امتیاز کاربران
ضعیفعالی 
دسته: تفسیرموضوعی قرآن کریم
بازدید: 3747
پرینت

بسم الله الرّحمن الرّحیم

ماهیت جهنم                                                 
در قرآن مجید نزدیک به هشتاد مرتبه درباره جهنم  و مسائل مربوط به آن بحث شده است . آنچه ما از بهشت و جهنم درک می کنیم این است که اولی کانون رحمت و رأفت الهی و دومی مرکز قهر و غضب و خشم پروردگار می باشد ،

آنچه از تعبیرات قرآن و اهل بیت (ع) بدست می آید ، جهنم فوق العاده وحشتناک است و آنچه که عنوان رحمت داشته باشد در آن دیده نمی شود . البته نمی توان به طور کامل حقیقت جهنم و بهشت را با الفاظ بیان نمود ، آنچه در قرآن و روایات بیان شده جهت تقریب به ذهن است ولی حقیقت آن دو برای مثل ما قابل فهم نیست .
از ویژگیهای سرای آخرت داشتن زندگی حقیقی است ، هم بهشت زندگی حقیقی دارد و هم جهنم ، قرآن کریم می فرماید : « وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ : اين زندگى دنيا چيزى جز سرگرمى و بازى نيست ، و زندگى واقعى سراى آخرت است، اگر مى‏دانستند ( عنکبوت / 64 ) » .
 جهنم در برابر دشمنان عکس العمل شدید نشان می دهد . زمانی که فرد جهنمی به دوزخ افکنده می شود : « إِذا أُلْقُوا فِيها سَمِعُوا لَها شَهِيقاً وَ هِيَ تَفُورُ * تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّما أُلْقِيَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ  : هنگامى كه در آن افكنده شوند صداى وحشتناكى از آن مى‏شنوند، و اين در حالى است كه پيوسته مى‏جوشد * نزديك است [دوزخ] از شدّت غضب پاره پاره شود ، هر زمان كه گروهى در آن افكنده مى‏شوند، نگهبانان دوزخ از آنها مى‏پرسند: مگر بيم‏دهنده الهى به سراغ شما نيامد؟ ( ملک / 8-7 ) » جهنم به جوش می آید و آنها بانگ زشتش را می شنوند ، جهنم از شدت خشم نسبت به اهل جهنم نزدیک است پاره پاره شود .
« يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ : [به خاطر بياوريد] روزى را كه به جهنّم مى‏گوييم: آيا پر شده‏اى؟ و او مى‏گويد: آيا افزون بر اين هم هست؟ ( ق / 30 ) » این آیه نشان می دهد ضمن اینکه جهنم زندگی حقیقی و شعور دارد ، نسبت به اهل جهنم بسیار خشمگین است .
« إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَها تَغَيُّظاً وَ زَفِيراً : هنگامى كه اين آتش آنان را از مكانى دور ببيند، صداى وحشتناك و خشم آلودش را كه با نفس‏زدن شديد همراه است مى‏شنوند ( فرقان / 12 » جهنم حتی نسبت به نزدیک شدن جهنمیان به خود عکس العمل نشان می دهد .
« كَلاَّ إِنَّها لَظى * تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى : امّا هرگز چنين نيست [كه با اينها بتوان نجات يافت، آرى] شعله‏هاى سوزان آتش است * و كسانى را كه به فرمان خدا پشت كردند صدا مى‏زند ( معارج / 16-15 ) » جهنم خود اهلش را برای عذاب می خواند .
