بسم الله الرّحمن الرّحیم
گناهان کبیره - قسمت اول
أَلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً
« و كسانى كه میگويند: (پروردگارا! عذاب جهنم را از ما برطرف گردان، كه عذابش سخت و پر دوام است*مسلّماً آن [جهنم]، بد جايگاه و بد محلّ اقامتى است (فرقان 65 -66 ) » ؛ گناهان کبیره ؛ عامل خلود درآتش جهنم
پیامبر گرامی اسلام (ص) وقتی خطبة شعبانیه را ایراد فرمودند در مورد ماه مبارک به مطالب مهمی اشاره نمودند . وجود مقدس انسان کامل علی بن ابیطالب (ع) عرض کردند : یا رسول الله در این ماه چه عملی بهتر است انجام دهیم ؟ پیامبر (ص) جوابی زیبا و عجیب فرمودند که به ظاهر با سؤال تناسب چندانی ندارد . ایشان فرمودند : گناه نکنید .
گناه نکردن و مراقب بودن بهتر است تا اینکه انسان عملی را انجام دهد و همة آنها به واسطه گناه از بین ببرد . شخصی که سرما می خورد وقتی که به دکتر مراجعه می کند توصیة اول این است که شما باید پرهیز غذایی داشته باشید ، اگر این شخص هم دارو بخورد و هم پرهیز نداشته باشد نتیجه ای نمی گیرد ؛ پس قدم اول گناه نکردن است . چه بسیارند کسانی که عبادت و شب زنده داری می کنند ولی چیزی جز خستگی برای آنها نمی ماند ، هم نماز شب می خواند و هم غیبت می کند ، هم روزه می گیرد و هم تهمت می زند . حضرت امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند : کَم مِن صائمٍ لَیسَ لَه مِن صیامِه الاّ الجوعُ وَ الظَّمَأ وَ کَم مِن قائِم لَیسَ لَه مِن قیامِه الاّ السَّهَرُ و العِناء حَبَّذا نوم الأکیاس و افطارهم : ای بسا روزه دارانی که جز گرسنگی و تشنگی بهره ای از روزه نمی برند و ای بسا شب زنده داران عبادت کننده ای که جز بی خوابی و مشقت نتیجه ای نمی گیرند ، ای خوشا خواب و خور مردمان فهمیدة با فکر . ( نهج البلاغه / کلمات قصار / 27 )
گناهان به شهادت قرآن دو گونه اند : صغیره و کبیره
وقتی انسان مجرم گناه کار را در دادگاه عدل الهی بازجویی می کنند و او پروندة خود را می بیند با تعجب می گوید : « يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلاَّ أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً : اى واى بر ما! اين چه كتابى است كه هيچ عمل كوچك و بزرگى را فرونگذاشته مگر اينكه آن را به شمار آورده است؟! و [اين در حالى است كه] همه اعمال خود را حاضر مىبينند؛ و پروردگارت به هيچ كس ستم نمىكند (کهف / 49 ) » ؛ « وَ كُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ * وَ كُلُّ صَغِيرٍ وَ كَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ : و هر كارى را انجام دادند در نامههاى اعمالشان ثبت است * و هر كار كوچك و بزرگى نوشته شده است ( قمر / 53-52 ) » در تفسیر نور یکی از مصادیق صغیر و کبیر را گناهان صغیره و کبیره برشمرده است .
اصرار بر گناهان کبیره
اما آنچه باعث ورود به آتش جهنم می شود انجام گناهان کبیره و اصرار بر این گناهان است . قرآن کریم در سورة مبارکة واقعه ( آیات 45-41 ) اصحاب شمال را معرفی می کند : « وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ * فِي سَمُومٍ وَ حَمِيمٍ *وَ ظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ * لا بارِدٍ وَ لا كَرِيمٍ * إِنَّهُمْ كانُوا قَبْلَ ذلِكَ مُتْرَفِينَ : و اصحاب شمال، چه اصحاب شمالى [كه نامه اعمالشان به نشانه جرمشان به دست چپ آنها داده مىشود*آنها در ميان بادهاى كشنده و آب سوزان قرار دارند *و در سايه دودهاى متراكم و آتشزا * سايهاى كه نه خنك است و نه آرامبخش * آنها پيش از اين [در عالم دنيا] مست و مغرور نعمت بودند » بعد می فرماید : « وَ كانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِيمِ : و بر گناهان بزرگ اصرار مىورزيدند ( واقعه / 46 ) » پس آنچه باعث شده وارد جهنم شوند و عذابهای طاقت فرسای آن را تحمل کنند گناهان کبیره است .
