خواهند که خداوند توفیق دوری از گناه و دور کردن آتش جهنم را به آنها دهد .
3 - کلمة «غراما» و «غریم» از یک ریشه گرفته شده اند ، غریم به معنای طلبکار است و جمع آن «غرماء» می باشد ، معنی ریشة اصلی «غرام» و «غریم» ماندگار بودن است ، به چیزی که انسان را رها نمی کند «غریم» گفته می شود و علت اینکه به طلبکار غریم گفته شده این است که تا طلب خود را نگیرد بدهکار را رها نمی کند ، «غریم» به عشق سوزان نیز اطلاق شده است و علت اینکه به عشق آتشین و سوزان غریم گفته می شود این است که چنین عشقی ماندگار است و عاشق را رها نمی کند . همچنین بعضی گفته اند : «غرام» مصیبتی است که انسان در برابر آن راه فرار ندارد ؛ نتیجه اینکه «غراما» به معنای ثابت و ماندگار و چیزی که همواره ملازم انسان است می باشد .
4 - آیا «مُستقرّ» و «مُقام» به یک معنی و به اصطلاح مترادف می باشند یا دو معنی متفاوت دارند ؟
تعبیرات قرآن در رابطه با خلود در جهنم نشان دهنده این مطلب است که عده ای ( و لو اندک ) تا ابد در جهنم خواهند ماند ، امّا کثیری از مُعَذَّبین بعد از مدتی ( متناسب با گناهانی که انجام داده اند ) از جهنم خارج می شوند ، لذا جهنم برای بعضی از مشرکین ، منافقین و کفّار جایگاه ابدی و برای بعضی دیگر جایگاه موقت خواهد بود . « إِنَّها ساءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً » : « مستقر» می تواند اشاره به جایگاه موقت اهل جهنم باشد که بعد از پاک شدن از آنجا خارج می شوند و « مُقام » جایگاه ابدی مشرکین ، منافقین و کفّار باشد . آیه بیان می کند که جهنم چه جایگاه ابدی باشد و چه موقت بسیار بد منزلی خواهد بود . چرا اینگونه نباشد در حالی که عذابهای آن به هیچ عنوان قابل مقایسه با عذاب های دنیا نیست و آنِ بعد از آن عذاب آن زیادتر می شود .
« فلسفة عذابها و مجازاتها »
چرا خداوند جهنم را آفرید ؟
الف ) خداوند نیازی به عبادت و شکرگذاری احدی از عالمین ندارد : « وَ قالَ مُوسى إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ : و موسى [به بنى اسرائيل] گفت: (اگر شما و همه مردم روى زمين كافر شويد، [به خدا زيانى نمىرسد؛ چرا كه] خداوند، بىنياز و شايسته ستايش است ( ابراهیم / 8 ) » اگر هم کافر شوند به دامن کبریائی او گردی هم نمی نشیند ، اما با این همه استعداد و امکانات مختلف که در اختیار او گذاشته تا به اعلی علیین صعود کند و این انسان هیچ تلاشی نکند و نعمت های خداوند را ضایع کند باید چگونه رفتار کرد . خداوند فرمود : « اِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ: اگر كفران كنيد، خداوند از شما بىنياز است و هرگز كفران را براى بندگانش نمى پسندد؛ ( زمر / 7 ) » اگر کفر بورزید خداوند از ایمان آوردن شما بی نیاز است ، البته از باب رحمت واسعه اش هرگز به کافر شدن بندگانش رضایت نمی دهد چون مستلزم ضرر کردن آنان می باشد . (تفسیر صافی / ج5/ص536 )
ب ) حضرت علی (ع) در خطبة همّام فرموده ، خداوند نه نیازی به عبادات ما دارد و نه گناهان ما ضرری به او می رساند ، ولی بدون شک برای تعلیم و تربیت دو نیروی محرک و بازدارنده لازم است ، پاداش مردم را به سوی تعلیم و تربیت تشویق می کند و کیفر آنها را از مسیرهای خلاف تعلیم و تربیت باز می دارد ، اگر این دو نیرو نباشند تعلیم و تربیت امکان پذیر نیست . این مطلب در صفات پیامبر (ص) نیز دیده می شود ، زیرا خداوند آن حضرت را هم «بشیر» خوانده و هم «نذیر» نامیده است ، بشیر اشاره به همان نیروی محرک است و نذیر ، نیروی باز دارنده .