« گوشه ای از عذابهای جهنم »
1 –  شدت گرمای جهنم
 « قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ : [به آنان] بگو: تش دوزخ از اين هم گرمتر است! اگر مى‏دانستند!( توبه/81 ) »
گرمای جهنم قابل مقایسه با گرمای جهان ما نیست ، پیامبر اکرم (ص) فرمود : « نارِکُم هذِهِ جُزءٌ مِن سَبعینَ جُزاً مِن نارِ جَهنَّمَ لِکُلِّ جُزءٍ مِنها حَرًّا : این آتش دنیای شما ( تمام آتشهای دنیای شما ) یکی از هفتاد جزء آتش دوزخ است که برای هر جزئی از آن آتش حرارت و سوزانندگی همه آتش است . ( کنزالعمال ح39477 )
دربارة عذاب جهنمیان در سورة حاقه آیات 30 الی 32 چنین می فرماید : « خُذُوهُ فَغُلُّوهُ * ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ * ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ  : او را بگيريد و دربند و زنجيرش كنيد  * سپس او را در دوزخ بيفكنيد * بعد او را به زنجيرى كه هفتاد ذراع است ببنديد » . امام صادق (ع) در حدیثی می فرمایند : جبرئیل به پیامبر (ص) عرض کرد : لَو اَنَّ حَلقَةً واحِدَةً مِنَ السِّلسِلَةِ التی طوُلُها سَبعوُنَ ذِراعاً وُضِعَت عَلی الدُّنیا لَذابَتِ الدُّنیا مِن حَرِّها : اگر یک حلقه از آن زنجیر هفتاد ذراعی را بر زمین قرار دهند ، دنیا از گرمای آن ذوب می شود . ( بحارالانوار / ج8/ص280 ) امام علی (ع) : « اِتَّقوا ناراً حَرُّها شدید وَ قَعرُها بَعید وَ حِلیَتُها حَدید وَ شَرابُها صَدید : از آتشی بپرهیزید که حرارتش شدید ، عمق آن ناپیدا زیورآلات آن غُل و زنجیر و آشامیدنی آن زردآب و چرک سوزان است . (نهج البلاغه خ 120 )
اگر تمام آتش های دنیا را باهم جمع کنیم یک آتش فوق العاده خواهد شد که تمام این گرما یک هفتادم  آتش جهنم خواهد بود . اگر بخواهیم با تساهل آتش دنیا را خورشید بدانیم که  حرارت مرکز آن ( سی میلیون درجه کلوین ) و در هر ثانیه[(به توان پنجاه و چهار) 10]*[4/7] کالری گرما تولید می کند که (یک دو میلیاردم) آن برای کره خاکی ما کافی است را در نظر بگیریم ، این گرما فقط  (یک هفتادم)  آتش جهنم خواهد بود .
از همه اینها که بگذریم ، فرض کنید که گرمای این دنیا صد درجه سانتیگراد باشد که آب در این درجه به جوش می آید ، آیا نمی توان این نتیجه را گرفت که حداقل آتش جهنم (هفت هزار درجه کلوین) است . با این گرمای شدید هیچ موجودی نمی تواند حتی یک لحظه این عذاب را تحمل کند . اگر گرمای معمولی دنیا را در نظر بگیریم یک انسان نمی تواند آن را تحمل کند و به زودی تبدیل به خاکستر می شود ، حال با این گرمای شدید چگونه انسان خاکستر نمی شود ؟ جواب این سؤال را خداوند متعال در سورة مبارکة نساء ، آیة 56 بیان فرموده است : « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ ناراً كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَزِيزاً حَكِيماً : كسانى كه به آيات ما كافر شدند، بزودى آنها را در آتشى وارد مى‏كنيم كه هرگاه پوستهاى تنشان [در آن] بريان گردد [و بسوزد]، پوستهاى ديگرى به جاى آن قرار مى‏دهيم، تا كيفر [الهى] را بچشند. خداوند، توانا و حكيم است [و روى حساب، كيفر مى‏دهد »
وقتی شخص گنه کار وارد جهنم می شود به محض برخورد با گرمای شدید ، پوست بدنش بریان می شود و مجدداً خداوند پوست تازه برایش می رویاند و مجدد می سوزاند تا عذاب را کامل بچشد و این جریان تا مادامی که در جهنم باشد تکرار خواهد شد .
نکته قابل توجه این است  که اگر شخص درصد سوختگی بالائی داشته باشد تمام عصبهای درد هم خواهند سوخت لذا دردی احساس نمی کند ، امّا به گواهی قرآن در همان مرحله اول که بریان شدن پوست است سوختگی تکرار می شود که در تمام طول اقامت شخص در جهنم عذاب پا برجا بماند و ذره ای درد او کمتر نشود . با این اوصاف جائی برای مطرح کردن این سؤال نیست که چرا شخص با این گرمای زیاد در جهنم نمی میرد .