اگر انسان از گناهان کبیره اجتناب کند خداوند هم با رحمت واسعة خویش گناهان کوچک او را می بخشاید : « اِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَرِيماً : اگر از گناهان بزرگى كه از آن نهى مىشويد پرهيز كنيد، گناهان كوچك شما را مىپوشانيم؛ و شما را در جايگاه خوبى وارد مىسازيم ( نساء / 31 ) » در این آیه خداوند فرموده که گناهان کوچک را می پوشانیم و شخص هم که گناهان بزرگ را انجام نداده ، لذا جایگاه او بهشت است . این تعبیر به نحو دیگر در سورة نجم آمده است ، آنجا که اهل احسان و نیکوکاران را معرفی می کند : « وَ يَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى * الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ : و نيكوكاران را در برابر اعمال نيكشان پاداش دهد * همانها كه از گناهان بزرگ و اعمال زشت دورى مىكنند، جز گناهان صغيره [كه گاه آلوده آن مىشوند]؛ آمرزش پروردگار تو گسترده است ( نجم / 32-31 ) » در این آیه مستقیماً نفرموده که گناهان آنها را می پوشانیم ، اما تأکید زیادی در رابطه با وسعت مغفرت الهی دارد که خود نشان دهنده پاک شدن گناهان صغیره خواهد بود .
البته این مطلب به معنای این نیست که شخص جرئت بر معصیت خداوند پیدا کند ، بلکه اگر شخصی با جهالت گناه کوچکی انجام داده و به آن گناهان اصرار نداشته باشد در آن صورت مغفرت الهی شامل حال او می شود و الاّ یکی از مصادیق گناه کبیره ، اصرار در انجام گناهان صغیره می باشد.
وانگهی فرد نباید به کوچکی گناهی که انجام می دهد نگاه کند و بگوید این گناه کوچکی بود ، بلکه باید التفات داشته باشد معصیت چه کسی را مرتکب شده است .
گناه کبیره به چه گناهی گفته می شود ؟
صاحب کتاب عروة الوثقی چهار طریق برای شناختن گناهان کبیره بیان می کند :
1 – المعصیةالکبیرة هی کل معصیة وردالنّص بکونه کبیرة کجملة من المعاصی المذکورة فی محلها .
هر گناهی که در قرآن یا سنت پیامبر (ص) یا هر دو به کبیره بودنش تصریح شده باشد ( این قِسم متجاوز از چهل گناه است ) . مانند فرمایش خداوند حکیم از قول لقمان که در مقام موعظة فرزندش چنین می فرماید : « وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ : هنگامى را كه لقمان به فرزندش - در حالى كه او را موعظه مىكرد - گفت: (پسرم! چيزى را همتاى خدا قرار مده كه شرك، ظلم بزرگى است.) ( لقمان / 13 ) »
2 – او ورد التّوعید بالنّار علیها فی الکتاب او السنة صریحاً او ضمناً .
هر معصیتی که در قرآن و یا سنت معتبر ، وعدة آتش بر ارتکاب آن به طور صریح یا ضمنی وارد شده باشد . مانند قتل نفس مؤمن : « وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً : و هر كس، فرد باايمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازاتِ او دوزخ است؛ در حالى كه جاودانه در آن مىماند؛ و خداوند بر او غضب مىكند؛ و او را از رحمتش دور مىسازد؛ و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است ( نساء / 93 ) » یا گناه ربا : « ألَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلاَّ كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ : كسانى كه ربا مىخورند، [در قيامت] برنمىخيزند مگر مانند كسى كه بر اثر تماسّ شيطان، ديوانه شده [و نمىتواند تعادل خود را حفظ كند؛ گاهى زمين مىخورد، گاهى بپا مىخيزد]. اين، به خاطر آن است كه گفتند: (داد و ستد هم مانند ربا است [و تفاوتى ميان آن دو نيست.]) در حالى كه خدا بيع را حلال كرده، و ربا را حرام! [زيرا فرق ميان اين دو، بسيار است.] و اگر كسى اندرز الهى به او رسد، و [از رباخوارى] خوددارى كند، سودهايى كه در سابق [= قبل از نزول حكم تحريم] به دست آورده، مال اوست؛ [و اين حكم، گذشته را شامل نمىگردد؛] و كار او به خدا واگذار مىشود؛ [و گذشته او را خواهد بخشيد.] امّا كسانى كه بازگردند [و بار ديگر مرتكب اين گناه شوند]، اهل آتشند؛ و هميشه در آن مىمانند ( بقره / 275 ) » یا به صورت ضمنی بیان شده باشد ، مانند این حدیث شریف از پیامبر اسلام (ص) : مَن تَرک الصلوة متعَمِّداً فَقد برء من ذمة الله و ذِمَّة رسوله .
