قطعات برگزیده

مراحل تفسير موضوعى

رای دهی:  / 0
ضعیفعالی 

مرحله اول: آياتى كه در آن زمينه وارد شده است، جمع‏آورى كند. در اين مرحله آنچنان بايد حضور ذهن درباره قرآن كريم داشته باشد كه، به مقدار وسع وبه مقدار تكليف، همه آياتى كه در اين زمينه نظر دارند خواه راجع به گفتار معصومين عليهم السلام باشد يا ناظر به رفتار آنان‏نفيا واثباتا جمع‏آورى نموده تا چيزى از روايات فروگذار نشود.
مرحله چهارم: بين اين روايات جمع‏آورى شده، جمع‏بندى كند. يعنى مطلقات را با مقيدات، عامها را خاص، محكمهاى روائى را ما متشابهات، ناسخ‏ها را با منسوخ، مجملها را با مبين بسنجد، وهمان كارى كه در استنباط فقهى عمل مى‏شود بايد در هر موضوعى انجام دهد، تا بتواند نتايجى را كه از بررسى روايات حاصل شده، ارائه دهد.
مرحله پنجم: نتايج متعددى كه از آيات به دست آمده است، به صورت يك اصل مهم درآورد، وهمچنين ثمرات گوناگونى كه از روايات حاصل شده است، به صورت يك اصل جامع ارائه نمايد.
مرحله ششم: در اين مرحله بين نتايج‏به دست آمده از قرآن وثمرات استنباط شده از روايات يك جمع بندى نهايى بنمايد تا با هماهنگى قرآن وعترت، يك مطلب را استنباط كند.
اگر اين مراحل ششگانه تحقيقى را پيمود وخواست درباره موضوعى سخن بگويد، ادب دينى واحتياط علمى اقتضا مى‏كند كه بگويد: مقتضاى اين آيه، اين است‏يا مقتضاى اين روايت، چنين است نه آن كه بگويد اسلام چنين مى‏گويد. واگر خواست نظر اسلام را نقل كند، به خود اسناد ندهد، بلكه محصول تحقيق محققانى كه اين شش مرحله استنباطى را سپرى نموده‏اند، نقل كند، وبگويد: محققين ما چنين نظر داده‏اند، كه نظر اسلام در اين زمينه چنين است.
نقل عقل واجماع در تبيين معارف اسلامى‏
در اجماع دو حيثيت لازم است:
1  .اين كه كاشف از راى معصوم عليهم السلام باشد، يا خود معصوم‏سلام الله عليه داخل در بين مجمعين باشد.
2  .بعد از آن كه اجماع، كشف از راى معصوم كرد عقل حكم مى‏گند به اين كه: كاشف از راى معصوم حجت است. ويا اگر داخل در مجمعين باشد عقل مى‏گويد: راى معصوم به اراء ديگران بها مى‏دهد وآنها را حجت مى‏كند. پس، نتيجه اجماع از يك نظر به نت‏برمى‏گرددبه لحاظ مكشوف واز جهت ديگر به عقل بر مى‏گردد.
وعقل نيز گرچه در مقام استدلال يك نيروى قوى است، ليكن اگر يك مطلب يا ماده قضيه‏اى را عقل به عهده بگيرد، آن مطلب يا با صراحت، يا به نحو التزام، ويا به نحو ملازمه در بيان قرآن وعترت آمده است.

زيرا عقل در مقام اثبات معتبر است واز خود نظرى ندارد، واگر در مواردى نظير «مستقلات عقليه» از خود نظرى ارائه مى‏دهد، آن را هم يا در متن شرع مى‏توان يافت، ويا شرع امضا نموده است واگر عين قضيه در متن شرع نيامده بر اساس ملازمه آن را امضا كرده است. بنابراين گرچه منابع استدلال، «كتاب» و «سنت» و «اجماع» و «عقل» است ويك محقق در تمام مراحل تفسيرى از منبع عقل واجماع نيز غفلت نخواهد داشت، اما بايد توجه كند كه بازگشت‏حجيت عقل واجماع به حجيت كتاب وسنت است و وقتى مى‏توان موضوعى را به قرآن كريم اسناد داد كه همه اين منابع قوى وغنى، مورد ملاحظه قرار گرفته باشد.

جستجو در سایت