از پیامبر اکرم (ص) سؤال شد که وحشتناکترین آیه قرآن چیست ؟ فرمودند : آیة « فَذُوقُوا فَلَنْ نَزِيدَكُمْ إِلاَّ عَذاباً : پس بچشيد كه چيزى جز عذاب بر شما نمى‏افزاييم ( نباء 30 ) » یعنی اگر الان گرمای زیادی را تحمل می کنید ، لحظه ای دیگر این عذاب بیشتر خواهد شد .
با این احوال خداوند برای پاک شدن از گناهان ، جهنم را قرار داده است و بسیاری از انسانها هم در حال گناه هستند ، قرآن کریم در آیة 175 سورة مبارکه بقره می فرماید : « فَما أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ  : راستى چقدر در برابر عذاب خداوند، شكيبا هستند »
 2 –  نوشیدنی های جهنمیان
حمیم ، غساق ، ماءٍ صدید
« ... وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُم : و از آب جوشان نوشانده مى‏شوند كه اندرونشان را از هم متلاشى مى‏كند؟( محمد/15 ) »
اگر کسی در هوای گرم و در مقابل آفتاب کار کند ، بعد از چند ساعت به شدت تشنه می شود و به دنبال آب می رود تا از این حالت تشنگی خارج شود . اهل جهنم در گرمای بسیار بالای جهنم بعد از گذشت زمان زیاد از شدت تشنگی تقاضای آب می کنند « ... وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ : و اگر تقاضاى آب كنند، آبى براى آنان مياورند كه همچون فلز گداخته  است  ( کهف / 29 ) » این تقاضا با آبی شبیه فلز گداخته جواب داده می شود . شخص جهنمی وقتی این آب را می گیرد امیدوار است که مقداری از گرمای جهنم کمتر باشد ، اما به محض نزدیک کردن آن به صورت « یَشْوِي الْوُجُوهَ »  صورتها را بريان مى‏كند ( کهف / 29 ) و وقتی که آن را می نوشد : « فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُم : اندرونشان را از هم متلاشى مى‏كند » تمام دستگاه گوارشی آنها را متلاشی می کند . اما تشنگی چیزی نیست که با آن بتوان کنار آمد ، لذا همان حمیم را با حرص و ولع خاصی مانند شُتری که بیماری عطش دارد می خورد « فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهِيمِ : و همچون شتران مبتلا به بيمارى عطش، از آن مى‏آشاميد ( واقعه / 55 ) »
« مِنْ وَرائِهِ جَهَنَّمُ وَ يُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ : به دنبال او جهنم خواهد بود؛ و از آب بد بوى متعفّنى نوشانده مى‏شود ( ابراهیم/16 ) »
« إِلاَّ حَمِيماً وَ غَسَّاقاً : جز آبى سوزان و مايعى از چرك و خون ( نبأ /25 ) »
دوزخیان حتّی از لحاظ روانی نیز در عذابند و بهشتیان و آب گوارایی را که آنها می خورند می بینند و از شدت تشنگی تقاضای آب گوارا و غذا می کنند ، در آیة 50 سورة مبارکة اعراف خداوند می فرماید : « وَ نادى أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ : و دوزخيان، بهشتيان را صدا مى‏زنند كه: ([محبّت كنيد] و مقدارى آب، يا از آنچه خدا به شما روزى داده، به ما ببخشيد!) » و بهشتیان در جواب می گویند : «  قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْكافِرِينَ  : آنها [در پاسخ] مى‏گويند: (خداوند اينها را بر كافران حرام كرده است » .