3 – او ورد فی الکتاب او السنة کونه اعظم من احدی الکبائر الموصوفة او الموعود علیها بالنّار .
هر گناهی که در قرآن و سنت معتبره پیامبر (ص) از گناهی که کبیره بودنش مسلّم و قطعی است ، بزرگتر شمرده شده باشد و یا بزرگتر از گناهی که در قرآن وعدة عذاب برای آن ذکر شده باشد . ، مثل : « وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ: و فتنه [و بت پرستى] از كشتار هم بدتر است! ( بقره / 191 ) » و یا « وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ : و ايجاد فتنه، [و محيط نامساعد، كه مردم را به كفر، تشويق و از ايمان بازمىدارد] حتّى از قتل بالاتر است. ( بقره / 217 ) » و یا مثل حدیث معروف : « الغیبة اشدُّ مِن الزنا : غیبت از زنا شدیدتر است »
4 – او کان عظیمة فی انفس اهل الشرع
هر گناهی که نزد متشرعین و متدینین بزرگ شمرده شود ، به طوری که یقین حاصل شود که بزرگی آن منتهی به زمان معصوم است . مانند نجس کردن مسجد ، بی احترامی به قرآن و هتک حرمت خانة خدا .
آنچه از روایات بدست می آید این است که ائمه معصومین (ع) تعداد گناهان کبیره را دقیقاً بیان نفرموده اند ، به جهت اینکه انسان جرئت بر انجام گناهان دیگر هم پیدا نکند و این خود حکمتی عظیم و لطفی بزرگ از ناحیة پروردگار است . البته گناهان کبیره هم به نوبة خود با هم متفاوت هستند ، بعضی بسیار بزرگ هستند مانند شرک و بعضی به این اندازه بزرگ نیستند .
چند نمونه از گناهان کبیره
1 – شرک به خدا
شرک ، نقطة مقابل توحید است ، بزرگترین گناه کبیره که هم در قرآن وعدة عذاب جهنم و هم حرمت بهشت را دارد و همچنین از این گناه به عنوان ظلم عظیم یاد شده است . از قول عیسی بن مریم (ع) خطاب به کسانی که قائل به خدائی این پیامبر بزرگ الهی شدند می فرماید : « لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَ قالَ الْمَسِيحُ يا بَنِي إِسْرائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ : آنها كه گفتند: (خداوند همان مسيح بن مريم است)، بيقين كافر شدند، [با اينكه خود] مسيح گفت: اى بنى اسرائيل! خداوند يگانه را، كه پروردگار من و شماست، پرستش كنيد! زيرا هر كس شريكى براى خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام كرده است؛ و جايگاه او دوزخ است؛ و ستمكاران، يار و ياورى ندارند ( مائده / 72 ) » همچنین اولین موعظة لقمان حکیم به فرزندش دوری از شرک است و علت آن را جنین بیان می کند : « وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ : هنگامى را كه لقمان به فرزندش - در حالى كه او را موعظه مىكرد - گفت: (پسرم! چيزى را همتاى خدا قرار مده كه شرك، ظلم بزرگى است.) ( لقمان / 13 ) » . این گناه به قدری بزرگ است که در دو جای قرآن خداوند متعال می فرماید : « إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ : خداوند، شرك به او را نمىآمرزد؛ [ولى] كمتر از آن را براى هر كس بخواهد [و شايسته بداند] مىآمرزد. ( نساء/116) » . اگر انسانی با شرک از دنیا برود قابل بخشش نخواهد بود ( بدیهی است که در صورت توبه ، خداوند حتی شرک را هم می آمرزد ، مانند بسیاری از اصحاب پیامبر (ص) که در زمرة مشرکین بودند و بعد اسلام آوردند ) .