البتّه خداوند متعال به مسألة پاداش و نیروی محرک توجّه بیشتری کرده ، به گونه ای که برای هر حسنه و کار خوبی ثوابی برتر و حداقل ده برابر پاداش می دهد ولی در مقابل کار زشت ، بیش از یک بار مجازات نمی کند ؛ « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلاَّ مِثْلَها وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ : هر كس كار نيكى بجا آورد، ده برابر آن پاداش دارد، و هر كس كار بدى انجام دهد، جز بمانند آن، كيفر نخواهد ديد؛ و ستمى بر آنها نخواهد شد (انعام/160 ) » ؛ مسألة پاداش و کیفر و رعایت و توجه به هر دو یکی از اصول مدیریتی نیز می باشد .
این مسأله در دعای افتتاح به زیبایی انعکاس یافته ، آنجا که می فرماید : « اَیقَنتُ اَنَّکَ اَرحَمُ الرّاحِمینَ فی مَوضِعِ العَفوِ و الرَّحمةِ ، وَ اَشَدُّ المُعاقِبینَ فی مَوضِعِ النَّکالِ وَ النَّقَمَةِ :پروردگارا ! به یقین می دانم که تو در جایی که جایگاه بخشایش و رحمت است از همه مهربان تری و در مقام عبرت دادن بدکاران و مجازات گناهان ، سخت ترین عقاب کنندگانی !» یا می فرماید : « ... إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ : به يقين پروردگار تو سريع العقاب و آمرزنده مهربان است( انعام/165 ) » عبارت عقاب و عذاب را با دو تأکید بیان کرده ( اِنَّ + جمله اسمیه ) و عبارت رحمت و بخشش و مهربانی را با سه تأکید بیان کرده است ( اِنَّ + جمله اسمیه + ل تأکید ) ، یعنی قطعاً قطعاً پروردگار تو سریع العقاب است و قطعاً قطعاً قطعاً او آمرزنده مهربان است . یا تعداد درب های بهشت را هشت و جهنم را هفت درب قرار داده که نشان دهنده سبقت رحمت الهی بر غضب اوست . در دعای جوشن کبیر یکی از اسماء الهی را این گونه بیان می کند « ای کسی که رحمتت بر غضبت سبقت گرفته است » .
« خوف و رجاء دو بال پروازی »
مسلمان واقعی کسی است که هم خوف از جهنم داشته باشد و هم امیدوار به بهشت ، جمعی در گوشه و کنار اجتماع ، افراد جامعه را بیش از حد امیدوار می کنند و ترس از خدا را به آنها گوشزد نمی کنند ، مثلاً می گویند " چشمی که در مراسم عزاداری می گرید به آتش جهنم نمی سوزد " یا می گویند " اگر حساب و کتاب ما با علی (ع) است ، پس هیچ غصه ای نداریم " این مطالب هر چند درست است ، ولی چه تضمینی وجود دارد که در حال مرگ با ایمان از دنیا برویم ؟ انسانی که دائماً گناه می کند چه تضمینی برایش خواهد بود با همان حال از دنیا نرود و خصوصاً اگر ما به این روایت معصوم (ع) عنایت داشته باشیم که فرمود : « انسان می میرد به همان شیوه ای که زندگی کرده و محشور می شود به همان صورتی که مرده » لذا باید در هر حال هم امیدوار باشیم و هم بترسیم ، همان کار که عبادالرحمن انجام می دهند .