3 –  غذای جهنّمیان
 « لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلاَّ مِنْ ضَرِيعٍ : غذائى جز از ضَريع [= خار خشك تلخ و بدبو] ندارند؛ ( غاشیه / 6 ) »
« وَ لا طَعامٌ إِلاَّ مِنْ غِسْلِينٍ * لا يَأْكُلُهُ إِلاَّ الْخاطِؤُنَ : و نه طعامى، جز از چرك و خون * غذايى كه جز خطاكاران آن را نمى‏خورند ( الحاقه 37-36 ) »
« إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ * طَعامُ الْأَثِيمِ *كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ : مسلّماً درخت زقّوم * غذاى گنهكاران است * همانند فلز گداخته در شكمها مى‏جوشد ( دخان / 45-43 ) »
زقّوم چیست ؟
« إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ : آن درختى است كه از قعر جهنّم مى‏رويد ( صافات/64 ) »
« طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ : شكوفه آن مانند سرهاى شياطين است ( صافات/65 ) »
 از بعضی از بزرگان نقل شده است که اگر انسانی شیطان را به صورت واقعی ببیند قالب تهی خواهد کرد ، در آیة 65 سورة صافات خداوند می فرماید شکوفه های آن مانند سرهای شیاطین است ، صِرفِ  دیدن این درخت و شکوفه هایش عذاب آور است چه رسد به خوردن آن .
4– جامه های دوزخیان
 « فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِيمُ : كسانى كه كافر شدند، لباسهايى از آتش براى آنها بريده شده، و مايع سوزان و جوشان بر سرشان ريخته مى‏شود؛ ( حج / 19 ) »
« سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ وَ تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ : لباسهايشان از قطران [= ماده چسبنده بد بوى قابل اشتعال] است؛ و صورتهايشان را آتش مى‏پوشاند ( ابراهیم / 50 ) »
5 –  وسعت جهنّم و جایگاه جهنّمی
جهنم بسیار وسیع است ، روز قیامت از جهنم سؤال می شود که آیا از کافران و دشمنان خدا پُر شدی ؟ « یَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ : [به خاطر بياوريد] روزى را كه به جهنّم مى‏گوييم: (آيا پر شده‏اى؟) و او مى‏گويد: (آيا افزون بر اين هم هست؟!) ( ق /30 ) » ؛ امّا با این حال جایگاه جهنمیان در این دوزخ بسیار تنگ و ضیق خواهد بود : « وَ إِذا أُلْقُوا مِنْها مَكاناً ضَيِّقاً : و هنگامى كه در جاى تنگ و محدودى از آن افكنده شوند ( فرقان /13 ) » در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام (ص) آمده است : اهل دوزخ مثل میخِ در دیوار ، در فشارند . ( مجمع البیان )
6 –  زیورآلات دوزخیان
خداوند در آیة 13 سورة فرقان می فرماید : « مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنالِكَ ثُبُوراً : در حالى كه در غل و زنجيرند، فرياد واويلاى آنان بلند مى‏شود »  و امام علی (ع) در خطبة 120 نهج البلاغه می فرمایند :« وَ حِلیَتُها حَدید : زیورآلات آنها آهن است » ؛ همچنین در آیة 30 سورة مبارکة الحاقه آمده است : « خُذُوهُ فَغُلُّوهُ : او را بگيريد و دربند و زنجيرش كنيد » ناگفته مشخص است که در آن حرارت فوق العادة آتش جهنم  آن غل و زنجیر آهنین چگونه گداخته و سوزان خواهد بود .
7 –  ملائکة جهنّم
ملائکه ای که در جهنّم فرمان خداوند را اجرا می کنند هیچ رحمی ندارند و فقط منتظر اجرای  فرمان الهی هستند . حال اگر کسی در جهنم باشد و عذاب شود و تقاضای کمک کند ، دل هیچ ملکی به رحم نمی آید بلکه گفته می شود : « لا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُوراً واحِداً وَ ادْعُوا ثُبُوراً كَثِيراً : به آنان گفته مى‏شود:] امروز يك بار واويلا نگوييد، بلكه بسيار واويلا بگوييد ( فرقان / 14 ) » زیرا کسی به فریاد آنان نخواهد رسید .
« عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ : آتشى كه فرشتگانى بر آن گمارده شده كه خشن و سختگيرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمى‏كنند و آنچه را فرمان داده شده‏اند [به طور كامل] اجرا مى‏نمايند ( تحریم / 6 ) »
« وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ * َقَدْ جِئْناكُمْ بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ : آنها فرياد مى‏كشند: (اى مالك دوزخ! [اى كاش] پروردگارت ما را بميراند [تا آسوده شويم]!) مى‏گويد: (شما در اين جا ماندنى هستيد * ما حق را براى شما آورديم؛ ولى بيشتر شما از حق كراهت داشتيد ( زخرف / 78-77 ) » جوابی که خزنة جهنم می دهند نشان دهندة این است که هیچ رحمی ندارند .
« وَ سِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى جَهَنَّمَ زُمَراً حَتَّى إِذا جاؤُها فُتِحَتْ أَبْوابُها وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آياتِ رَبِّكُمْ وَ يُنْذِرُونَكُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا قالُوا بَلى وَ لكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذابِ عَلَى الْكافِرِينَ : و كسانى كه كافر شدند گروه گروه به سوى جهنّم رانده مى‏شوند؛ وقتى به دوزخ مى‏رسند، درهاى آن گشوده مى‏شود و نگهبانان دوزخ به آنها مى‏گويند: (آيا رسولانى از ميان شما به سويتان نيامدند كه آيات پروردگارتان را براى شما بخوانند و از ملاقات اين روز شما را بر حذر دارند؟!) مى‏گويند: (آرى، [پيامبران آمدند و آيات الهى را بر ما خواندند، و ما مخالفت كرديم!] ولى فرمان عذاب الهى بر كافران مسلّم شده است ( زمر / 71 ) » نه تنها ملائکه نسبت به انها با مهربانی رفتار نمی کنند ، بلکه آنها را به شدت توبیخ می کنند .  
وقتی با ملائکة عذاب روبرو می شوند ، ملائکه این قوم گنه کار را ملامت می کنند و جهنمیان چاره ای جز تأیید قول آنان ندارند .
8 –  هیزم جهنّم
از جمله سنگهای سخت ، سنگ خارا است که در اصطلاح تجاری گرانیت گفته می شود . در جهنم سنگهای خارا ، خود انسانها و آنچه از جمادات را می پرستیدند به عنوان هیزم جهنم هستند و همین ها می سوزند .
« فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ : از آتشى بترسيد كه هيزم آن، بدنهاى مردم [گنهكار] و سنگها [= بتها] است، و براى كافران، آماده شده است ( بقره/24 ) »
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خود و خانواده خويش را از آتشى كه هيزم آن انسانها و سنگهاست نگه داريد ( تحریم / 6 ) »
« إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ : شما و آنچه غير خدا مى‏پرستيد، هيزم جهنّم خواهيد بود؛ و همگى در آن وارد مى‏شويد ( انبیاء / 98 ) »
9 –  درهای جهنم
« لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ : هفت در دارد؛ و براى هر درى، گروه معيّنى از آنها تقسيم شده‏اند ( حجر/44 ) »
در های جهنم هفت درب و درب های بهشت طبق روایتی از امام صادق (ع) هشت درب می باشد .  