فرقه ها و ادیان عمده که به شرک آلوده اند عبارتند از :
1 – یهود ، که قائل به دو خداوند بودند « وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ : يهود گفتند: (عزير پسر خداست!) ( توبه / 30 ) » این گروه ، علماء و بزرگانشان را هم رب می دانند .
2 – زرتشتی ها ، قائل به دو مبدأ و و منشأ اثر در عالم وجود هستند : 1 ) اهورامزدا (منشأ نیکی ها) 2 ) اهریمن ( منشأ بدی ها )
3 – نصاری ، که آنها هم قائل به سه خدا هستند و احبار و رهبان را هم رب خود می دانستند و می دانند « وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ : و نصارى كفتند: مسيح پسر خداست! ( توبه / 30 ) »
4 – بت پرستان ، اقوام مختلف بت پرست ، چه گذشتگان مانند قوم نوح (ع) ، عاد و ثمود و چه مشرکان مکه و چه کسانی که الان مجسمة بودا را و یا بتهای دیگر را می پرستند .
5 – فرقه هائی که حضرت علی (ع) یا فرزندان او را خدا می دانند ، مانند فرقه های (اهل حق !! ) و بعضی از دراویش که ائمه یا بزرگان خود را در مقابل خداوند منشأ اثر می دانند .
موارد دیگری از شرک وجود دارد که انشاءالله در آینده تفصیلاً بحث خواهد شد .
2 – یأس از رحمت خدا
« وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ : و از رحمت خدا مأيوس نشويد؛ كه تنها گروه كافران، از رحمت خدا مأيوس مىشوند ( یوسف 87 ) » .
3 – القنوط من رحمة الله
قنوط اخص از یأس است ، زیرا یأس تنها نومیدی قلبی است ، هر گاه این نا امیدی قلبی شدید شود به طوری که به ظاهر هم سرایت کند و از کلمات شخص نومیدی تراوش کند و هر شخص با هوشی با برخورد با او این ناامیدی را درک کند . بعضی هم گفته اند : یأس ، نا امیدی دردل است و قنوط ، بد گمانی به پروردگار عالم ، طوری که فکر کند که خداوند به او رحم نمی کند و توبة او را قبول نمی فرماید ، اگر این معنا در ذهن باشد شکی نیست که به سوء ظن که از صفات مشرکین و منافقین است دچار گردیده ، چنانچه خداوند در سورة فتح آیة 6 می فرماید : « وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيراً : و [نيز] مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرك را كه به خدا گمان بد مىبرند مجازات كند؛ [آرى] حوادث ناگوارى [كه براى مؤمنان انتظار مىكشند] تنها بر خودشان نازل مىشود! خداوند بر آنان غضب كرده و از رحمت خود دورشان ساخته و جهنم را براى آنان آماده كرده؛ و چه بد سرانجامى است » .
در مورد قنوط خداوند در سورة مبارکة زمر آیة53 می فرماید : « قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ : بگو: (اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كردهايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مىآمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است » ؛ ور در آیة 55 سورة حجر می فرماید : « قالُوا بَشَّرْناكَ بِالْحَقِّ فَلا تَكُنْ مِنَ الْقانِطِينَ : گفتند: تو را به حق بشارت داديم؛ از مأيوسان مباش » .
امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) می فرمایند : « عَجَبتُ لِمن یَقنَطُ وَ مَعَهُ النِّجاة وَ هُوَ الإستِغفار ( غررالحکم /4/337 ) .
4 – الأَمن مِن مَکرالله
انسان از انتقام پنهانی و ناگهانی و قهر خفیّ الهی نباید خود را ایمن دانسته و راحت باشد ( از انواع مکر الهی املاء و استدراج است ) .
امام صادق (ع) ، امام کاظم (ع) ، امام رضا (ع) و امام جواد (ع) این مورد را از گناهان کبیره شمرده اند . قرآن کریم هم در آیات 99-97 سورة اعراف به این موضوع اشاره دارد : « أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا بَياتاً وَ هُمْ نائِمُونَ * أَ وَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا ضُحًى وَ هُمْ يَلْعَبُونَ * أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ : آيا اهل اين آباديها، از اين ايمنند كه عذاب ما شبانه به سراغ آنها بيايد در حالى كه در خواب باشند؟ * آيا اهل اين آباديها، از اين ايمنند كه عذاب ما هنگام روز به سراغشان بيايد در حالى كه سرگرم بازى هستند؟ * آيا آنها خود را از مكر الهى در امان مىدانند؟! در حالى كه جز زيانكاران، خود را از مكر [و مجازات] خدا ايمن نمىدانند »
5 – قتل
در قرآن کریم به طرق مختلفی به این گناه کبیره اشاره گردیده است .