قرآن حکیم برای اینکه انسان تلاش بیشتری برای رسیدن به کمال انجام دهد و برای اینکه متوقف نشود ، انسان را بین خوف و رجاء قرار داده و با حالت ابهام ، پذیرفتن توبه ، عدم عذاب و فلاح و رستگاری را بیان کرده است ؛ در آیة 102 سورة توبه می فرماید : « وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ : و گروهى ديگر، به گناهان خود اعتراف كردند؛ و كار خوب و بد را به هم آميختند؛ اميد مىرود كه خداوند توبه آنها را بپذيرد؛ به يقين، خداوند آمرزنده و مهربان است » و یا در آیة 106 همین سوره می فرماید : « وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ : و گروهى ديگر، به فرمان خدا واگذار شدهاند [و كارشان با خداست]؛ يا آنها را مجازات مىكند، و يا توبه آنان را مىپذيرد [،هر طور كه شايسته باشند]؛ و خداوند دانا و حكيم است » و یا موارد زیاد دیگر در قرآن ، مانند آیه 189 سوره بقره : « ... وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ : و تقوا پيشه كنيد، باشد که رستگار گرديد » و همچنین آیة 90 سورة مائده : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ : اى كسانى كه ايمان آوردهايد! شراب و قمار و بتها و ازلام [= نوعى بختآزمايى]، پليد و از عمل شيطان است، از آنها دورى كنيد باشد که رستگار شويد! »
این گونه بیان مطالب مطابق با حکمت الهی و برای تلاش بیشتر مکلفین و حرکت به سوی قله کمال و اطمینان نکردن به حالت فعلی افراد بیان شده است ؛ « وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ » .
« نوعی نگاه دیگر»
برای اینکه یک قانون دارای اعتبار باشد ارکانی لازم دارد که حداقل سه رکن است : الف ) باید از طرف کسی مقرر شود که سخن او ( خواه به حکم عقل ، یا مطابق قراردادهای اجتماعی ) الزام آور باشد . ب) قانون باید هماهنگ با مصلحت و ساختمان خلقت مخاطبین خود باشد ، بنابراین قوانینی که بر خلاف مصلحت و فطرت انسان وضع شود اعتباری ندارد . ج ) قانون باید ضمانت اجرایی داشته باشد ، یعنی باید در قانون مشخص شود که اگر کسی از آن تخلف کرد چه برخوردی با او می شود .
خداوند ضمانت های اجرایی مختلفی برای قوانین الهی در دنیا و آخرت در نظر گرفته است . ضامن اجراء قوانین الهی در دنیا ، حدود و تعزیرات شرعی و قصاص و مانند آن است . همانگونه که اقامه امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک وظیفه عمومی و عکس العمل نشان دادن در برابر کارهای ناشایست و زشت و در تنگنا قرار دادن عامل منکر ، ضامن اجرایی دیگری برای برنامه های دینی در دنیا است و ضامن اجرایی اُخروی تعلیمات دینی ، بهشت و جهنم است .
طبق این گفتار ، جهنم نعمتی از نعمت های خداوند است ، لذا وقتی که خداوند نعمت های خود را در سوره الرحمن بیان می کند ، چه بیان نعمت های مادی ، چه معنوی ، چه جهنم و چه بهشت ، بعد از همه اینها می فرماید : « فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ » ، به عنوان نمونه در این سوره خداوند در آیات 43 و 44 می فرماید : « هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ * يَطُوفُونَ بَيْنَها وَ بَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ : اين همان دوزخى است كه مجرمان آن را انكار مىكردند * امروز در ميان آن و آب سوزان در رفت و آمدند » و در آیه بعد (45 ) می فرماید : « فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ : پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد؟» حقیقتاً جهنم هم نعمت بزرگی است ، چرا که اگر این عذابها نبود انسان گنه کار چگونه باید پاک می شد ؟
استاد قنبربیگی