 امام باقر (ع) در حدیثی دربارة این آیه فرموده اند : خداوند دوزخ را هفت دَرَک (زیرطبقه) قرار داده است : بالاترین درک جحیم است ، که اهلش بر فراز تخته سنگی از آن می ایستند و مغز سرشان به جوش می آید ، همچون به جوش آمدن محتویات دیگ ؛ درک دوم ، لَظی است که پوست سر و اندام را می کند و هر کس را که به حق پشت کرده و روی برتافته و گرد آورده و انباشته باشد فرا می خواند ؛ درک سوم سَقَر است که نه باقی می گذارد و نه رها می کند ، پوستها را سیاه می گرداند و بر آن نوزده نگهبان است ؛ درک چهارم ، حُطَمَه است که از آن شعله هایی چون کاخی بلند شراره می افکند ، گویی که شُترانی زرد رنگند ؛ درک پنجم هاوِیَه است ، در آن جا گروهی هستند که فریاد می زنند و می گویند : ای مالک ! به فریادمان رس ، پس چون بخواهد کمکشان کند ، ظرفهای زرد رنگِ آتشین به آنان دهد که در آنها زردابه و چرکی است که چونان مس گداخته از پوستهایشان جاری می شود ؛ درک ششم ، سَعیر است که در آن سیصد سراپرده از آتش است ؛ درک هفتم جهنّم است که فَلَق در آن است و آن چاهی است در جهنّم که چون دهان باز کند آتش به شدّت زبانه کشد که دردآورترین آتش است . (میزان/ج2/3066 )
10 –  برخورد جهنّمیان با یکدیگر
هر زمان که یکی از رهبرانشان وارد می شوند ضعفا و زیر دستانشان از خداوند تقاضای عذاب مضاعف برای رهبرانشان می کنند و رهبران هم به آنها جوابی مشابه می دهند .
« قالَ ادْخُلُوا فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ فِي النَّارِ كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا فِيها جَمِيعاً قالَتْ أُخْراهُمْ لِأُولاهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ أَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النَّارِ قالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَ لكِنْ لا تَعْلَمُونَ * وَ قالَتْ أُولاهُمْ لِأُخْراهُمْ فَما كانَ لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ  : [خداوند به آنها] مى‏گويد: (در صفّ گروه‏هاى مشابه خود از جنّ و انس در آتش وارد شويد!) هر زمان كه گروهى وارد مى‏شوند، گروه ديگر را لعن مى‏كنند؛ تا همگى با ذلّت در آن قرار گيرند. [در اين هنگام] گروه پيروان درباره پيشوايان خود مى‏گويند: (خداوندا! اينها بودند كه ما را گمراه ساختند؛ پس كيفر آنها را از آتش دو برابر كن! [كيفرى براى گمراهيشان، و كيفرى بخاطر گمراه ساختن ما.]) مى‏فرمايد: (براى هر كدام [از شما] عذاب مضاعف است؛ ولى نمى‏دانيد! [چرا كه پيروان اگر گرد پيشوايان گمراه را نگرفته بودند، قدرتى بر اغواى مردم نداشتند.]) * و پيشوايان آنها به پيروان خود مى‏گويند: (شما امتيازى بر ما نداشتيد؛ پس بچشيد عذاب [الهى] را در برابر آنچه انجام مى‏داديد ( اعراف 39-38 ) »
11 –  تقاضای بازگشت جهنمیان به دنیا و پاسخ خداوند
عده ای از اهل دوزخ تقاضای بازگشت به دنیا را از خداوند دارند : « رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ : پروردگارا! ما را از اين [دوزخ] بيرون آر، اگر بار ديگر تكرار كرديم قطعاً ستمگريم و مستحق عذاب ( مؤمنون / 107 ) » ولی جوابی که دریافت می کنند این است : « قالَ اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ : [خداوند] مى‏گويد: دور شويد در دوزخ، و با من سخن مگوييد ( مؤمنون /108 ) »