الف ) قتل مؤمن : « وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً : و هر كس، فرد باايمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازاتِ او دوزخ است؛ در حالى كه جاودانه در آن مىماند؛ و خداوند بر او غضب مىكند؛ و او را از رحمتش دور مىسازد؛ و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است ( نساء / 93 ) »
ب ) قتل نفس محترمه : « وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً : و كسى را كه خداوند خونش را حرام شمرده، نكشيد، جز بحق! و آن كس كه مظلوم كشته شده، براى وليش سلطه [و حق قصاص] قرار داديم؛ اما در قتل اسراف نكند، چرا كه او مورد حمايت است ( اسراء /33 ) » ؛ « أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً : هر كس، انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد، چنان است كه گويى همه انسانها را كشته ( مائده / 32 ) »
ج ) خود کشی هم حرام است : « وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً * وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ ناراً وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً : و خودكشى نكنيد! خداوند نسبت به شما مهربان است * و هر كس اين عمل را از روى تجاوز و ستم انجام دهد، بزودى او را در آتشى وارد خواهيم ساخت؛ و اين كار براى خدا آسان است (نساء/ 30-29 ) »
6 – عقوق والدین
« وَ قَضى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَرِيماً : و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد! و به پدر و مادر نيكى كنيد! هرگاه يكى از آن دو، يا هر دوى آنها، نزد تو به سن پيرى رسند، كمترين اهانتى به آنها روا مدار! و بر آنها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو( اسراء/23 ) »
منظور از عاق والدین عدم مشارکت و مدد کاری در رفع نیازهای والدین به جان و مال و آبرو و عدم اطاعت و فرمانبرداری از آنان است .
هر گناهی که در قرآن کریم یک بار وعدة عذاب جهنم برای آن آمده باشد گناه کبیره است ، اما در مورد عاق والدین قرآن آنها را به سه صفت یاد می کند و برای هر صفت وعدة عذاب جهنم را می دهد و این نشان دهندة خشم خداوند نسبت به عاق والدین است .
قرآن کریم از قول دو پیامبر بزرگ الهی ( حضرت عیسی (ع) و حضرت یحیی (ع) ) دربارة نیکوکاری به پدر و مادر این چنین می فرماید : « وَ بَرًّا بِوالِدَتِي وَ لَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيًّا : و مرا نسبت به مادرم نيكوكار قرار داده؛ و جبّار و شقى قرار نداده است ( مریم /32 ) » دو صفت برای عدم نیکوکاری و عاق والدین بیان فرموده : جبار و شقی ؛ « وَ بَرًّا بِوالِدَيْهِ وَ لَمْ يَكُنْ جَبَّاراً عَصِيًّا : او نسبت به پدر و مادرش نيكوكار بود؛ و جبّار [و متكّبر] و عصيانگر نبود (مریم /14 ) » در این آیه هم دو صفت دیگر بیان می کند : جبار و عصی . بنابراین برای عاق والدین در قرآن کریم سه صفت بیان شده است ( جبار – شقی – عصی ) و برای هر سه صفت وعدة عذاب دائمی جهنم بیان شده است
جبّار : « وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ * مِنْ وَرائِهِ جَهَنَّمُ وَ يُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ *يَتَجَرَّعُهُ وَ لا يَكادُ يُسِيغُهُ وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ وَ ما هُوَ بِمَيِّتٍ وَ مِنْ وَرائِهِ عَذابٌ غَلِيظٌ : و آنها [از خدا] تقاضاى فتح و پيروزى [بر كفار] كردند؛ و [سرانجام] هر گردنكش منحرفى نوميد و نابود شد * به دنبال او جهنم خواهد بود؛ و از آب بد بوى متعفّنى نوشانده مىشود * بزحمت جرعه جرعه آن را سرمىكشد؛ و هرگز حاضر نيست به ميل خود آن را بياشامد؛ و مرگ از هرجا به سراغ او مىآيد؛ ولى با اين همه نمىميرد! و بدنبال آن، عذاب شديدى است ( ابراهیم / 17-16-15 ) »
