قبل از بررسى كتبى كه اهل كتاب آن را كتب آسمانىخود مىدانند، لازم است چند كلمهاى در باره خود اهل كتاب حثشود تا ببينيم اين كلمه شامل تنها يهودو نصارا مىشود ويا شامل مجوس نيز مىگردد و چون مساله عقلى نيست قهرا تنها راه اثبات و نفى آن دليل نقلى، يعنى قرآن وروايت است و روايات (1) هر چند مجوس را اهل كتاب خوانده، كه لازمهاش آناست كه اين ملتنيز براى خود كتابى داشته باشد و يا منسوب به يكى از كتابهائى از قبيل
(1) وسائل ج 11 ص 96 باب 49.
[صفحه: 482]
كتاب نوح و صحف ابراهيم و تورات موسى و انجيل عيسى و زبورداود باشد كه قرآن آنها راكتاب آسمانى خوانده و ليكن قرآن هيچ متعرض وضع مجوس نشده و كتابى براىآنان نام نبرده و كتاب اوستا كه فعلا در دست مجوسيان است نامش درقرآن نيامده، كتاب ديگرى هم كهنامش در قرآن آمده باشد در دست ندارند.
و كلمه اهل كتاب هر جا در قرآن ذكر شده، مراد از آن يهود ونصارا است كه خودقرآن براى آنان كتابى نام برده كه خداى تعالى براى ايشان نازل كرده است.
اما كتبى كه در دستيهود است و آنها را كتب مقدسهمىخوانند سى و پنج كتاباست كه يكى از آنها تورات است و مشتمل است بر پنجسفر: 1 - سفر خليقه2 - سفر خروج3 - سفر احبار 4 - سفر عدد 5 - سفر استثناء و يكى ديگر كتب مورخينى است كه مشتمل است بردوازدهكتاب: 1 - كتاب يوشع 2 - كتاب قضات بنى اسرائيل 3 - كتاب راعوث 4 و 5 - دو سفرمربوط به صموئيل 6 و 7 - دو سفر ازاسفار ملوك 8 و 9 - دو سفر از اخبار ايام 10 و 11 - دو سفر ازاسفار عزرا 12 - سفر استير، يكى ديگر كتاب ايوبو يكى زبور داود و يكى كتب سليمان كهآن نيز مشتمل بر چند كتاب است: 1 - كتاب امثال 2 - كتاب جامعه 3 - كتابتسبيح التسابيح و يكى ديگر كتب نبواتاست كه مشتمل است بر هفده كتاب: 1 - كتاب نبوت اشعياء 2 - كتاب نبوتارميا 3 - كتاب مراثى ارميا 4 - كتاب حزقيال5 - كتاب نبوت دانيال 6 - كتاب نبوت هوشع 7 - كتاب نبوت يوييل 8 - كتاب نبوت عاموص9 - كتاب نبوت عويذيا 10 - كتاب نبوت يونان 11 - كتاب نبوت ميخا 12 - كتاب نبوت ناحوم، 13 - كتاب نبوت حيقوق 14 - كتاب نبوت صفونيا 15 - كتاب نبوت حجى 16 - كتاب نبوتزكريا 17 - كتاب نبوت ملاخيا.
ولى قرآن كريم از ميان آنها به جز تورات موسى و زبور داود عرا نام نبرده، و اما آنچه نزد نصارا كتاب آسمانى خوانده مىشود همان انجيلهاى چهارگانه است: يعنىانجيلمتى و انجيل مرقس و انجيل لوقا و انجيل يوحنا و يكى ديگر كتاب اعمال رسولان و يكىچند رساله زير است: 1 - چهارده رساله از بولس 2 - رساله يعقوب 3 و4 - رساله بطرس 5 و 6 و 7 - رسالههاى يوحنا8 - رساله يهوذا و يكى هم رؤياى يوحنا است.
و قرآن كريم از آنها يعنى از كتب مقدسه مخصوص نصارا بجزاين مقدار را ذكر نكردهكه در بين كتب آسمانى كتابى است كه خدا آن را بر عيسى بن مريم نازل كرده و نامش انجيل
[صفحه: 483]
است كه البته انجيل نازل از ناحيه خداى تعالى يك انجيل بودهنه چهار تا، و نصارا هر چندنمىدانند چيست و آن را به رسميت نمىشناسند، ليكن در كلمات رؤساىايشان جسته وگريخته اعترافاتى يافت مىشود كه مسيح ع كتابى داشته به نام انجيل، از آن جمله دررسالهاى (1) كه بولسبه اهل غلاطيه نوشته، در اصحاح اول آمده: كه من تعجب مىكنم از اينكهشما اينچنين به سرعت از آنچه مسيحشما را دعوت مىكند به آن كه خود نعمت مسيح است، به سراغ انجيل ديگر مىرويد با اينكه آن در حقيقت انجيلى ديگر نيست (يعنىانجيل واقعىنيست) بلكه مشتى افراد پيدا شدهاند كه شما را به زور و اجبار وادار مىكنند به اينكه آنچه آنانتحريف كردهاند بپذيريد.
نجار هم در قصص انبيا به آنچه ما از رساله بولس نقل كرديم وبه مواردى ديگر ازكلمات وى كه در رسالههاى او يافته، استشهاد كرده است بر اينكه معلوم مىشود غير ازانجيلهاىچهارگانه معروف، انجيل ديگرى بوده به نام انجيل مسيح.
و قرآن كريم با اين حال خالى از اين اشعار نيست كه بعضى آياتواقعى و حقيقىتورات نزد يهود موجود بوده و همچنين بعضى از قسمتهاى انجيل واقعى و حقيقى نزد نصارا موجود بوده است و اين اشاره از آيات زير به خوبى استفاده مىشود: و كيف يحكمونك وعندهمالتورية فيها حكم الله (2)، و من الذين قالواانا نصارى اخذنا ميثاقهم، فنسواحظا مما ذكروا به (3)، كه دلالت اين آيات بر مدعاى ما روشن است.
(1) رساله بولس.
(2) چگونه يهود سر به حكم تو فرمودآرند با اينكه تورات نزد ايشان بود و در آن حكم خدا وجود داشتولى آن را نپذيرفتند. سوره مائده، آيه 43.
(3) ما از آنها هم كه گفتند: ما نصارائيم پيمانشان بگرفتيمولى مقدارى از آنچه به ايشان تذكرداديم فراموش كردند. سوره مائده، آيه 14.
منبع:
علامه سيد محمد حسين طباطبايى ترجمه الميزان ج 3 صفحه 481