اِخسَأ : این کلمه فقط برای دور کردن سگ به کار می رود ؛ ضمن اینکه جواب آنها را نمی دهد با تحقیر آنها را دور می کند ، البته از آنجا که خداوند عادل است و عذابهایش مطابق عمل خود جهنمیان است در ادامه علت این برخورد تند را بیان می کند : « إِنَّهُ كانَ فَرِيقٌ مِنْ عِبادِي يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ *فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي وَ كُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَكُونَ * إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِما صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ : [فراموش كرده‏ايد] گروهى از بندگانم مى‏گفتند: پروردگارا! ما ايمان آورديم؛ ما را ببخش و بر ما رحم كن؛ و تو بهترين رحم كنندگانى * امّا شما آنها را به باد مسخره گرفتيد تا شما را از ياد من غافل كردند؛ و شما به آنان مى‏خنديديد * ولى من امروز آنها را بخاطر صبر و استقامتشان پاداش دادم؛ آنها پيروز و رستگارند ( مؤمنون / 111-109 )  »
12 –   خداوند آنها را فراموش می کند
در قیامت حکومتِ همه جانبة خداوند بر همة عالمین برای همة مؤمنین و کافرین معلوم می شود و همه اذعان خواهند کرد که در قیامت ملک هستی از آن خداوند است ف چنانچه خداوند می فرماید : « يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ لا يَخْفى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْ‏ءٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ : روزى كه همه آنان آشكار مى‏شوند و چيزى از آنها بر خدا پنهان نخواهد ماند؛ [و گفته مى‏شود:] حكومت امروز براى كيست؟ براى خداوند يكتاى قهّار است ( غافر/ 16 ) » ، هیچ کس بدون اذن خداوند هیچ کاری و حتی حرفی  نمی تواند بزند : « يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لا عِوَجَ لَهُ وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ إِلاَّ هَمْساً : در آن روز، همه از دعوت كننده الهى پيروى نموده، و قدرت بر مخالفت او نخواهند داشت [و همگى از قبرها برمى‏خيزند]؛ و همه صداها در برابر [عظمت] خداوند رحمان، خاضع مى‏شود؛ و جز صداى آهسته چيزى نمى‏شنوى ( طه / 108 ) » ، حال خداوند در مورد مورد کافرین که قیامت را به فراموشی سپرده باشند به نحوی که هر زمان صحبت از آن می شد  خود را به فراموشی می زدند می فرماید : « ألَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا فَالْيَوْمَ نَنْساهُمْ كَما نَسُوا لِقاءَ يَوْمِهِمْ هذا وَ ما كانُوا بِآياتِنا يَجْحَدُونَ : همانها كه دين و آيين خود را سرگرمى و بازيچه گرفتند؛ و زندگى دنيا آنان را مغرور ساخت؛ امروز ما آنها را فراموش مى‏كنيم، همان گونه كه لقاى چنين روزى را فراموش كردند و آيات ما را انكار نمودند ( اعراف / 51 ) »
این بدترین عذاب ممکن برای کسانی است که عذاب می شوند و دیگر امیدی به رحمت ندارند .
امیرالمؤمنین علی (ع) در دعای شریف کمیل می فرمایند : به فرض من بتوانم عذاب تو را تحمل کنم ، چگونه فراق تو را تحمل کنم .
خوف و خشیت پیامبر (ص) و حضرت فاطمه (س)
در حدیث است که وقتی این آیات – وَ اِنَّ جَهنَّمَ لَمَوعِدُهُم اجمَعین ...- نازل شد ، رسول خدا (ص) به شدت گریستند ، به گونه ای که از گریة آن حضرت اصحاب نیز به گریه افتادند ، هر چند کسی نمی دانست که جبرئیل چه چیز بر او نازل کرده است و در آن حال هم کسی نمی توانست با پیامبر (ص) سخن بگوید . چون برخی اصحاب می دانستند که رسول خدا (ص) با دیدن حضرت  فاطمه (س)  خوشحال می شود ، به سراغ آن حضرت رفتند تا به گریة ایشان پایان دهد . وقتی به خانة حضرت زهرا (س) رسیدند که حضرت در حال آسیاب کردن جو بود و می فرمود :« وَ ما عِنَداللهِ خیرٌ وَ اَبقی » . بر او سلام کردند و ماجرای گریة پدرش را بازگو کردند . حضرت به خدمت پدر رسید و عرض کرد : پدر جان ، فدایت شوم چه چیز باعث گریة شما شده است ؟ رسول خدا (ص) آیات نازل شده را قرائت فرمودند . صدیقة طاهره (س) چون آیات عذاب را شنیدند با صورت بر زمین افتادند در حالی که زیر لب زمزمه می کردند : وای بر کسی که داخل آتش جهنم شود . ( بحارالانوار / ج8 / ص303 )
استاد قنبربیگی

 

FacebookMySpaceTwitterDiggDeliciousStumbleuponGoogle BookmarksRedditNewsvineTechnoratiLinkedinMixxRSS Feed
Joomla! is Free Software released under the GNU/GPL License.