شقی : « فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ * خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلاَّ ما شاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ : امّا آنها كه بدبخت شدند، در آتشند؛ و براى آنان در آنجا، (زفير) و (شهيق) [= نالههاى طولانى دم و بازدم] است * جاودانه در آن خواهند ماند، تا آسمانها و زمين برپاست؛ مگر آنچه پروردگارت بخواهد! پروردگارت هر چه را بخواهد انجام مىدهد ( هود / 107-106 ) »
عصی : « و َ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فِيها وَ لَهُ عَذابٌ مُهِينٌ : و آن كس كه نافرمانى خدا و پيامبرش را كند و از مرزهاى او تجاوز نمايد، او را در آتشى وارد مىكند كه جاودانه در آن خواهد ماند؛ و براى او مجازات خواركنندهاى است ( نساء / 14 ) »
رسول خدا (ص) بر بالین جوانی که در حال احتضار بود حاضر گردید ، آن حضرت کلمة شهادت را به او تلقین فرمود لکن جوان نتوانست بگوید . پرسید : آیا مادر دارد ؟ زنی نزد او بود عرض کرد بلی من مادر او هستم . فرمود آیا بر او غضبناکی ؟ گفت : آری شش سال است که با او حرف نزده ام . پس آن حضرت خواهش فرمود از او راضی شود . مادر به خاطر آن حضرت از جوان درگذشت . زبان آن جوان به کلمة توحید باز شد . حضرت به او فرمود چه می بینی ؟ گفت : مردی سیاه و زشت روی و بدبوی مرا رها نمی کند ، حضرت به او فرمودند بگو : « یا مَن یَقبَلُ الیَسیر و یَعفو عَنِ الکثیر اَقبُل مِنّی الیَسیر واعفُ عَنّی الکثیر » جوان خواند و عرض کرد می بینم مردی سفید رنگ خوش روی ف خوشبوی رو به من آورد و هیولای مهیب اولی از من دور شد . حضرت فرمودند همان جمله را تکرار کن ، پس از آن جوان گفت : ان هیکل موحشه به کلی محو گردید . پس ان حضرت شاد شد و فرمود خدا او را آمرزید ، آنگاه جوان از دنیا رفت . ( بهشت اخلاق / 2 / 546 )
7 – قطع رحِم
عبارت است از آزار رساندن به خویشان ، به گفتار یا رفتار یا کوتاهی کردن در رسیدگی به امورات آنان و دریغ ورزیدن از لطف به آنها .
خداوند متعال در قرآن کریم سه بار قطع کنندة رحم را لعنت کرده است : « الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ : فاسقان كسانى هستند كه پيمان خدا را، پس از محكم ساختن آن، ميشكنند؛ و پيوندهايى را كه خدا دستور داده برقرار سازند، قطع نموده، و در روى زمين فساد ميكنند؛ اينها زيانكارانند ( بقره 27 ) » ؛ « وَ الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ : آنها كه عهد الهى را پس از محكم كردن مىشكنند، و پيوندهايى را كه خدا دستور به برقرارى آن داده قطع مىكنند، و در روى زمين فساد مىنمايند، لعنت براى آنهاست؛ و بدى [و مجازات] سراى آخرت ( رعد / 25 ) » ؛ « فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ *أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى أَبْصارَهُم : اگر [از اين دستورها] روى گردان شويد، جز اين انتظار مىرود كه در زمين فساد و قطع پيوند خويشاوندى كنيد؟* آنها كسانى هستند كه خداوند از رحمت خويش دورشان ساخته، گوشهايشان را كر و چشمهايشان را كور كرده است ( محمد / 23-22 ) »
سعایت بی شمار از امام موسی کاظم (ع) نزد خلیفة عباسی ( هارون الرشید (لع) ) سبب شد تا هارون سؤال کند از آل ابی طالب کسی را طلب کنید تا احوالات او را بداند . یحیی برمکی ، علی بن اسماعیل برادر زادة امام را معرفی کرد . به امر خلیفه نامه ای برای علی نوشتند و او را به بغداد طلبیدند . چون امام بر این سرّ اطلاع یافت او را طلبید و فرمود : کجا می خواهی بروی ؟ گفت بغداد . فرمود:برای چه می روی ؟ گفت قرض بسیار دارم . فرمود : من قرض تو را اداء می کنم و خرجت را می دهم ، اما او قبول نکرد و گفت مرا وصیتی کن ! حضرت فرمودند : تو را وصیت می کنم در خون من شریک نشوی و اولاد مرا یتیم نگردانی و تا سه مرتبه تکرار کردند و سیصد دینار طلا و چهار هزار درهم به او عطا نمودند . بعد حضرت به حاضران فرمودند : او در ریختن خون من سعایت خواهد کرد . علی به بغداد آمد و بر یحیی برمکی وارد شد . شب در خلوت یحیی سخنانی را به علی تعلیم داد و گفت : فردا در حضور خلیفه که دربارة موسی بن جعفر (ع) می پرسد بگو : من ندیده ام در یک زمان دو خلیفه باشد ، شما در بغداد و موسی بن جعفر (ع) در مدینه ، نزدیک است مردم را علیه تو بشوراند ! فردا صبح علی بر هارون وارد شد و هر چه توانست بر علیه موسی بن جعفر (ع) مطالب سعایت انگیز گفت از جمله اینکه از اطراف برایش پول می آورند و اسلحه برایش مهیا می کنند و از مردم بیعت می گیرد و می خواهد دولتی تشکیل دهد . هارون (لع) که گویی در خواب بود و تازه بیدار شده بود او را مرخص کرد و چهارهزار درهم برایش فرستاد . وقتی که پولها را برای علی آوردند دردی سخت در گلویش ایجاد شد و همان ساعت به خاطر قطع رحم با عمویش موسی بن جعفر (ع) مُرد و کیسة پولها را به خزانة هارون الرشید (لع) برگرداندند و بدین سان علی بن اسماعیل حسرت پولها را با خود به گور بُرد . ( منتهی الآمال /2/213 )
8 – خوردن مال یتیم
« إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً : كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مىخورند، [در حقيقت،] تنها آتش مىخورند؛ و بزودى در شعلههاى آتش [دوزخ] مىسوزند ( نساء/10 ) »
از حضرت صادق (ع) مروی است که فرمودند : خدای تعالی در خوردن مال یتیم وعدة دو عقوبت داده است : اُخروی و دنیوی ، اما عقوبت اُخروی آتش جهنم است و عقوبت دنیوی ، هر کس به یتیمان مردم ستم نموده و مال آنها را تلف کند ، به یتیمان او هم ظلم خواهد شد ، چنانچه به این مطلب در قرآن مجید هم اشاره شده که باید از این امر مردم ترسان باشند : « وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً : كسانى كه اگر فرزندان ناتوانى از خود بيادگار بگذارند از آينده آنان مىترسند، بايد [از ستم درباره يتيمان مردم] بترسند! از [مخالفت] خدا بپرهيزند، و سخنى استوار بگويند ( نساء / 9 ) » .
تعبیرات قرآن دربارة ترک گناهان به دو گونه است :
الف ) این گناه را انجام ندهید
« وَ لا تَنْقُصُوا الْمِكْيالَ وَ الْمِيزانَ إِنِّي أَراكُمْ بِخَيْرٍ وَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ مُحِيطٍ : پيمانه و وزن را كم نكنيد [و دست به كمفروشى نزنيد]! من [هم اكنون] شما را در نعمت مىبينم؛ [ولى] از عذاب روز فراگير، بر شما بيمناكم ( هود / 84 ) »
ب ) به این گناه نزدیک نشوید
« وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِيلاً : و نزديك زنا نشويد، كه كار بسيار زشت، و بد راهى است ( اسراء / 32 ) »
« لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ : و نزديك كارهاى زشت نرويد، چه آشكار باشد چه پنهان! ( انعام / 151 ) » امام باقر (ع) فرمودند : گناهان ظاهری ، زنا و گناهان باطنی دوست نامشروع ( دوست دختر) گرفتن است .
« وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ : و به مال يتيم، جز به بهترين صورت [و براى اصلاح]، نزديك نشويد، تا به حد رشد خود برسد! ( انعام / 152 ) »
نزدیک شدن به مال یتیم ، زنا و گناهان باطنی ( دوست نامشروع گرفتن ) باعث وسوسة شدید می شود ، لذا نزدیک شدن به اینها باعث همان فرورفتن در حرام است .
استاد قنبر بیگی جهت مطالعه بیشتر به کتابهای ذیل مراجعه نمائید :
1 – بهشت اخلاق
2 – گناهان کبیره _ آیت الله دستغیب
3 – تفسیر نور
4 – تفسیر نمونه
5 – منتهی الآمال